10 گزیده اشعار مولانا (عاشقانه) ++ {معنی شعر و زندگینامه}

اگر علاقه مند به اشعار عاشقانه و احساسی هستید مطالعه گزیده ای از بهترین شعرهای عاشقانه در ستاره به شما پیشنهاد میشود. شعر موج نوازشی، ای گرداب، به علت اهمیت بعضی از کلمات آن و کارکردهای عارفانه آن جز دسته شعرهای عارفانه سهرابند. البّته بعضی از کسانی که نامشان را ذکر کردیم از شاعرانی هستند که در دوران قبل از انقلاب هم شعر سروده اند و آثاری را به جای گذاشته اند. در این مقاله، نه همه ابعاد داستانسرایی نظامی، بلکه تنها توجه خاص او به زنان،به عبارت دیگر «زن محوری» در آثارش بررسی می شود و مجموعه فضائلی که زن آرمانی در شعر وی دارد، با استناد به تمام آثار او، یعنی 30 هزار بیت مشتمل بر مخزن الاسرار،خسرو و شیرین، لیلی و مجنون، هفت پیکر، اسکندرنامه (شامل اقبالنامه و شرفنامه)، قصاید و غزلیات و …

و اتاق را در روشنی اضطراب تنها گذاشت. به نظر نگارنده، موارد مذکور نشان دهنده اعتقاد عمومی و عرف اجتماعی در خصوص زنان بوده است نه عقیده شخصی نظامی؛ زیرا اگر اعتقاد نظامی چنین بود، نباید موارد متعدد فراوانی در آثار او یافت می شد که خلاف این آموزه ها را ترویج می دهند. او به رغم برتری های مادی خسرو، وی را تحت الشعاع جلال معنوی و اخلاقی خود قرار می دهد و برخودکامگی های او پیروز می شود. انسان در تعقیب حوادث داستان های نظامی، مجذوب نوسان های روحی و جدالهای درونی شخصیتها می شود؛ او به بهترین وجه توانسته شخصیت عاشق مصمم و باوفا را در شیرین، دختر سوخته در نظام قبیله ای پدرسالار را در لیلی، خوشگذران سبکسر را در خسرو و کامران نامجو را در بهرام گور ترسیم کند.

او زن و مرد را مانند كشتی و كشتیبان میداند كه هر دو لازم و ملزوم همدیگرند و باید با تدبیر و سعی و تلاش در دریای حوادث روزگار خانواده را به سلامت به ساحل امن برسانند. تقریباً تمام موارد مذکور، در گفتگوها و عقاید و اعمال قهرمانان داستانها ابراز می شوند، اما نظامی سیر حوادث داستان ها را چنان هدایت می کند که سرانجام خلاف آنها ثابت شود. مثلاً آنجا که اسکندر در کشورگشایی خود نیرنگ می ورزد و در پوشش پیک اسکندر به دربار نوشابه فرمانروای بردع (از محال روس و ابخاز) می رود، نوشابه با هوشمندی و فراست خود، وی را می شناسد و در گفتگوهایی برتری خود را ابراز می دارد؛ اسکندر با آنکه در برابر نوشابه احساس شرمساری کرده به کاردانی او اعتراف می کند، معتقد است که زن نباید دلیر و فرمانروا باشد و اگر پرده نشین بماند بهتر است؛ به او نباید اعتماد کرد هرچند پارسا باشد، چون به هر حال زن، زن است!

مولانا در سال 604 هجری قمری در 6 ربیع الاول (برابر با 15 مهرماه) در بلخ به دنیا آمد. سپس به تشریح وظایف زن به عنوان یك همسر و كدبانوی خانه میپردازد و برای زن نقشی همسان و برابر با مرد قائل میشود هر چند این تساوی به هیچ وجه به تساوی حقوق و امتیازات منجر نمیشود. زن در داستانهای نظامی قدرت بالقوة رهبری و ادارة کشور و اخذ حکمت و خردمندی را دارد و در ارضای امیال شهوانی مرد خلاصه نمی شود؛ مانند مردان در حکمرانی و سیاست، حکمت و دانش، دلاوری و جنگ، عفت و پاکدامنی، خردمندی و دادگستری عرض وجود می کند و در بسیاری از موارد، به ویژه در عشق و استقامت، حتی بر مردان ترجیح دارد.

شعرهای این مجموعه الگو و مرجع بسیاری از شاعران پس از او شد و هنوز دست به دست و دهان به دهان میچرخد. اما در این میان، شاعرانی بودند که شعر را با فاکتها و اِلمانهای شعری دهه هفتاد شروع کرده و آموخته بودند و با اینکه جزو شاعران دهه هشتاد محسوب میشوند رگههای شعر دهه هفتاد در شعرهایشان به چشم میخورد؛ شاعرانی مثل روجا چمنکار که نخستین مجموعه شعرش «رفته بودی برایم کمی جنوب بیاوری» در سال ۱۳۸۰ به چاپ رسید.

نورآباد هم همیشه شاعران خوبی رو به شعر کشور معرفی کرده. اشعار غنایی و عاشقانه و حتی توصیفهای طبیعی شاعران سرشار از جلوه این نعمت الهی است. در سراسر داستان خسرو و شیرین، سیمای شیرین بر تمام اشخاص و مناظر داستان سایه میاندازد، چنانکه در میان همه شکوه و جلال دربار خسرو پرویز،هیچ چیز درخشانتر و چشمگیرتر از وجود شیرین دیده نمی شود. مهین بانو، عمه شیرین که فرمانروای ارمنستان است، چون از عشق شیرین آگاه می شود، مانند مادری دلسوز او را به عفت و خویشتن داری پند می دهد و آتش افروزی شیطان و وسوسه های او را میان عاشق و معشوق یادآوری می کند که اگر غفلت کنی و کام خسرو برآری، هم بدنام شوی و هم او ترک تو گوید، اما اگر خویشتن داری کنی، مطابق رسم و آیین خواستگاری کند و تو را کابین بندد.

بنابراین بیش از هر مطلبی باید ابتدا دید مولانا از چه بعدی زن را وسیله ای برای آزمایش انسان و ابزاری در دست شیطان می داند. زن در این نگرش معشوق، مادر، مربی، سیاستمدار و حکیم است و برخی صفات مردانه را هم داراست. حکیم نظامی گنجوی (حدود 530- 614 هـ . مثلاً چنانکه «برتلس» خاورشناس روسی هم یادآوری کرده، در منظومه خسرو شیرین، قهرمان واقعی داستان و نقطه مرکزی آن، شیرین است نه خسرو؛ در این داستان خسرو مانند مردم روزگار خود، زن را بازیچه ای قابل خرید و فروش برای ارضای امیال خود می پندارد، اما نظامی با قاطعیت از احترام به زن، از شخصیت انسانی او و از قهرمانیها و شعور و ذکایش سخن می گوید.

شیرین در حالیکه بر پاهای بندسای خسرو بوسه می زند، آنقدر حکایتهای مهرانگیز می گوید که او را به خواب می کند و خود نیز خسته از پرستاری طولانی در کنار او به خواب می رود؛ در همین هنگام دژخیم وارد می شود و جگرگاه خسرو را دریده می گریزد. اما این شخصیت، نظامی را راضی نمیسازد؛ او شیرین را بر می کشد، وی را شاهزاده ارمنستان می کند، همه امکانات و خدم و حشم را در اختیارش می گذارد و او را قهرمان اول داستان قرار می دهد. ايشان براي شکسته شدن قفل اسارت زن ايراني و رسيدن به برابري حقوق زنان و مردان، بر حضور زنان در عرصه هاي گوناگون اجتماعي و فرهنگي تاکيد مي کردند.

در اين راستا، بانوان شاعر، با ابزار شعر راجع به وضعيت زنان در جامعه ايران داد سخن دادند و ضمن ريشه يابي علل تنزل زن در جامعه، به بانوان معاصر خويش راه حل ها و راهکارهايي را جهت احراز هويت و منزلت اصلي خود پيشنهاد دادند. با همه بدی ها، خوبی ها، زشتی ها و پاکی ها و هر جا که سخن شاعر به عشق می رسد، آن را با جاندارترین واژه ها بیان می کند و دیگر مرز بین زن و مرد بودن فراموش می شود. و شجاعت این نگاه مردانه را مدام به شعرش تزریق میکند. که در این میان پسر کشاورز مشکلات و فراز و نشیبهای زدگی خود و هلیا را بازگو میکند.

در سفره نان نیز ، هم بدان دشواری به پیش میباید برد. از ميان بانوان سخنور، ژاله قائم مقامي، پروين اعتصامي و سيمين بهبهاني در باب زن و مسائل بانوان، نظرات ژرفتري دارند و بيشتر به آن پرداخته اند؛ بنابراين در اين مقاله ابعاد اين موضوع را با تکيه بر اشعار سه شاعر مزبور، مورد بررسي قرار مي گيرد. سیمین بهبهانی دلیل محکمی بود بر جایگاه واقعی شعر زنان و دفاعی جانانه از تمام شاعران زنی که در شعر کلاسیک، به دلیل شرایط جامعه، حتی نامشان به تذکرههای ادبی نیز راه نیافت؛او تا جایی که بسیاری از شاعران مرد همدورهاش، هرگز نام و جایگاه سیمین بهبهانی را در شعر پیدا نکردند و گوی زرین را خود به سیمین عطا کردند و یک پله پایینتر نشستند؛ هرچند علنیاش نکرده باشند.

مؤلفههای شعری گراناز موسوی و بسیاری از شاعران دهه هفتاد دستخوش تغییر شدند. ارائه می گردد. یادآوری این نکته ضروری است که آرا و نظریات او در زمانه خود، از نگاهی روشن و پیش بین حکایت می کند که با جامعه بسته و فئودالی آن روزگار سنخیت زیادی ندارد، بلکه در میان شاعران دیگر نیز نظایر بسیاری برای آن نمی توان یافت. با اجباری شدن قانون كشف حجاب توسط رضا خان و شعارهای متجددانهی او در باب آزادی زنان، بحث حقوق زن و جایگاه او درجامعه، مورد توجه و علاقهی نویسندگان و شاعران شده بود. پروین در شعر نهال آرزو مجددا از تصور عامه در باره زن و جایگاه نازلی كه به او بخشیدهاند شكایت میكند اما این پستی و بیقدری را به دلیل بیدانشی و بیهنری زنان میداند و از آنان میخواهد در كسب دانش و هنر بكوشند تا در آینده وضعیت آنان بهتر شود.

ناخشنودی شاعر تنها از آن روسـت كه جایگاه زن را در آن مناسبات ، آن چنان كه به واقع آرزومند است، پاس نمیدارند. اشعار پارسی تنها گنجینه هـای زنده از تمدن بلاد بزرگ پارس هستند و درس هایي آموزنده دارند. مرد در اینجا صاحب کلمات زیباست و صاحب جاه طلبی بزرگی است و دوست زن شهید است و دوست زن زنده به گور است. وحدت وجود به نوعی مفهومی عامتر بود که تمامی اجزای هستی را بخشی از خداوند یکتا میپندارد. او در پایان از برخی روحیات منفی زنانه انتقاد كرده و آن را باعث پستی و عدم پیشرفت آنها دانسته است.

من و تو با هم یعنی یک عشق مقدس ، یک قصه بی پایان… این خشکسالی بی دلیل نیست. آری« پدرم دیگر نیست » خطاست! از سوی دیگر سنت ادب کلاسیک بر آن است که بر معایب عالم طبیعت چشم پوشد و در هر زمینه، حد اکمل نیکی و نیکویی را عرضه دارد. نیما در منظومه “افسانه” به تصویر پردازی عشقی واقعی و زمینی مینشیند: عشقی كه هویتی مشخص دارد و متعلق به فرد و محیط طبیعی و اجتماعی معینی است.

دیدگاهتان را بنویسید