مبانی اخلاقی علامه طباطبایی (ره)(۱)

پزشكي كه فقط بيماري را تشخيص ميدهد و برابر ضوابط نسخه مينويسد، تعهد اجتماعي خود را تا حدودي انجام ميدهد ولي اگر سوالات او را پاسخ گفت و آموزشهاي لازم را در جهت بهبود زندگي بيمار و پيشگيري از شدت بيماري او داد و در كل انتظارات او را برآورد كرد، به مسئوليت اجتماعي خود نيز عمل كرده است و اگر به موازات همه اينها، به دنبال الگوها، مدلها و ابزارهايي رفت براي برون رفت در حداقل زمان ممكن از مشكلي كه ميتواند گريبانگير او در طولاني مدت باشد، و يا مثلا به خاطر رفع مشكلي حاد، شبانه به بالين بيمار در منزل او هم ميرود، در جهت انطباق اجتماعي عمل كرده است، مثل پزشكي كه در واكنش به درد شديد ناشي از عمل جراحي بيمارش و انتظارات او براي كاهش فوري از شدت درد، كه وظايف قانوني و حرفهاي و اخلاقي خود را در ارتباط با او به درستي انجام داده، براي اقدام متفاوت ديگري نيز در فكر و انديشه و مطالعه است.

يك مدير وقتي ميتواند به مسئوليت اجتماعي خود عمل نمايد كه سازمان او در انجام وظايف قانوني و اهداف اقتصادي خود سرآمد باشد، در غير اينصورت مدير نميتواند به مسئوليت اجتماعي خود عمل نمايد. واقع قضيه اين است كه مسئوليتپذيري قاعدتا بايد در ايران بيش از جوامع غربي باشد، اما آيا واقعا اين طور است؟ مسئوليتپذيري در كشور ايران را در مقايسه با جوامع غربي چگونه ارزيابي ميكنيد؟ آيا محصولات ما كيفيت بهتري در مقايسه با كالاهاي آنها دارد؟ آيا دغدغه آب و نان و مسكن و ساير گرفتاريها، به مسئله اخلاق در سازمانها و جامعه آسيب نزده است؟

آيا ساختار جامعه ما در توزيع قدرت، ثروت و منزلت عادلانه عمل مينمايد؟ در اين ارتباط بايد شاخصهاي اقتصادي مانند مشاركت عادلانه خانوارها، شاخصهاي قانوني مانند ميزان برابري افراد در برابر دستورالعملها و شاخصهاي اخلاقي و رفتاري در حوزههاي مختلف مانند ميزان انتفاع و يا خسارتي كه جامعه و يا سازمان از نحوه و سبك مديريت مديران ميبرد، مورد سنجش قرار گيرد. به همين جهت مؤسسات آموزشي پزشكي بايد مرتباً به بازنگري وظايف خود، ارزيابي از سلامت جامعه و سيستم بهداشتي بپردازند. لذت، سود، قدرت، رفاه و کمال، هر یک ممکن است غایت و نتیجه اخلاقی کارها و معیار ارزشهای اخلاقی به حساب آیند.در این دیدگاهها، ملاک درستی یا نادرستی و بایستگی و نبایستگی یک رفتار همان ارزشهای بیرونی و خارج از حوزهی اخلاق است که به وجود میآورد.

اما اگر منظور از خردورزی صرفِ درون نگری باشد ما هیچگاه به فهم درستی از مفهوم اخلاقی بودن نخواهیم رسید زیرا اخلاقی بودن همیشه در چهارچوب روابط با دیگران و بهطور کلی در بستر روابط اجتماعی معنا مییابد. رعایت نکردن این اصل موجب دلسردی زحمتکشان و نیکان شده، اندک اندک بیتفاوتی اعضای جامعه نسبت به کارهای نیک و خدمت به جامعه را در پی دارد و صمیمیت و همدلی لازم برای زندگی اجتماعی را از بین میبرد. چگونه ميتوان ميزان مسئوليتپذيري يك جامعه را سنجيد؟ دکتر مرتضویان در بخش دیگری از سخنانش گفت:در ادبیات توسعه ،اخلاق هیچگاه با مذهب یکی تلقی نشده است.اخلاق،حقوق هم نیست.چون حقوق گریزگاههایی دارد.اخلاق،هنجارهای اجتماعی هم نیست .در این خصوص مباحث زیادی از سوی متفکران مطرح شده است که اشاره به دو نکته حائز اهمیت میباشد.یکی بحث مربوط به ایثار است.باید گفت جامعه جائی شکل میگیرد که افراد ،خیر جمعی را بر خیر فردیاشان ترجیح دهند و جائیکه اراده آزاد آدمی به حرکت درآید.بحث دیگر در خصوص اخلاق، به سبک زندگی باز می گردد و اینکه چنین سبکی تا چه اندازه در راستای اصول اخلاقی جهتگیری شده است.بنا به گفته ایشان توسعه اخلاقی دقیقاّ از درون بحث توسعه انسانی و حرکت آن به سمت شاخصهای کمی و سپس کیفی بیرون آمده است .در تمام بخشهای توسعه اگر اصول اخلاقی حاکم نباشد انحرافات جبرانناپذیری به همراه خواهد داشت.

همانطور كه عرض شد، مسؤوليتپذيري اجتماعي هم مانند انطباق پذيري اجتماعي، فراتر از پاسخگويي به نيازهاي جامعه است. عدم توجه به اخلاق كار در مديريت سازمانها، در كشور ما كه از يك سو بايد بر پايه ارزشهاي اخلاقي متعالي باشد و از سوي ديگر با كشورهاي پيشرفته جهان فاصله قابل ملاحظه دارد، در شرايطي كه انتظارات اجتماعي از سازمانها در باره مسائلي مانند محيط زيست، حقوق زنان، كودكان، معلولان، عدالت در استخدام و كاهش نيروي انساني، نيز افزايش يافته. اخلاقيات را نميتوان مستقيم مديريت كرد، مثلاً رفتار مدير سازمان بر كاركنان و محيط كار به شدت تأثير ميگذارد، اولويتهاي اهداف استراتژيك مانند حداكثر كردن سود، افزايش سهم بازار، كاهش هزينهها و …

خود تأثير زيادي در اخلاق كاركنان دارد، حال بايد توجه داشت كه قوانين و مقررات مستقيماً بر رفتارهاي افراد در جهت اخلاقيتر شدن به گونهاي كه ضرر و زيان ناشي از رفتارهاي بد اجتماع به حداقل برسد، مؤثر است. با توجه به آنچه كه گفته شد، ضرورت نهادينه شدن مسئوليت اجتماعي، به صحنه مشاركت آوردن مردم با كار تيميو بهبود و تداوم كيفيت زندگي و محصولات و بهرهگيري از فناوري پيشرفته و به روز است.

در اواخر دهه 1980 و شروع دهه 1990 برجسته شدن درجات اخلاقی در سازمانها آغاز شد. چه سان بال های نعمت و کرامتش را بر سر آنان گسترانید و جویبارهای آسایش و فراوانی بر ایشان جاری شد و ملت اسلام با برکت های خود آنان را الفت بخشید. چند رویکردهای کلان در تربیت وجود دارد که ما می توانیم بحث را به صورت استراتژی های گوناگون در زمینه تربیت عنوان کنیم ، واژه استراتژی که در ابتدا به عنوان یک اصطلاح نظامی به کار میرفته و سپس به فضاهای دیگر راه یافته در لغت به معنای برنامه، سیاست، روش، نقشه،تدبیر، راهبرد، فرماندهی، و رزم آرایی آمده است که این واژه در اصطلاح به صورت خلاصه عبارت است از کلی ترین سخن درباره روش رسیدن به هدف که استراتژی های همچون رویکرد مبتنی بر اخلاق اجتماعی، رویکرد مبتنی بر اخلاف بندگی و رویکرد مبتنی بر اخلاق ولایت قابل طرح است.

صداقت و راستی در گفتار و اعمال فرستادگان الهی موجب جلب اطمینان مردم به پیامآوران الهی میشود و زمینه را برای پذیرش دعوت آنها فراهم می آورد. وی تصریح کرد: صحیفه سجادیه یک کتاب برای زیست مومنانه است و موضوعات اخلاق اجتماعی در آن به صورت عینی بیان گردیده است و به راحتی میتوان موضوعاتی چون اخلاق خویشاوندی بخصوص خانواده، اخلاق روابط با دوستان، همسایگان، مؤمنان، شهروندان، سایر ملل و اقوام و حتی حاکمان را مورد مطالعه قرار داد و بر محور پاسخی برای زیست اجتماعی انسان ارائه نمود. برای مثال کودکی که سن و سال کمتری دارد، دوست دارد برای خود عدالت را اجرا کند.

اگرچه خلاءهایی هم در اینباره به چشم میخورد اما در شهرهایی که اصالت بیشتری دارند و مهاجرت کمتری به این شهرها انجام شده است، میتوان گفت که نسبت به سایر شهرها اصالت دینی بیشتری به چشم میخورد و نسبت به ارزشهای اخلاقی پایبندی بیشتری وجود دارد. 2- کاستی دیگر و مهمتر، یک جانبه نگری نظریهی کانت است، چراکه منحصر کردن ارزش فعل اخلاقی در انگیزه و ارادهی فاعل و نادیده گرفتن نتایج و آثار آن برخلاف عرف زندگی بشری و عقلانیت زندگی است، عقل آدمی حکم میکند که در انجام یک عمل، آثار و پیامدها را نیز از نظر دور نداشته باشد.

مهربانی باعث میشه زندگی بهتر پیش بره. 1.سن مربی؛ گسترش معنای تربیت به همه ادوار زندگی از آغاز تولد به صورت مستمر تا پایان عمر. اصحاب این رویکرد خود را به حضرت رسول (ص) و امیر مؤمنان (ع) منتسب میدانند، در فتوت بهترین مثالِ فتای حقیقی و کامل، امیر مؤمنان علی (ع) است که همه سلسلههای فتوت اسلامی به او میپیوندند و حضرت را «قطب مدار فتوت» میشمارند. ۱۲. با هرکه مینشست تا او ارادهٔ برخاستن نمیکرد آن حضرت برنمیخاست. ميتواند معضلات جدي را براي سازمان ايجاد كرده و مقبوليت و مشروعيت اقدامات آن را مورد سوال قرار دهد و درنتيجه توان و بازدهي و جو سازماني را تحت تأثير و تنش قرار دهد.

دیدگاهتان را بنویسید