مبانی تربیت اسلامى؛ از دیدگاه امام خمینی(ره)

يعني آنچه را وجدان به او نهيب مي زند، تكليف بداند و خويشتن را به انجام دادن آن فرمان، مقيد نمايد . همچنین روش کنترل خشم را به او بیاموزید. همچنین بر اساس دیدگاههای متفاوت درباره ماهیات انسان، برداشتهای گوناگونی درباره رشد اخلاق وجود دارد: آیا رشد اخلاق همان شکوفایی کیفیات طبیعی و مادرزادی انسان است یا عوامل و نیروهای بیرونی و محیطی موجب رشد اخلاق است و یا شکل و الگوی سومی دارد؟ در سال دوازدهم شما مهارت های شناختی و خلاق کودک و همچنین پرورش مهارت های عاطفی و اجتماعی کودکان را می آموزید. برخی دیگر ـ مثل بسیاری از نظریهپردازان یادگیری اجتماعی که از برداشت رفتارگرایانه یادگیری اظهار نارضایتی میکنند ـ وجدان را امری شناختی و ارزشی میدانند.

برخی مثل آیزنگ H.J.Eysenck برداشت غیرشناختی دارند و وجدان را بازتاب شرطی شده میدانند. باید در مواردی او را به تماشای زیبایی های آفرینش و مذهب و تعالیم آن جهت دهیم تا عظمت و قدرت آفریدگار در اعمال و روح او تجلی کند. آرون فرد بر درونی کردن یا کسب کنترل درونی شده رفتار تأکید میورزد و معتقد است: ما عملی را باید مورد توجه قرار دهیم که درونی شده و تداوم آن عمل، مستقل و غیروابسته به تأثیرات بیرونی است؛ یعنی به حدی است که تأثیرات تقویتی بیرونی صرفا یک واسطه باشند و عوامل خارجی نظیر پاداش و تنبیه در آن تأثیری نداشته باشد.

مثلاً نظریه یادگیری اجتماعی، که متأثر از سنت تجربهگرایی غرب است، بیشتر بر نقش تجربه و یادگیری تأکید دارد و در مقابل، نظریههایی که رشد اخلاق را رشد طبیعی استعدادهای مادرزادی انسان تلقّی میکنند متأثر از سنّت عقلگرایی غرباند و شکل جدید و معاصر آن در قالب نظریههای رشدی ـ شناختی تبلور یافته و نمایندگان اصلی آن پیاژه و کهلبرگ میباشند. شایان ذکر است که کاربست پسوند سازگاری با نگرش دینی برای گروه دوم از تعریفهای برون دینی، آشکارا به این معناست که این دسته از تعریفها، نسبت اینهمانی با تعریف قرآنی تربیت ندارد، بلکه این نسبت بیشتر از حد همسویی، خویشاوندی و تقارب نیست.

این نگرش در فرانسه و آلمان و از زمان دکارت که تمام مفاهیم علم را در قرن 17 تغییر داد، رایج بود. انسانها را که ابتدائاً یک موجود ضعیف ناقص هست، لکن قابل این است که ترقی کند، انسان را مترقی کند. 2.تربیت بدون تردید شامل ایجاد تغییرات مثبت و متعالی در وجود انسان می شود. بدون درس خوندن بیست گرفتی؟ مواجه می شویم. و تربیت اخلاقی ، برترین و بلند مرتبه ترین مرحله ی تعلیم و تربیت از دیدگاه کانت است. مرحله دوم: رشد اخلاقی؛ اخلاق همکاری: این مرحله با ورود به دوره سوم، یعنی دوره اعمال صوری آغاز میشود و به موازات رشد و تحوّل شناختی در فرد، رشد اندیشه در مورد موضوعات اخلاقی نیز تداوم پیدا میکند.

سپس کهلبرگ بر اساس تلاشها و تحقیقات خود و با تکیه بر نظریه پیاژه ادعا کرد مراحل رشد اخلاق بیش از دو مرحله است و در ابتدا آن را به شش مرحله رساند. لذا ابتدا به دیدگاه مکاتب مختلف در مورد تعلیم و تربیت می پردازیم ، سپس اشاره ای گذرا بر نظرات افراد مختلف در این باره خواهیم پرداخت. بدیهی است که هر نظریهپردازی بر اساس دیدگاه نظری خود و میزان تأکیدی که بر عوامل درونی یا بیرونی دارد به این پرسشها پاسخ میدهد. دستهبندی نظریهها بر اساس تأکیدی که هر کدام از آنها بر یکی از عوامل مؤثر بر رشد دارند شکل میگیرد.

این فعالیت آگاهانه به برنامه درسی – که خود موضوع درسی، محتوا و مهارتهای خاص و نگرشهای از قبل تعیین شده را شامل میشود – مربوط است. در این بخش بهترین کتاب ها برای تربیت کودک از بدو تولد تا دوران نوجوانی را به شما معرفی خواهیم کرد. نظریه یادگیری اجتماعی شکلگیری اخلاق را اکتساب قواعد و شکلهای رفتاری میداند که از طرف محیط خارج بر فرد القا میشود. کانت معتقد است یک سری احکام عملی بدیهی داریم که اصول اخلاق را تشکیل میدهد. 2. اخلاق به نحو قابل توجهی عمومی است.

به چند دلیل، تجارب اخلاقی و ارزشی متأثر از مذهب بهطور کامل قابل درک و فهم نیستند: اولاً، تجربههای دینی که جنبه اسرارآمیز دارند، قابل تکرار نیستند و به همین خاطر روشهای علمی مثل مشاهده و آزمایش نمیتواند آنها را بسنجد. نکته دیگر اینکه، چنانچه بپذیریم مکاتب الهی و دیگر نظریهپردازان در حوزه اخلاق در تعریف اخلاق به مجموعهای از قواعد و هسته مرکزی آن اتفاق نظر دارند، ولی درباره منبع و سرچشمه آن و ویژگیهای آنها و نقش اخلاق و میزان قدرت و نفوذ آن، برداشتهای متفاوتی ارائه شده است.

آموزشهای مذهبی برای امروز شاید کمتر ولی برای طفل بسیار ضروری است و از آن جهت که سبب رشد اندیشه، ایجاد نظم، ارتقاء منطق است. بقره/213) آنچه از این آیه استفاده میشود؛ این است که مردم در ابتدا زندگی ساده و بسیطی داشتند، ولی کمکم در اثر کثرت افراد و ازدیاد سلیقهها اختلاف و درگیریها پیش آمد در برخی از روایات این زمان به دوران قبل ازحضرت نوح(ع) تطبیق شده که در آن زمان مردم زندگی ساده و محدودی داشتند و در بی خبری به سر میبردند. این موجودات دوست داشتنی بسیار باهوش هستند و از همان ابتدا همه چیز را به خوبی درک و ضبط می کنند.

وی معتقد است: وجدان اضطراب شرطی شدهای است که ابتدا از طریق تنبیه ایجاد میشود. در این مرحله، بر توجه داشتن به دیگران، روابط مبتنی بر اعتماد، وفاداری و قدرشناسی از دیگران تأکید میشود. 4. مراقبه و محاسبه؛ حضرت امام(ره) بر استفاده از این روش تأکید می­ورزید؛ همچنان­که خطاب به فرزند خویش فرمود: سعی کن در این قدم اول موفق شوی که در روزگار جوانی آسان­تر و موفقیت آمیزتر است.

چشمانداز کلی طبقهبندی مزبور این است که کودکانی که قادرند در مورد مسائل اخلاقی تفکر کنند، این توانایی برای هدایت رفتارشان کافی است و نیازی به مسئله انگیزش ندارند؛ به خلاف رویکرد روان تحلیلگری که تأکید خاصی بر اکتساب انگیزههای هدایت شده دارد. پس، امور مادرزادی کم و بیش منوط به پذیرش توانایی ارگانیزم در امر یادگیری است. ـ توانایی تفکّر درباره خود و تصمیمگیری را داشته باشد. این نظریه، وجدان را نوعی بازتاب میداند که بر اساس قانون اثر و پاداش و تنبیه، شرطی شده است. میتوان چنین نتیجه گرفت که پذیرش دین کودک از طرف والدین نمیتواند یک دین واقعی باشد؛ زیرا والدین، آن را بر اساس تعصبی که دارند به فرزندان خود القاء نمودهاند.

دیدگاهتان را بنویسید