منطق استراتژیک جنگ ناخواسته ایران و آمریکا در خلیج فارس

ناکامی در عملیات والفجر 10 و باقی ماندن 210 گردان آماده عملیات در منطقه، موفقیت نسبی عملیات کربلای 4 در محور شلمچه، وجود عقبه یگانها در منطقه و نقش آن در غافلگیری دشمن و بالاخره ناکارآمدی سایر روشها، موجب سرعت در تصمیمگیری در مورد عملیات بعدی شد و عملیات بزرگ کربلای 5، بعد از سیزده روز، در 19 دی 1365 در منطقه شلمچه با هدف آزادسازی این منطقه آغاز گردید (درودیان، 1366 ش، ص 2ـ3). دفاع از این منطقه عملیاتی برعهده لشکر سوم عراق بود. هدف وی از این پیشنهادها حل و فصل جامع مشکلات در چارچوپ قطعنامه ۵۹۸ بود؛ شامل عقب نشینی نیروها و آزادی و استرداد کامل اسرای جنگی طی دو ماه پس از انعقاد توافقنامه جامع ، با این شرط که ایران حاکمیت کامل عراق بر اروندرود را در ازای حق کشتی رانی تا خط تالوگ یا داوری بپذیرد. سرانجام دبیرکل سازمان ملل از هر دو کشور خواست تا مواضع خود را در موضوع بررسی مسئولیت مخاصمه اعلام کنند و خود نیز با گروهی از کارشناسان خبره مشورت کرد و پس از ملاحظه اسناد و مدارک مرتبط با موضوع ، در گزارش ۹ دسامبر ۱۹۹۱/ ۱۸ آذر ۱۳۷۰ عراق را متجاوز اعلام نمود (رجوع کنید به سند ش ۲۳۲۷۳/ S ، ۹ دسامبر ۱۹۹۱).

آغامحمدخان، با تکیه بر نیروهای ایلی، طی نزدیک به دو دهه لشکرکشی پیوسته، اقتدار نسبی ایل قاجار را تثبیت کرد. ایران نیز با آگاهی از ماهیت رفتارهای عراق و تلاش این کشور برای حذف نقش سازمان ملل ، تلاش کرد تا ادامه مذاکرات در نیویورک و تحت نظارت شخص دبیرکل انجام پذیرد، اما پس از دعوت دبیرکل از وزیران خارجه دو کشور، دولت عراق به بهانه اینکه نیویورک شهر بی طرفی برای انجام مذاکرات نیست ، با محل آن مخالفت کرد که موجب تأخیر کار شد و سرانجام ، دبیرکل محل مذاکرات را نیویورک و تاریخ آن را ۳۱ شهریور ۱۳۶۷/ ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۸ اعلام کرد (ولایتی ، ۱۳۸۰ ش ، ۳۴۳ـ ۳۴۸). در ۸ مرداد/ ۳۰ ژوئیه همان سال ، صدام حسین نامه دیگری فرستاد و در آن مجموعه پیشنهادهایی کرد که اولین آنها دیدار سران دو کشور بود. دبیرکل نیز تلویحاً به شکست مذاکرات اشاره و اعلام کرد که غلبه بر مشکلات و موانع موجود، جز با عزم جدّی دو طرف مذاکره میسر نخواهد شد (همان ، ص ۴۲۳ـ ۴۴۵).اما به رغم شکست مذاکرات ، در صحنه بین المللی ، صلح طلبی ایران در مقابل کارشکنیهای عراق آشکار شد. این سازمان در آغاز جنگ «کمیته حسن نیت » را، که کمیته صلح اسلامی نیز نامیده می شد، تشکیل داد و در طول جنگ در مقر سازمان ، جدّه ، مجموعاً نه دور مذاکره و نشست برپا کرد (رجوع کنید به ممدوحی ، ص ۲۲۶ـ ۳۲۲).

دبیر کل ، برای پیشگیری از خطر جدّی شکستن آتش بس و با تأکید بر ضرورت عقب نشینی به عنوان تنها راه ، محل دور جدید مذاکرات را ژنو اعلام کرد (همان ، ص ۳۵۲ـ۳۶۰).از ۱۰ آبان ۱۳۶۷/ اول نوامبر ۱۹۸۸ ادامه مذاکرات در ژنو پیگیری و در مجموع ، هفت دور مذاکره فشرده با حضور دبیر کل و نماینده او انجام شد. یک هفته بعد، صدام حسین از موضع پیشین در باره اروندرود عقب نشینی کرد و در ۲۳ مرداد/ ۱۴ اوت همان سال با ارسال نامه ای خواستار حل و فصل مناقشه براساس قرارداد الجزایر شد و متعاقب آن تبادل اسرا و عقب نشینی نیروهای عراقی آغاز گردید. کشورهای عربی ، به ویژه عربستان سعودی و کویت و اردن و مصر و مغرب ، از این طرح استقبال کردند، اما ایران اعلام کرد که در این پیشنهاد، به موضوع عقب نشینی نیروها اشاره نشده است و هیچ مطلب جدیدی را شامل نمی شود (ابوطالب ، ص ۱۸۲ـ۱۸۳).محتوای این پیشنهاد اگرچه بیانگر خط مشی عراق مبنی بر حذف سازمان ملل از روند مذاکرات و تأکید بر مذاکرات مستقیم بود، و در گذشته نیز بارها تکرار شده بود، اما تلاش عراق را برای حل وفصل اختلافات نشان می داد. با حمله عراق به کویت و تصرف این کشور، اهمیت نقض قرارداد ۱۹۷۵ که عمدتاً به منظور راهیابی گسترده تر عراق به شمال خلیج فارس بود، کاهش یافت .

کنار هم قرار گرفتن این شواهد، در خوشبینانه ترین صورت، به معنای افزایش احتمال وقوع جنگ ناخواسته میان ایران و آمریکا در نقاط تماس و به ویژه در خلیج فارس است. در این میان ، ایران برای احقاق حق خود با مقاومت در برابر کارشکنیهای عراق ، اجازه سوءاستفاده از موقعیت نه جنگ نه صلح را نداد.با وجود توقف در روند مذاکرات ، در پی سفر الیاسون ، نماینده دبیرکل ، در آبان ۱۳۶۸/ نوامبر ۱۹۸۹ به تهران و بغداد، ملاقاتهای متعددی در سطوح مختلف انجام گرفت . ادامه مجادلات در مذاکرات سبب سرخوردگی سازمان ملل شد به گونه ای که گمان می رفت دبیر کل شورای امنیت موضوع مذاکرات را رها کند و این به زیان ایران و به سود عراق بود (همان ، ص ۳۶۲ـ۴۱۰). وزیر خارجه ایران نیز با تأکید بر اینکه مذاکرات مستقیم پس از اعلام آتش بس آغاز شود، با پیشنهاد عراق موافقت کرد و مقرر شد دبیر کل سازمان ملل در گزارشی به اعضای شورای امنیت ، زمان برقراری آتش بس را اعلام کند. فکر میکند دیگر پیروز نخواهد شد یا بر مردم عرب بحرین نمیتواند حکمرانی کند؟

دیدگاهتان را بنویسید