معرفی مفصل بیش از 35 کتاب برای شروع فلسفه و فلسفیدن

لیکن نظر به اینکه بر اساس برخی مطالب وبلاگ، مقالاتی برای کنگره بین المللی علوم انسانی اسلامی تدوین نمودم و این تفاوت اسمی ممکن بود عاقبة الامر دردسر ساز شود و تصور کنند از مطالب فرد دیگری استفاده کرده ام، لذا تصمیم گرفتم با نام حقیقی خود «محمد دهداری» بنویسم. تحول در علوم انسانی راهی است که اگر بخواهیم به سوی تمدن اسلامی گام برداریم دانشگاه های ما ناگزیر از طی آن خواهند بود و همگی موظفیم جهت تحقق آن طی طریق نماییم.

خداحافظی از عقلانیت، نوعی خلع سلاح عقاید اسلامی است. در آنجا فلسفه هر چه باشد موروثی نبوده و همانند مقام شاهان و حکام صدها دولت شهر یونانی پس از مرگ پدر هرگز به فرزند نمیرسید. او در نامهای که به الیزابت ارسال کرده، ایده چهارمی را نیز بیان کرده که ایده اتحاد (ذهن و بدن) است. و معنی هریک اینکه: جوهر آن است که وجودش در موضوعی نباشد؛ کمیّت، مقدار است و یا متصّل است، مثل مسافت و یا غیرمتصل است مثل زمان؛ کیفیت چگونگی است، مثل شیرینی، غلظت؛ اضافه، نسبت دو مفهوم است با هم، مثل پدری و پسری؛ متی،بودن شی است در زمان؛ أین، بودن شیء است در مکان؛ وضع، مفارقت اجزاء جسم است از مکان جسم، بی آنکه کلّ آن از مکان مفارقت کند؛ لَهُ، که نامهای دیگرش مِلک و جَده است، بودن چیزی برای چیزیست، مثل پوست و بدن؛ إن یفعل، یعنی فعل که از موجودی سر بزند؛ و سرانجام إن ینفعل که موضع انفعالی شیءاست(1)( برای تفصیل این معانی به کتابهای منطق مراجعه کنید) .

ویتگنشتاین، در کتاب معروف خود، کاوش های فلسفی ، نشان می دهد که تعریف، با رویکردی ذات گرایانه، با شهود های زبانی ما مطابقت ندارد و تنها راه ممکن برای تعیین مراد از یک مفهوم، بر شمردن خصوصیات و اوصاف آن نیست و می توان بر اساس شباهت خانوادگی از مفهوم مورد نظر تعیین مراد کرد. اما منظور از فلسفهی معاصر در این کتاب فقط فلسفهی آخر قرن نوزدهم و سه چهار دههی اول قرن بیستم است؛ از جمله پراگماتیسم، اگزیستانسیالیسم و فلسفهی ویتگنشتاین و کارنپ و سایر تحلیلیهای اولیه. الاهیات نهج البلاغه و کتاب توحید صدوق، همگی حاکی از هماهنگی عقل و دین است، و ارزش کتاب توحید صدوق در صورتی روشن میشود که آن را کنار کتاب توحید ابن خزیمه (متوفای311ق) بگذاریم و توحید صدوق نماینده مکتب تنزیه خدا از تشبیه و تجسیم، و دیگری نماینده مکتب تجسیم و جبر است؛ ولی جای تأسف دارد که در زمان ما، ایام حج، کتاب توحید ابن خزیمه به صورت رایگان به زائران هدیه میشود، تا احادیث اسرائیلی و مسیحی و مجوسی را به واپسین نقطه جهان منتقل کنند.

کشّی، رجالی معروف امامیه از هشام نقل میکند که مهدی بر اصحاب أهواء سخت میگرفت و ابن مفضل شرحی دربارة فرقههای اسلامی برای او نوشت و او دستور داد که آن را برای مردم در نقاط مختلف شهر قرائت کنند (کشی، بیتا، ص172)؛ یعنی هرگز اجازه نمیداد که متفکری ، بر خلاف نظر او سخنی بگوید و چیزی بیندیشد. بندگان دربارة آن از خود اختیار و آزادی نداشتند (ابن قتیبه، بیتا:ج1،ص167). عشق از افلاطون تا امروز درواقع یک مطالعه میانرشتهای درباره عشق است تا دریافتها و تفسیرهای مربوط به آن را کاملتر و غنیتر کند. پس فرمانروا هم، که متصدى فرمان روایى و امور سیاسى جامعه است، باید فن خود را قبلا از راه فرمان بردارى بیاموزد: «هیچ کس نمى تواند درست فرمان دهد، مگر آن که قبلا فرمان دیگرى را گردن نهاده باشد.»37 در جامعه آنچه حاکمیت دارد، قوانین است; حتى حاکم باید در چارچوب قانون به حکم رانى بپردازد و تنها در موردى آزادى عمل دارد و مى تواند به خواست خود کارهایى را انجام دهد که قانون به سبب عدم امکان شمول بر همه وجوه زندگى اجتماعى،درباره آن هاحکمى نکرده است.

مل تامپسون پس از پرداختن به رابطهی «هست» و «باید»، که پس از هیوم، خصوصاً از سوی فلاسفهی آنگلوساکسون، بسی جدی گرفته شد، به فرا اخلاق و انواع نظریات فرا اخلاقی میپردازد. در این درسگفتارها ابتدا به مکاتب اصلی فلسفه اخلاق یعنی وظیفهگرایی و نتیجهگرایی( یا پیامدگرایی ) و فضیلتگرایی پرداخته شده است و سپس به نسبیگرایی اخلاقی،واقعگرایی اخلاقی،ذهنگرایی اخلاقی و عینیگرایی. نظر آنها درباره تاریخ نیز چنین است. 4- فیلسوف جزئی نگر نیست؛ بلکه همه امور را در یک کل واحد می بیند؛ یعنی همه دیدگاه ها و نظرات درباره زندگی و جهان را در یک کل واحد کنار هم قرار داده و سازماندهی می کند و سپس به نقد و بررسی آن ها می پردازد.

عقلانیت آیین محمدی، به قلمرو معارف و اصول عقاید منحصر نیست؛ بلکه اساس فروع آن را نیز تشکیل میدهد که به برخی از آنها در آیات قرآن تصریح شده است. توحید و یگانگی خدا با تثلیث قابل جمع نیست؛ بدین سبب خواستند با طرح «راه دین از عقل جدا است» ، مسأله تعارض آموزههای عقلی را با کتاب مقدس به گونهای حل کنند ولی سوکمندانه پس از انقلاب اسلامی گاه و بیگاه از برخی از نویسندگان، آهنگ تفکیک به گوش میرسد آن هم نه به صورت شرقی، بلکه به صورت غربی! مطالعه کتاب احتجاج و مناظرات امامان معصوم علیهالسلام، روشنترین گواه بر عقلانیت روش اهلبیت است.

بخش سوم کتاب به راهکارهای رواقیون برای پایان دادن به رنجهای انسان اختصاص دارد. مطالب این صفحه به یاری خدا در حال تکمیل است. و اين خود روشنترين دليل است بر اينكه سنت ازدواج دائم براى نوع بشر كافى براى رفع اين احتياج حيوانى نيست و انسانيت و بشريت با داشتن سنت ازدواج باز در پى تتميم نقص آن است. سنت طولانی و اغلب آلمانی تفکر به تاریخ همچون یک کل و روند قابل درک وقایع، ساختارها و جریانها نگاه میکند که فلسفه تاریخ برای آن ابزاری تفسیری است.

نسبت میان علم و فلسفه نیز چنین است. اگر الهه را در آیات یاد شده که متضمن برهان بر توحید در خالقیت و ربوبیت است، به معنای خدا بگیریم، مفاد آیهها روشن خواهد بود، و اگر به یکی از معانی سهگانه و بهویژه معبود بگیریم، دچار مشکل خواهیم شد، زیرا آیات اصرار دارند که وجود الهه مایه فساد در نظام خلقت است و این در صورتی متصور است که آلهه به معنای خدایان توانا بر آفرینش و کردگار باشد نه به معنای معبود؛ زیرا تعدد معبود هیچگاه مایه فساد نبوده و زمین مکه مملو از آنها بوده و هم اکنون شرق آسیا موزه چنین معبودها است، و اصلا فسادی در نظام خلقت پدید نیامده است.

ابوبکر در پاسخ گفت: چنین است ای فرزند زن بد بو! در این هنگام، ابو قتاده برخاست و گفت: اگر تو چنین فضیلتی دربارة علی آگاه بودی، چرا با او از در جنگ وارد شدی؟ گفت: تقدیر الاهی است ( واقدی، 1376ش: ج2، ص904). آری بیان آثار و ویژگی هر یک از اقسام سه گانه بالا و بیان فرق بین آن ها نیاز به توضیح دارد، به این ترتیب که عمل اخلاقی قابل ستایش و تحسین است برخلاف عمل عادی بشری. نگاهی گذرا به آثار اخلاقی افلاطون، ارسطو، هیوم، باتلر، كانت، میل و همه عالمان اخلاق در جهان اسلام، این سخن را تأیید میكند.

9. آیا باید و نبایدهای اخلاقی و هست و نیست رابطه دارند؟ شاید باید شازده کوچولویی به ماجرا نگاه کرد. گرایش به قانون کلی در توصیفات تاریخی توسط دیگر فیلسوفان تحلیلی علم مانند ارنست نیگل هم مورد تأکید قرار گرفت. به عبارت دیگر، این منتقدین بر این باورند که فیلسوفان تحلیلی نگاه تاریخی به موضوع مورد بحث را قوام بخش یک بحث فلسفی نمیدانند. اجازه دهید موضوع را کمی بیشتر باز نماییم. برخی از شما، کار بهشتیان را انجام میدهد، تا آنجا که میان او و بهشت فقط یک ذراع فاصله میماند. فلسفه ازدواج از منظر اسلام و از دیدگاه رونشناسانه در ۴ مورد مستتر است: آرامش روحی – جسمی، کامل شدن، تولید و پاسخ به میل جنسی.

اما هیوم منکر گزاره ها ی ترکیبی پیشینی بود؛ گزاره هایی که هر چند از تجربه به دست نیامده اند، ترکیبی اند. این اختلاف در بررسی، محصول مقایسه و تطبیق است که جدای از آشنایی با جایگاه ازدواج در مسیحیت نمیتوان به سراغ علل و فلسفهی آن رفت؛ زیرا در سطور بعدی روشن خواهد شد که مسیحیت بعد از ناتوانی در حفظ طهارت و پاکی، ازدواج را تشریع مینماید و ازدواج در این آئین از یک جایگاه دست دومی برخوردار است. پس از درگذشت ابو جعفر، زمام امور به دست مهدی عباسی افتاد.

بنابراین تقسیم بندی جغرافیایی نیز معیار دقیقی برای تفکیک فلسفهی تحلیلی از فلسفه قاره ای به حساب نمیآید. از قوّه به فعل درآمدن نیز تغییر است و تغییر یعنی حرکت. اما آیا ماهیت موضوعها و ایدههایی که فیلسوفان تحلیلی به آن میپردازند متفاوت با فیلسوفان قاره ای است؟ ارسطو به عنوان هوشیارترین مغز متفکر جهان باستان و به نظر ما برای تمامی دورانها، اهمیت حرکت را دریافته بود، زیرا توجه کرده بود که همه چیز در جهان پیرامونی او در حرکت است، حتی اگر ساکن به نظر بیاید.

دیدگاهتان را بنویسید