متافیزیک از نظر ارسطو

دین یهود قرار دارد. این مذهب به واسطه اجتناب از عشق، در میان قوم تداوم دارد. هگل نیز «همانند ارسطو می داند که عشق نمی تواند بدون از دست دادن شور و حالش تداوم یابد» ( ۱۲) مسیح به عنوان مظهر عشق در می یابد که تقدیر او، از سرنوشت قومش جدا است. جز این کتاب، کتابهای دیگری نیز از او به فارسی ترجمه شدهاند، ولی این کتاب میتواند گزینهای عالی برای شروع فلسفه باشد. بسیاری از کسانی که ابتدا با فلسفه غرب شروع میکنند، در روح خود قبول میکنند که فلسفه اسلامی یاوههایی است که فیلسوفان جزمگرا بافتهاند و دیگر حاضر نیستند به آن دل بدهند و با آن کنار آیند با اینکه صاحبنظران درجه یک فلسفه غرب چنین رویکردی به فلسفه اسلامی ندارند.

چنین کسانی را میان مردم باید همچون خدایان دانست. او سرانجام آزادیش را در نابودیش می بیند. ازدواج دارای آثار و فلسفه بسیاری است از جمله:تکمیل و تکامل انسان، رسیدن به آرامش و سکون و تولید و بقای نسل می باشد. تولید مثل مقصد نهایی هر موجود زنده و قویترین غریزه آن است، زیرا فقط از این راه اراده میتواند بر مرگ پیروز شود. با این همه، بدفرجامترین ازدواجها آن است که از روی عشق انجام گیرد و علت آن مسلماً در این است که فلسفه عشق ادامه نوع است نه لذت شخصی. قانون جاذبه جنسی در آغاز برای آن است که انتخاب رفیق و همدم، گرچه به طور ناآگاه باشد، به منظور شایستگی متقابل برای تولید صورت گیرد.

هر موجود زنده عادی، به هنگام بلوغ، سعی میکند تا خود را از راه وظیفه تولید مثل فدا کند: آن عنکبوتی که پس از بارور ساختن ماده طعمه آن میگردد و آن زنبوری که دائماً برای نسلی که هرگز روی آن را نخواهد دید، غذا و طعام تهیه میبیند و آن انسانی که برای تهیه غذا و لباس از بهر زن و فرزندان خویش و تربیت آنان خود را دچار هر گونه رنج مرگبار میکند، همه نمونههای این امرند. پس از دریافت چند نامه، سوفی و آلبرتو یکدیگر را ملاقات میکنند.

مرحوم آقا هر چند وقت یک مرتبه سئوال میکرد، از من که چه میخوانی؟ ارسطو همچنین انتقادات مهم و عمده ای بر این نظریه افلاطون، که «صور اعدادند» وارد می کند؛ از جمله اینکه «اگر صور اعدادند، چگونه می توانند علت باشند؟ شخصی مثل ابو اسحاق کندی را نیز امام صادق علیه السلام با یک جمله متغیر و متحول می کند. کسی که قانون اخلاقی از جمله عدالت حقیقی را بشناسد.

به همین جهت یونانیان آن را به شکل Phallus و هندوان به شکل lingam پرستش میکردند. هزیود (Hesiod شاعر یونانی در قرن هشتم پیش از مسیح) و برمانیدس سخت پرمعنی گفتهاند که اروس (Eros خداوند عشق به عقیده یونانیان )، موجود اول و آفریننده و اصل همه اشیاء است. بنابراین اعضای تولید درست کانون و مرکز ارادهاند و قطب مقابل مغزند که مظهر و نماینده دانش است. «هر کسی دنبال همسر و همدمی است که نقایص او را رفع کند تا مبادا این نقایص دوباره تولید شود؛ مردی که جسماً ناتوان است دنبال زنی قوی است؛ هر کس در شخص دیگر آن چیزها را زیبا میداند که خود فاقد آن است، اگر چه آن امور گاهی خود نقص باشد.

هر اندازه که زنی با مردی از مرحله تولید دورتر میشوند، به همان قدر از زیبایی آنها در نظر یکدیگر کاسته میشود، جوانی بدون زیبایی جاذبه جنسی دارد ولی زیبایی بدون جوانی این جاذبه را ندارد. مسیح «احترام به قوانین را نمی آموزد، برعکس چیزی را عرضه می کند که به قوانین وفادار است، اما آنها را به مثابه قوانین فسخ می کند و بدین سان بالاتر از اطاعت قوانین است». او نمی تواند به یکباره جهان را به کیش خود در آورد، مگر از طریق مرگ بر روی صلیب و نیز رواج انجیل به واسطه حواریانش. بنابراین فلسفه نظری از فلسفه عملی مستقل نیست، باید توصیف کارکردی فلسفه از جهان – توصیفی که قدرت تصرف و تسخیر می­دهد- متناسب با تفسیر نظری از جهان باشد و اتفاقاً در غرب نیز همین اتفاق افتاده است.

«در اینجا اراده از علم مستقل است و کورکورانه از روی طبیعت لاشعور کار میکند. یک مثل اسپانیایی میگوید: «آنکه از روی عشق ازدواج میکند، باید در اندوه به سر برد.» نیم کتابهایی که درباره ازدواج نوشته شده است، بیهوده است؛ برای آنکه این کتابها به جای آنکه ازدواج را برای حفظ نوع بدانند، بهر همکاری و دوستی میدانند. مىتوان افزود که اساسا سبب نزول برخى از آیات، پرسشهاى نظرىاى بوده که از طرف مردم در برخورد با آراء دینى جدید، از رسول خدا صورت مىگرفت.قرآن نیز در قبال این پرسشها موضع منفى اتخاذ نکرده است و سکوت اختیار نکرده است و پاسخهایى اجمالى را مطرح ساخته است.آیاتى مانند:یسئونک عن الروح قل الروح من امر ربّى و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا(اسرا-85) و آیه:یسئلونک عن الساعة ایّان مرسیها قل علمها عند ربّى(اعراف-187)از این قبیلند.

برای تامین پیروزی بر مرگ، اراده تولید مثل از هر گونه نظارت و بررسی علم و اندیشه کاملاً بر کنار است؛ حتی گاهی میشود که فیلسوفان نیز فرزند پیدا میکنند. صفات جسمانی زن و مرد همسر باید چنان باشد که به منظور تولید نمونه و مثل کامل نوع تا آنجا که مقدور است، مکمل هم باشند و از این رو همدیگر را منحصراً دوست بدارند. ارسطو می­کوشد تا اصطلاح انتلخیای اول را توضیح دهد و او می­خواهد به وسیلۀ لفظ «اول» فرق ملکه را با فعالیت بالفعل آن بیان کند، تقریباً مانند فرق علم ساکن در نفس با تصور واقعی موضوع علم، یا فرق دارابودن سجایایی در حال خواب، با ظهور بالفعل آن سجایا در بیداری.

همگرایی دلایل عقلانی و علل واقعی وقایع تاریخی در این بحث مفید است؛ زیرا علل تاریخی معمولا نتیجه تامل انسان هستند. پرسش اساسی این است كه چنانچه فیلسوفی همچون فارابی، ابن سینا، خواجه نصیر، ملاصدرا و علامه طباطبایی موضوعاتی را مورد بحث قرار دهند که در آیات قرآن یا آموزه های دینی بدان اشاره شده باشد نظیر وجود خدا، (خدای حکیم و بصیر و علیم)، امکان و چگونگی معاد و نحوه برانگیخته شدن بدن انسان، مسئله نظام احسن و شرور و همانند آن آیا باید آنها را متکلم دانست یا چون در اثبات این مسائل از براهین صرف عقلی بهره برده و استدلالهایشان را بر آیات استوار نساخته اند و بدان متوسل نشده اند، باید آنان را در زمره فیلسوفان دانست یا حداقل در حوزه الهیات عقلی قرار داد؟

در بحث چکیده هم این نکته را عرض کنم که همین چند شب پیش ما یک پایاننامهای داشتیم، بنده گفتم که چکیده باید با این عناصر باشد. فلسفه اسلامی، علمی که مسائل کلی هستی، معرفت، نفس، خدا و دین را بررسی می کند. مىتوان گفت که علم جبر و مثلثات مستوى و کروى از علومى است که به وسیله علماى عربى (اسلامى) ایجاد شده و توسعه یافته است. ازدواج از این نظر که عاملی برای نجات از آلودگی، موجبی برای نجات از تنهایی و سببی برای بقای نسل است، خودداری از آن همیشه سبب ایجاد بی تعادلی، نابهنجاری رفتاری و زمانی هم فساد شخصیت و حتی بیماری جسمی می گردد.

یکی دیگر از نظریات وی درباره «جهان بی شمار» است وی معتقد است: این جهان ما یکی پس از دیگری در زمان میآید ابتدا یک جهان پدید آمده، رشد کرده و از بین رفته و آن­گاه جان دیگری همین فرآیند را طی کرده و این تحول دورهای جهانها همیشه جریان داشته است. نکته دیگر اینکه سقراط معتقد بود فلسفه، علمی حضوری است و باید در «کلام» حضور یا زندگی خود را نشان دهد و نه در نوشتار. ازدواجهایی که به دستور پدر و مادر بخاطر ثروت و مقام انجام میگیرد، غالباً از ازدواجهای عشقی بادوامتر وسعادتمندتر است.

دیدگاهتان را بنویسید