چیستی و اهداف تربیت

در دیدگاهی دیگر، از روش تفکر قیاسی آزوبل استفاده میکنند، و در دیدگاهی دیگر، معلم در فرایند اکتشاف نقش کمک کننده دارد؛ یعنی معلم در ابتدا زمینهای را فراهم میکند که دانشآموزان بتوانند به فرضیهسازی، بررسی فرضیهها و نتیجهگیری بر اساس کاوش به عمل آمده بپردازند.28 حاصل اینکه در بحث روشها و فرایند تدریس، پرسش این است که تدریس چگونه باید باشد، تا اهداف از پیش تعیین شده جامة عمل بپوشد؟ بنابراین، برنامة درسی، ساختار اداری، فیزیکی و ظاهری مدرسه، تعامل معلم با دانشآموزان و نیز تعامل دانشآموزان با یکدیگر در مدرسه، نقش جدی در تربیت اخلاقی دانشآموزان ایفا میکند.

16. برای انها نیز تشریح گردد. 4. زندگی در کشور های عقب مانده مانند افغانستان و سایر کشور های عقب مانده برای جوانان یک زندگی تحمیلی بود والیدین برای اطفال و نو جوانان شان طوریکه دستور صادر مینمودند. تربیت در لغت به معنی پروریدن، پروراندن، پرورش دادن میباشد و در اصطلاح ایجاد تغییرات مطلوب در کسی یا چیزی و پرورانیدن رفتار شایسته برابر با نظام ارزشی یک جامعه یا محیط پیرامون آن محسوب میشود. 11 اطفال و نوجوانان ما در شرایط ارام و در جامعه ازاد تربیه گردیده و میگردند. جوانان روز بروز خود را با فرهنگ جدید بوقت بسیار کم ازینکه خواست محیط بوده اماده و جذب جامعه جدید میگردند.

که اطفال شان در اینده با ادب با اخلاق و چیز فهم و بلاخره در اینده صاحب تحصیلات عالی و صاحب حرفه ئئ و کمال وازثمره علم ودانش شان بنفع جامعه استفاده مثمر بعمل اید و خود ش نیز در اینده دارائ یک زندگی ارام و مرفع بوده باشند. رشته تربیت بدنی یکی از رشته های علوم انسانی است که از روانشناسی، جامعه شناسی، مدیریت و فیزیولوژی برای که برای تقویت و تربیت جسم و روان انسان کمک می گیرد. رویکرد عمل (نظریه عمل، Activity) نیز به عنوان یکی دیگر از رویکردها مورد توجه است که خود چند مدل اساسی تربیت اخلاقی و ارزشی را دربر دارد.

بنآ والیدین بخاطر تربیه اطفال مسولیت اساسی و انسانی خود را در قبال ان دارند. برای اطفال در قدم نخست ازینکه ما و شما همه بفضل خداوند مسلمان هستیم.اموختن کلمه مبارک نماز و روزه و پنج بنائئ مسلمانی و اداب سلام دادن – اداب راه رفتن – و اداب سخن گفتن- و اداب احترام داشتن به والدین و بزرگ سالان و حقوق و وظایف اطفال در مقابل دیگران از جمله وظایف اساسی والدین بوده در مقابل اطفال باید انجام داد. این دیدگاه به طور خاص در تفکر انگلستان از اواخر قرن 17 تشدید شد و در نظر اکثر علوم، از جمله علوم اجتماعی، غالب گردید.

2. یکتعداد از جوانان ما خود را با کلتور بیگانه ها همنوا ساخته مطابق انها لباس های خود را و سر و صورت خود را ترتیب و تنظیم نموده وقت و ناوقت در هر جاییکه خواسته باشند بدون در نظر داشت رضایت فامیل مطابق میل خود اقدام مینمایند.که یکتعداد از والیدین از چنین نوجوانان چندان خاطره خوش نداشته نظم خانواده گی شان تا یک مدت برهم میخورد. و اگر این دو تا با هم جمع بشوند، یک انسان به تمام معنا به وجود خواهد آمد. روی همین ملحوظ اطفال ونوجوانان همیشه پابند نظم خانواده گی بوده و کدام راه دیگری وجود نداشت.

مادر و پدر به طور جداگانه می توانند بر روی تربیت فرزند پسر تاثیر گذارند و از نقش هیچ کدام در این امر نمی توان چشم پوشی کرد، در این جا نقش مادر و پدر را در تربیت پسر مشاهده می کنید. اگر فرد در خانواده اصیل تربیت نشده باشد، به دست بهترین مربی و معلم و متخصص هم بسپارندش، تربیت مطلوب حاصل نخواهد شد.- تربیت بایستی هدفمند و با برنامه باشد و در پیمودن مسیر تربیت، توجه به اصول تربیت نیز امری اجتناب ناپذیر است كه آن اصول عبارت اند از:1- تدریجی بودن: هیچ فردی نمی تواند در مدت كوتاهی، دوران كودكی را سپری كند؛ به نوجوانی قدم بگذارد و به طور جهشی به مراحل بعدی برسد.

بر خورد نیک و روحیه مردم داری و اداب معاشرت هر چه بیشتر در حور توجه شان قرار گیرد. الف.- اطفال خورد سال بزودی تغیر مفکوره نموده ازینکه از دوره کودکستان الی دوره مکتب با شاگردان و معلمین اجتماع و محیط ایکه در ان زندگی میکنند ودر تماس بوده با فرهنگ خارجی یا بیگانه عادت مینمایند. بطور مثال :- با اطفال خورد سال خود یگان فکاهی های خنده دار و قصه های جالب وطنی را حکایت نمودند.

اهمیت تربیت : کودک بعد از تولد مانند موم نرمی است که می توان آ ن را به هرشکلی درآورد یعنی هم می توان او را طوری تربیت کرد که به خلیفه الله درروی زمین تبدیل شود وهم می توا ن بوسیله ی تربیت بد او را پست تر از حیوان بارآورد. 6. اقارب مربوطه شان انها را به اصطلاح گوشمالی داده بعد ازرهنمائئ دو باره بخانه شان تسلیم مینمودند. لازم وضروری است. که در این رابط به اطفال خود درین راستآ به فرهنگ خود توجه عمیق مبذول داشته کار تربیتی را دوامدار ادامه بدهیم.

بنابراین، روشننمودن و تبیین دقیق رویکردها و روشهای تربیت اخلاقی و ارزشی میتواند در جهت رفع ابهامات و تردیدهای موجود و در نتیجه در ایجاد انگیزه بیشتر در توجه به تربیت اخلاقی و ارزشی مؤثر باشد. عامل دومی که در سرنوشت انسان ها و کیفیت زندگی آن ها مؤثر است، مجموعه عللی است که از بیرون و محیط وجود انسان موجب تربیت او می شوند. باز میگردیم به بحث آیهی مربوطه: انسان در داشتن چشم، گوش و زبان شبیه حیوان است، ولی کیفیت و هدف بهرهبرداری انسان از نعمتها باید بهتر و بیشتر باشد و گرنه همچون حیوان، بلکه پستتر از آن خواهد بود.

انرا نباید نا دیده گرفته باید به نظریات شان گوش فرا داده برایشان جواب های قناعت بخش و منطقی ارایه گردد. ریچرت می گوید: وقتی پسرتان گریه می کند، به جای اینکه بگویید «گریه نکن، چیزی نشده»، به حرفهای او گوش کنید و به او اطمینان بدهید که در کنارش هستید. اغلب برای والدین و بچه ها جمع شدن برای یک وعده غذایی خانوادگی دشوار است، چه رسد به اینکه اوقات با کیفیتی را در کنار یکدیگر بگذرانند. و انها میخواهند که از مزایای زندگی و فرهنگ جدید که یک پدیده جالب بنظر شان بوده هر چه زود تر مستفید گردند.

تا اطفال شان طور صحتمند سالم تربیه و بلاخره بزرگ شده و بخاطر بقای حیات شان از مزایائئ زندگی مستفید گردند. وبه خواندن کتاب و مجلات و روز نامه ها تشویق گردند. 15. در رابط به مسایل ملی و کلتوری قصه ها و فلم های افغانی حکایات ایکه جنبه تربیتی داشته باشد در خانواده صحبت گردد.جوانان زیاد تر تشویق گردند تا به ورزش و سپورت های ایکه خود شان میل و علاقمند هستند. اگر چنین کاری صورت نگیرد نو جوانان و جوانان ما در مقابل حرف ها و نصایح سودمند والیدین عقده مند گردیده درمقابل رهنمائئ و صحبت های مکرر والیدین بی تفاوت مانده معافیت حا صل مینمایند.

پس بی تفاوت بودن و یا کاری نکردن اصلا راه حل مناسبی نیست. یعنی اخلاقی بودن هر عمل به آن است که آن عمل نیکو شمرده شود و غیر اخلاقی بودن آن نیز به اینکه آن عمل زشت و قبیح است. تا اینکه دیده شود که اطفال شان چنین بر داشت را در حافظ خویش گرفته یا چطور! یا اگر از طریق رادیو صدای بی بی سی بخش فارسی یا پشتو را برای اطفال که پروگرامهای با ارزش برای اطفال ما تهیه میگردد.

نخستین موضوعی که در تمامی اندیشهها و مکتبهای تربیتی میباید بحث و بررسی شود، مبانی تربیتی در آن مکتب است تا نتایج و رهآوردهای آن برای استفاده در تعلیم و تربیت و راهبردهای تربیتی ارائه گردد. چشمانداز کلی طبقهبندی مزبور این است که کودکانی که قادرند در مورد مسائل اخلاقی تفکر کنند، این توانایی برای هدایت رفتارشان کافی است و نیازی به مسئله انگیزش ندارند؛ به خلاف رویکرد روان تحلیلگری که تأکید خاصی بر اکتساب انگیزههای هدایت شده دارد.

5. به کودکان برای همکاری فرصت دهید؛ و در صورت انجام دستور از آنها تشکر کنید. اگر او گاهی اوقات کار های غیر منطقی انجام می دهد با استاندارد های خود در مورد آن ها قضاوت نکنید . این یک کار سمبلیک است، اما نمادها -به ویژه وقتی به عنوان پدر یا مادر در شرایط دشوار قرار می گیرید یا نگران می شوید که فرزندتان ممکن است درگیر کارهای ناشایستی که معمولا پسرها انجام می دهند، شود؛ می توانند کمک کننده باشند و به پیدا کردن راه درست توسط فرزندتان کمک کنند. برای مثال اگر پسر نوپای شما آب میوه ی خود را روی زمین ریخت به جای داد زدن و سر و صدا کردن، از او بخواهید در تمیز کردن به شما کمک کند.

اخلاق هنجاری مجموعه رذایل و فضایلی را معرفی می کند که وارستگی از آنها و آراستگی به آنها اهداف خرد تربیت را تشکیل می دهد. لازم به ذکر است بعضی تحقیقات، برخی از نقطه نظرات پیاژه را دچار چالش کرد11 مثلا تمام کودکانی که در سن واقعگرایی اخلاقی هستند، قوانین را قوانین ثابت تلقّی نمیکنند و آنها را توسط بزرگسالان قابل تغییر میدانند. و بعضی اوقات از بعضی مسایل یاد اوری نموده فراموش شان نمیگردد. بعضی از روانشناسان آن را مراقبتی دائم از حیات در حال رشد و ایجاد تغییر در فرد به منظور یافتن قدرت درک مسائل و ایجاد زمینه جهت استقلال فکری دانستهاند.

دیدگاهتان را بنویسید