۵۰ جمله فلسفی عاشقانه

یک صورتبندی دوگانهانگاری جوهری است که بر پایه آن اندیشه و تن دو گوهر گوناگون اند و صورتبندی دیگری دوگانهانگاری در ویژگیها است که بر اساس آن اندیشه و حالات ذهنی نه از یک جوهر دگرگونه، که دربرگیرنده ویژگیهایی به جز ویژگیهای فیزیکی است. مسئله اندیشه -تن (روان و تن )٬ مسئله دشوار خودآگاهی و چیستی حالات ویژه ذهنی از دسته موضوعات اصلی در فلسفه ذهن هستند. و بر فرض استدلالی بودن اخلاقیات، آیا همه احكام اخلاقی، اعم از احكام اصلی (Basic Judgements) و احكام فرعی (Derivative Judgements) استدلالپذیرند یا آنكه احكام اصلی بینیاز از استدلالند؛ چنانكه برخی از شهودگرایان و پیروان نظریه حس اخلاقی معتقدند؟

این نظریه با حرکت جوهری قابل توضیح و توجیه است. زیرا نظریه ی حرکت جوهری نه تنها پیامدهای فلسفی مهم، بلکه ظرفیت انطباق با علم امروزی را، بسیار بیشتر از نظریه ی سنتی حرکت دارد. این نظریه اخلاقی نوعی فلسفهٔ سیاسی که همان حکومت دمکراتیک است را نیز در پی خواهد داشت. 7- فیلسوف به روشن کردن عقاید ما و نظریه هایی که درباره جهان و انسان و ارزشهای انسانی داریم، اصرار می ورزد. این فیلسوفان بُرهه تفکر با پیششرط منطق و ریاضی است که پیدایش فلسفه به جهان را بشارت میدهند. وقتی حماسه یاسین را دیدم کنجکاو شدم بدانم ایشان از آن دست علمای پشت جبهه ای بوده یا خط مقدم را هم تجربه نموده است.

از این رو، از حکومت دموکراسى حمایت مى کند، چون عمده افراد هر جامعه را طبقه متوسط آن تشکیل مى دهند تا از یک سو، نخبگان عقلى، علمى یا مالى و یا از سوى دیگر، فرومایگان و فقیران. از این رو، بعد از منع کشیشان از ازدواج میگویند، صیغهگیری کشیشان، شورشی بهجا و بر حق، علیه این قانون سخت و خشن است. همچنین اسلام ازدواج را عامل تقرب و مسیر اصلی نیل به مقام قرب میشمارد؛ درحالیکه مسیحیت راه اصلی تقرب را در عزوبت میجوید و ازدواج را مانع و مسیر انحراف آمیز و دور دست منتهی به مقام قرب میداند.

به این معنا که آن چیزی درست و خوب است که خداوند به آن امر کند و آن چیزی نادرست و شر است که خداوند ما را از آن نهی کند. 5- آیا وظایف و کارکردهایی که برای ازدواج بیان میشود و از آن انتظار میرود، در هر دو دین اسلام و مسیحیت یکسان است یا تفاوت دارد؟ اما کماکان میتونیم این موضوع رو یکی از اهداف مهم ازدواج در نظر بگیریم.

اما شکی نیست که بخش مهمی از نی نامه درباره اندیشه عاشقی در غریبستان است. در فلسفه ذهن از پارهای از زمینه ها گفتگو میشود: برترین پرسش فلسفهٔ ذهن که پرسشهای دیگری از دل آن پدید میآیند گفتگو درباره پیوند اندیشه و تن (کالبد) است. اصل پوشش مخصوص خانم ها نیست و بر مردان نیز تا حدودی لازم است. خواستم عرض کنم که سابقه خانوادگی به این صورت بوده است و معلوم است که «الحبّ و البغض یتوارثان» طبیعتا مقداری از ارادت بنده به مرحوم دکتر مهدی حائری یزدی شاید جنبه موروثی نیز داشته باشد.

کتاب مقدس از این منظر بنیان سه شاخصه بعدی است و به ترتیب اهمیت دیگر شاخصهها منظم شدهاند. بلکه برای شناخت یک چیز لازم است خود را در هویت آن و تمامی ظرفیتهای بالقوهاش دخیل کنیم. جواب آنها در این مورد این است که نه در گذشتهٔ دور و نه در آینده دور زنگی کنیم بلکه در نزدیکیهای زمان حال زندگی خود به جستجوی لذت برآییم. بلکه «جهان ایرانی … اکثر اساتید فلسفه اسلامی از نژادها و ملیتهای غیرعرب و بهویژه عده معتنابهی از آنان ایرانی میباشند و غالباً نیز آثار و تفکرات خود را به زبان پارسی نگاشتهاند.

پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / لوح تقدیر آیین ملی چهل سالگی انقلاب اسلامی / سازمان بسیج اساتید و دانشگاهها. فلسفهٔ اسلامی شاخهای از علوم اسلامی است که به تفسیر و توجیه متافیزیک اسلامی میپردازد. همچنان انتقاداتی در مورد اراده آزاد و تعریف سود حقیقی به این مکتب نیز وارد است. بهتر است پیش از آشنا شدن با مقولات عشر، ابتدا توضیحی مختصر در مورد ماهیت، وجود، جوهر و عرض داده شود. مهمترین تأثیر گرایش طبیعی در اخلاق، زاده شدن فلسفه سیاسی، فلسفه علوم اجتماعی و فلسفه حقوق است. قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن میگوید میفرماید : حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید و جنبه حیوانی ننگرند و این حرمت را مخصوص زنان مسلمان دانسته ، لذا نظر کردن به زنان غیر مسلمان را ، بدون قصد تباهی جایز میداند و علت آن این است که زنان غیر مسلمان از این حرمت بیبهرهاند.

این منطق، خارج را به عنوان کلیاتی که به هم منضم شده اند، معرفی می نماید و احیاناً طبقهبندی نیز میکند و از طریق طبقهبندی، امکان آدرس دادن به امور خارج را نیز مهیا میکند. از فلسفهٔ اسلامی با عنوان فقه اکبر یا حکمت نیز یاد میشود. پیوستگی فلسفهٔ اسلامی با عرفان باعث شده تا بسیاری مفسرین حامی این ایده باشند که نمیتوان بدون طلب خدا، به طلب حکمت پرداخت. سؤالي که در اينجا وجود دارد اين است که زندگي روزمرهي همگاني و معمول چه اشکالي دارد که ما به دنبال زندگي فيلسوفانه برويم؟ سپس به اختلاف میان این دو پرداخت و گفت که خدای عشق زمینی در دل فرومایگان خانه دارد و به دنبال تن و هوس است و آفرودیتۀ او محصول زن و مرد است!

اینک باید دید که اسلام این پیمان وثیق را به چه قصدی پی میریزد و بر آن اهتمام میورزد؟ و لذا در دین اسلام و قوانین آن می بینیم که عفو را یکی از صفات حمیده و پسندیده انسان ها در رابطه با دیگران به حساب آورده است چنان که از رسول خدا صلی الله علیه و آله چنین نقل شده است: «ثَلاثٌ مِنْ مَکارِمِ الأَخْلاقِ: یصِلُ مَنْ قَطَعَک وَ تُعْطِی مَنْ حَرَمَک وَ تَعْفُو مِمَّنْ ظَلَمَک». قاعدهٔ اساسی دیگر در فلسفهٔ کانت بیان میکند که انسان غایت فی نفسه است و باید با هر انسانی، خواه خود و خواه دیگران به عنوان غایت رفتار کرد نه وسیلهٔ رسیدن به هدف.

سقراط بدان گونه است که جاه و جلال و شکوه فرمانروایی و ثروت و مکنت آدمیان در برابرش به هیچ میارزد و در سینهاش فروغ خدایان متجلّی است آن چنان که اگر در صندوقهای سیلنی را بگشایی نور خدایان بر چشمانت فرو افتد! آیا چنین چیزی ممکن است؟ به نظر می آید که نمی توان چنین تعریفی از فلسفه تحلیلی ارائه داد؛ با این وجود واژه ی فلسفه ی تحلیلی در سیاق های مختلف افاده ی معنا می کند. بسیاری از مورخان فلسفه غرب، تحت تأثیر هگل، تاریخ فلسفه را منحصر به تاریخ فلسفه غرب میدانند و دیگر فلسفهها، از جمله فلسفه اسلامی را فرع و حاشیه ای از فلسفه غرب میشمارند.

او لذاتی را که خالص بودند و همراهشان درد و رنجی نبود را تشویق میکرد. سعادت بنا به نظر او به خوب غذا خوردن شباهت دارد، همانطور که برای تغذیه خوب باید اعتدال داشت برای نیل به سعادت نیز همین پاسخ را میتوان داد. برای توضیح این مطلب، می توان از شباهت خانوادگی که یکی از آموزه های ویتگنشتاین متاخر است، کمک گرفت. خداناباوران میگویند که «کشتن بد است.»؛ با این حال این افراد قائل به وجود خداوند نیستند.

همچنین فراطبیعت گرایان معتقد به عینیت اخلاقند. در نتیجه فراطبیعت گرایی گرایشی است از فلسفه اخلاق که تحت تأثیر فرامین الهی شکل گرفتهاست. پس فراطبیعت گرایی صادق نیست. پس از اتمام سطوح سه گانهٔ حوزه و از سال ۱۳۵۵ و به مدت بیش از ۲۰ سال در درس “خارج فقه و اصول” حضرات آیات “وحید خراسانی”، “علی مشکینی”، “حسینعلی منتظری” در قم؛ و کلاس درس مقام معظم رهبری و “آیت الله مجتبی تهرانی” در تهران شرکت کرد و همزمان با فراگیری فقه و اصول، سطوح مختلف فلسفه را نیز نزد اساتیدی چون “آیت الله احمد بهشتی”، “شهید مرتضی مطهری” و “آیت الله محمد محمدی گیلانی” فرا گرفت.

بر اساس تعریف مبتنی بر جغرافیا، فلسفه تحلیلی به فلسفهی آنگلوساکسون یا آنگلوامریکن۸ (انگلیسی – امریکایی) معروف است. تئوریهای عدالت عمدتاً مبتنی بر درک متقابل اجتماعی شکل میگیرند و نیز ارتباط میان قانون و اخلاقیات حاکم بر جوامع بر اساس تئوریهای عدالت میسر میشود. 3. مکتب فلسفی اشراق: در این روش هم از فکر و هم از تهذیب و تصفیه نفس برای مکاشفه (یافتن حقیقت توسط شهود عرفانی) استفاده میشود.

در حقیقت سر و کار این شاخه از فلسفه اخلاق با فضایل اخلاقی است. فضایل اخلاقی یعنی فضایلی که اخلاقی نامیدنشان موجه است. فضایل طبیعی از حیث اخلاقی خنثی هستند. وی همچنین بین معرفت و عمل اخلاقی شکافی قائل است و بیان میدارد که اعمالی از انسان سر میزند که لزوماً از روی اراده و خواست فرد نیست. گفت گوها و مباحثاتی که بین فلاسفه و متکلمان در موضوعات نظری درگرفته است، تأثیر بسیاری در مباحث و مواضع فلاسفه و سیر فلسفه داشتهاند. جالب آن که مهمترین مؤلفه در به وجود آمدن مکاتب مختلف فلسفه اخلاق، تفاوت تعبیر چیستی سعادت از منظر فلاسفه مختلف است.

از مهمترین اتفاقات زندگی هانری کُربَن، گسست وی از تفکر هایدگر یکی از تأثیرگذارترین فلاسفه تاریخ غرب است. نقد جدی تر این است که برای بدست آوردن لذتهای ارزشمند مانند یک شغل خوب گاه باید سالهایی را متحمل رنج شد. از این رو که پاسخ هر فرد برای انتخاب غذای مناسب به طبیعت او و دیگر مسائل وابسته است راه نیل به سعادت را نیز نمیتوان بهطور کلی تعیین کرد. مانند اينکه رنج بسياري بکشيد تا غذایی که هم بسيار اندک است و هم بدمزه است به شما بدهند. بر بال قلم شامل «بیداری اسلامی، در فلسفه سیاسی امام خمینی رحمه الله»، «بازخوانی بشارت های انبیاء علیهم السلام، به ظهور و بعثت پیامبر آخر الزمان صلیاللهعلیهوآله» و «بررسی نسبت جهانی سازی و تربیت اسلامی، فرصت ها و تهدیدها» است.

دیدگاهتان را بنویسید