نسبیت و اخلاق اسلامی

اسلام میگوید: حتی بهترین کارها اگر به قصد اطاعت خدا انجام نگیرد همه مانند ذرات غبار پراکنده خواهد شد؛ وَقَدِمْنَا إِلَی مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاء مَّنثُورًا؛ آیا منظور قرآن این است که کارهای بد مشرکین را هباء منثورا قرار دادیم؟ در کوره فتنه، این ظواهر دروغین و زیبا به تدریج از بین می رود و باطنِ بد سرشت منافق و کافر آشکار می شود. ایشان در این خطبه بر مالکیتش درباره فدک تصریح کرد. با این حال، برای آشنایی با برخی از ویژگی های ایشان باید گفت: او مردم را به بندگی خدا فرا می خواند و خود بیش از همه عبادت می کرد.

در پرتو این احادیث، به خوبی میتوان درك كرد كه اخلاق از دیدگاه اسلام چه ارزشی دارد ولی متاسفانه امروز عموم مسلمانان به جای خود، افراد متدین و كسانی كه به عبادت نوعی اهمیّت قایلاند، آنان نیز درباره اخلاق بسیار بیتفاوت به نظر میرسند، بعضی چنین میپندارند كه عمل كردن به تمام احكام فقط برای كسانی لازم است كه میخواهند خیلی به درجه كمال دست یابند اما برای نجات، نماز و روزه كافیاند، در صورتی كه این پندار اشتباه است زیرا همچنان كه نماز و روزه باعث نجات از عذاب الهی هستند. رهبران اخلاقی احترام به اعضای تیم را با گوش دادن دقیق، رفتاری دلسوزانه، در نظر گرفتن مخالفت منصفانه با دیدگاهها و ارزشگذاری مساوی آنها نشان میدهند.

پیروان تربیت طبیعت گرا منبع ارزش گذاری و تعیین تحولاتی که باید در زندگی و ضمیر یک انسان روی دهد را انتخاب های طبیعی او می دانستند و پیروان تربیت فرهنگ گرا به خاطر مبانی انسان شناختی خاص خود قائل به چنین نظام ارزش گذاری ای نبودند و فرهنگ را منبع اصلی تصمیم سازی های تربیتی می شناختند. مقصود از روشهای تربیت، دستورالعملهای جزئی و فنون کاربردی و رفتارهای عملیای است که اصول و اهداف تعلیم و تربیت را به ثمر میرساند و به آنها عینیت میبخشد. «اف گفتن، کمترین بی احترامی به والدین است و اگر خدای تعالی کمتر از این را سراغ داشت، از آن نهی می کرد».

آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: ایمان آوردیم، به حال خود رها می شوند و آزمایش نخواهند شد؟! با اینکه ما کسانی را که پیش از آنان بودند، آزمودیم. پدر و مادر سال ها فرزندان خود را با عشق در آغوش خود پرورش داده اند، از محبت و یاری خود سیراب ساخته اند و تأمین نیازها و رفاه و راحتی آنها را بر خود مقدم داشته اند. از این رو، می خواهند در زندگی خود شکست ناپذیر، پیروز و سربلند باشند. تأکید بیشتری شده است؛ زیرا این مرحله از سخت ترین و حساس ترین مرحله های زندگی آنهاست و بیش از پیش توقع احترام، یاری و مددکاری از فرزندان خود دارند.

اخلاق پسندیده این است که در هر جایی بتوانید به مناسب ترین حالت ممکن از خود واکنش نشان دهید. هر عملی آثاری متناسب با خود دارد. اساسا هر مکتبی باید جذبه منطقی داشته باشد و کسی که داعیه رهبری آن را برعهده دارد، باید با سعه صدر، منطق محکم و دلیل متین و روشن حکم کند. کلام شان هم باید آمیخته با ادب و احترام و بزرگواری باشد و هم متین و عقلانی.

منظور از «کَلِمُ الطَّیّب» سخنی است که با روح شنونده و گوینده سازگار باشد، به گونه ای که با شنیدن آن سرور و لذتی در او پدیدار شود و آن، کلام حقی است که دربردارنده سعادت و رستگاری انسان است. در رفتار با مؤمنان، برای آنان چهره بگشایید و خوشرویی کنید و در برخورد با مخالفان، با آنان در کلام مدارا کنید تا جذب شان کنید و اگر از جذب آنان مأیوس شدید، با این مدارا شر آنان را از خود و دیگر برادران دینی خود دفع کرده اید. در حقیقت ویژگی های کلام نرم و آرام را می توان از این بیان حضرت موسی علیه السلام دریافت.

مبادا سخنان بی پایه و ناروای مخالفان را مانند آنان جواب گویند؛ زیرا شیطان در کمین نشسته است تا هر چه بیشتر بین آنان فتنه و فساد کند و قلب هایشان را از هم دور نگاه دارد و میان آنان کدروت و دشمنی ایجاد کند؛ که کلام زشت و اهانت آمیز، بهترین وسیله و دستاویز برای مکر شیطان است. در اخلاق اسلامی، قاعده انجام “عمل نیک” نیست، انجام “عمل صالح” است.

۱۰. ↑ دیلمی، احمد، اخلاق اسلامی، ص ۸۹، دفتر نشر معارف، قم، چاپ دوم، ۱۳۸۰ش. افزون بر آن، دامنه اخلاق بسیاری از احکام حتی واجبات را هم در برمیگیرد. خداوند در این آیه قرآنی بندگان خود را مأمور می کند که هنگام بحث و سخن گفتن با مشرکان، کافران و مخالفان، ادب را رعایت کنند و به بهترین صورت سخن بگویند. هر چه اخلاق خوب و نیکوی تان را بیشتر کنید، جای بیشتری در قلب انسان ها برای خود باز خواهید کرد.

اگر انسان در پی اندیشه صحیح، به کردار شایسته روی آورد، بدون شک به خدا نزدیک می شود و به عزت می رسد. هرگاه انسان عمل بدی انجام دهد، مثلاً مرتکب دروغ یا نگاه حرامی گردد، شیطان تأثیر آن عمل را در نفس انسان بسیار کوچک جلوه میدهد و به گونهای وانمود میکند که گویا پس از عمل هیچ اتفاقی نیفتاده و هیچ تغییری در جان او پدید نیامدهاست. برای اعتبار یافتن اخلاق لزوم توجه به خود سازی متناسب با فرهنگ دینی و اجتماعی و اقلیمی در هر اجتماعی از اهمیت به سزایی برخوردار است . همچنان که رسیدگی و عطوفت در حق یتیمان دیگران، رسیدگی و لطف به یتیمان خود آدمی را موجب می شود.

در این آیات ایمان و پاکیزگی و شکر به عنوان یک ارزش محسوب شده هر چند اکثریت مردم با آن مخالف باشند; و بیایمانی و ناپاکی و کفران، یک ضد ارزش به حساب آمده هر چند از سوی اکثریت پذیرفته شود. به عبارت دیگر؛ وجود آن به شخص وابسته نیست، بلکه ابزاری در دست جامعه به عنوان یک کل برای ارشاد و راهنمایی افراد و گروه های کوچک تر است. از این رو، نخستین دستور قرآن برای نفوذ در دل مردم (هر چند افراد گمراه و آلوده)، برخورد ملایم و همراه با مهر و عواطف انسانی است و نیز توسل به خشونت، در مرحله ای که برخوردهای دوستانه و منطقی مؤثر نباشد.

لذا با بررسی فضای سازمان و برنامه ریزی برای جبران کمبودها و گسترش فرهنگ “اخلاق سازمانی” بین کلیه نیروهای سازمان شاهد توسعه پایدار منابع انسانی به همراه افزایش بازده سازمان خواهیم بود. اسلام از پیروان خویش می خواهد که نسبت به مسائل گوناکون جامعه اسلامی حساس بوده و ضمن کسب آگاهی و بصیرت نسبت به فضای جامعه در هر صحنه ای که مسئولان نظام اسلام لازم بدانند ،حضور یابند و نسبت به رهبری و قوانین حیاتبخش اسلام وفادار باشند و از بی اعتنایی ، انزواطلبی و منفی بافی بپرهیزند. همانطور که می دانیم غالب حکیمان اعتزالی و اشعری (هر دو گروه) معتقد بودند که تصدیق اسلام در گرو آن است که فرد با پای عقل خود صدق و اعتبار اسلام را دریابد.

و آنان غیر از خدا، معبودانی را برای خود برگزیدند تا مایه عزت شان باشد. ۲. همواره باید با نرمی و ملاطفت با آنان سخن گفت و بال محبت و رحمت را بر آنها گستراند. حال که از پاافتاده اند و آثار رنج و سختی در وجودشان مشاهده می شود، باید با محبت و احترام، به خدمت شان همت گماشت و با رادمردی و تلاش در پیمودن ادامه این راه، به آنان یاری رساند و به هنگام رویارویی و صحبت با آنان از روی محبت و رحمت سخن گفت.

از طرف دیگر، طرح ارزش های جدید و طرد سایر ارزش ها به طور مداوم و تغییر و تحول پیوسته و همیشگی در این مکاتب، از این واقعیت پرده بر می دارد که مجموعه ارزشی آنها، علاوه بر برخوردار نبودن از انسجام، ملاک معقول و منطقی نیز ندارد، بلکه تابع میل و هوس مردم است، اما بین ارزش های اسلامی آن چنان ارتباط معقول و منطقی وجود دارد که می توان این مجموعه را به صورت درختی ترسیم کرد که دارای ریشه ای قوی و مستحکم و تنه ای قدرتمند است.

حسن خلق، صفتی درونی است که در برخورد با همه افراد، به گونه ای یکسان ظهور می یابد، ولی چاپلوسی تنها در برابر ثروتمندان یا قدرتمندان نمود می یابد. خلق، به معنای عادت (ملکه) نفسانی است که افعال، بنابر اقتضای آن به آسانی از آدمی سر می زند. عزت، حالتی است که مانع از شکست آدمی می شود. به کار بردن کلمه «اف» که حالتی از انزجار، تنفر و نارضایتی است، به هنگام برخورد با پدر و مادر حرام است. کلمه «فَتْن» در اصل به معنای گداختن طلا در آتش است تا ناخالصی آن معلوم شود.

دیدگاهتان را بنویسید