فلسفه چیست، فیلسوف كیست؟

بنابراين، همسر موجب آرامش و امنيت خاطر و محيط خانه وسيله آرامش روحي زن و مرد قرار داده شده است. بنابراين، همسر موجب آرامش و امنيت خاطر و محيط خانه وسيله آرامش روحى زن و مرد قرار داده شده است. بحث در اين است كه آيا زنان در يك مسابقه بى پايان در نشاندادن اندام خود و تحريك شهوات و هوسهاى آلوده مردان درگير باشند و يا بايد اين مسائل از محيط اجتماع بر چيده شود، و به محيط خانواده و زندگى زناشويى اختصاص يابد؟ آیا نویسنده بر تورات و انجیل و قرآن آن چنان احاطه دارد که چنین اصلی را به صورت مسلٌم مطرح میکند؟

این اتفاق نیز ناشی از عامیانه شدن دانش و بسیار خطرناک است زیرا این توهم را ایجاد میکند که همه، همه چیز را میدانند. فلسفه اسلامی، علمی که مسائل کلی هستیشناختی، خداشناسی، علم النفس، معرفتشناسی و دینشناسی را بررسی میکند. بهویژه رشتة فلسفة اخلاق در دانشگاههای آنها، رشتهای پرطرفدار و پرجاذبه است، و اخیراً نیز تحقیقات بسیار گسترده و مهمی در این مسائل انجام دادهاند؛ هرچند در حل مسائل فلسفة اخلاق، توفیق چندانی نداشته، ابهامات و سردرگمیهای فراوانی در این مورد دارند. وقتي انسان مورد حلالي براي ارضاي اين غريزه و خاموش كردن اين آتش سوزان داشته باشد، ديگر فكرخيانت به نواميس ديگران و آلوده شدن به گناهان ديگر ( از قبيل لواط واستمنا ) از سرش بيرون مي رود.

اجازه دهید موضوع را کمی بیشتر باز نماییم.همانطور که می دانید يكي از مهم ترين دام هاي شيطان كه به وسيله آن بيشتر افراد از صراط مستقيم الهي و دين حق منحرف مي شوند و به گرداب معصيت وگناه مي افتند، همین مساله غريزه جنسي است. تحليل اين مفاهيم و تعيين معاني دقيق آنها و اينكه چنين مفاهيمي را در عقل متعارف تا چه حد به صورت موجه و معقول ميتوان اطلاق و استعمال كرد، وظيفهاي مهم براي فلسفه است.

در فلسفه اسلامی سه مکتب مهم وجود داشته است که عبارتند از: مَشّاء، فلسفه اِشراق و حکمت مُتعالیه. همچنین فلسفه اصلی قرآن در ازدواج دریافت آرامش زندگی است که معمولا در چند همسری وجود ندارد و هر چیزی که بخواهد آرامش را به هم بزند، از نگاه شرع و عرف درست نیست. عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم و استاد دانشگاه در ادامه این گفت و گو، مروجان چند همسری را خطاب قرار داد و یادآور شد: کسانی که چند همسری را مطرح می کنند، نظرشان این است که دختر مجرد در جامعه نباشد.

اعتمادآنلاین| محمدتقی فاضل میبدی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم و استاد دانشگاه، گفت: ازدواج برای کسب آرامش و زندگی صورت می گیرد؛ تجربه نشان داده است خانواده های چند همسری آرامش زندگی ندارند. ضمن این که مشکلات روحی و روانی را تساعدی می کند؛ بنابراین چند همسری هیچکدام از این مشکلات را حل نمی کند. اگر آن ها منظورشان این است که زن های جامعه ما همسر و سرپرست ندارند، حل این مساله با ترویج چند همسری نیست بلکه باید دلایل این موضوع را که چرا ازدواج صورت نمی گیرد و سن ازدواج بالا رفته است، بررسی کنند.

شخصيت انسان پس از ازدواج به يك شخصيت اجتماعي تبديل ميشود؛ زيرا در پرتو ازدواج و زندگي مشترك خود را شديداً مسؤول حفظ همسر و تأمين وسائل زندگي و تربيت فرزندان آينده تلقي ميكند و تمام هوش، ابتكار و استعدادهاي خود را به كار ميگيرد؛ به عبارت ديگر، احساس مسؤوليت اجتماعي در او شكل ميگيرد و بسياري از شايستگيها و توانمنديهاي نهفته در درونش را شكوفا ميسازد. شخصيت انسان پس از ازدواج به يك شخصيت مسئوليتپذير و اجتماعى تبديل مىشود، زيرا در پرتو ازدواج و زندگى مشترك خود را شديداً مسئول حفظ همسر و تأمين وسائل زندگى و تربيت فرزندان آينده تلقى مىكند و تمام هوش، ابتكار و استعدادهاى خود را به كار مىگيرد; به عبارت ديگر، احساس مسئوليت اجتماعى در او شكل مىگيرد و بسيارى از شايستگىها و توانمندىهاى نهفته در درونش را شكوفا مىسازد.

مهمترين نيازى كه بر اثر ازواج تأمين مىشود، نياز به آرامش و احساس امنيت است. ازدواج و قرار گرفتن در كنار همسري شايسته و دلسوز اين احساس را از بين ميبرد و او را به آرامش روحي ميرساند. جوان در پى رسيدن به استقلال فكرى است، براى جبران نواقص و تأمين نيازهاى بىشمار خود به سوى ازدواج سوق داده مىشود و با گزينش همسرى مناسب و شايسته موجبات رشد و تكامل خويش را فراهم مىكند. جوان در پي رسيدن به استقلال فكري است؛ براي جبران نواقص و تأمين نيازهاي بي شمار خود به سوي ازدواج سوق داده ميشود و با گزينش همسري مناسب و شايسته موجبات رشد و تكامل خويش را فراهم ميكند.

مطمئنا انسانها در مسیر تحول و رشد خود به مرحله ایی می رسند که غریزه خفته جنسی به اوج فعالیت خود می رسد و در کنار این فعالیت غریزه جنسی به تعبیر اریکسون رسیدن به یک صمیمیت هم در وجود فرد شکل می گیرد و همین عامل زمینه تمایل به جنس مخالف را در انسان پایه ریزی می نماید و ازدواج ثمره این مرحله از زندگی فرد است. اگر اين نيازها تأمين نشود قطعا ادامهي زندگي براي انسان و هيچ موجود زنده ديگر امكانپذير نيست به اين نيازها، نيازهاي نخستين يا اوليه ميگويند علاوه بر نيازهاي اوليه يك سلسله نيازهاي ديگري انسان دارد كه بيشتر جنبهي رواني دارند قطعا اگر اين نيازها از طريق صحيح تأمين نشود انسان به آرامش واقعي نميرسد و اگر انسان آرامش رواني نداشته باشد نميتواند به سوي رشد و كمال و شكوفايي گام بردارد از جملهي اين نيازها مهرطلبي و مهرورزي نسبت به ديگران است انسان دوست دارد كه به او مهر بورزند كما اينكه دوست دارد به ديگران مهر بورزد با ديگران ارتباط و دوستي برقرار كند يكي ديگر از نيازهاي انسان نياز به يك جفت جنسي است يعني براي تأمين نيازهاي جنسي و غريزي خود نيز نياز به يك فردي دارد كه كفو و همتاي او باشد و در همهي اديان الهي از جمله دين حيات بخش اسلام تأمين اين نياز در قالب ازدواج تحقق پيدا ميكند و ازدواج فوايد بسيار زيادي براي انسان دارد از جملهي اين فوايد علاوه بر ارضاء غريزهي جنسي، دستيابي به آرامش است و قرآن يكي از فلسفههاي ازدواج را دستيابي به آرامش ميداند و ميفرمايد ازدواج كنيد لتسكنوا اليها سكينه و آرامش يكي از مهمترين نيازهاي بشر است و چه فلسفهاي زيباتر از اين كه خداوند اين آرامش و سكينه را در ازدواج قرار داده البته آرامش و اطمينان مراتبي دارد يك رتبهي آن از طريق ازدواج حاصل ميشود مراتبي از آنهم از طريق عبادت و ذكر خداوند تأمين ميشود چنانچه خداوند فرمود: الا بذكر الله تطمئن القلوب آگاه باشيد كه با ياد و ذكر خدا دلها آرامش پيدا ميكند.

به این افراد باید گفت که قطعا اگر یک دختری با یک مرد متاهلی ازدواج کرد باز هم غالب این است که زن اول طلاق می گیرد که بی سرپرست می شود؛ در واقع یکی را با سرپرست و دیگری را بی سرپرست می کنند. چرا که این مسائل عرفی و عقلایی است و باید دید آن ها چه می گویند تا حل شود. یعنی فردی که مانند شما تا بحال خود را حفظ نموده است و ارتباط با جنس مخالف را تجربه نکرده است به این نیاز خود از طریق درست و اصولی که همان ازدواج است پاسخ می دهد.

در قرن هجدهم در فلسفه هگل نمودار خاصی یافت و به همان طریق در تئوری ماتریالیستی مارکس در مورد پیشرفت صورتهای اقتصادی تولید دوباره ظاهر شد. مثلاً نميتوانند بگويند در يك مكان مشخص چه تعداد از اشياء خاصي وجود دارد، بلكه تنها ميتوانند بگويند اگر چنين و چنان باشد چه خواهد شد. مهمترین دستاورد این تطبیق عبارت است از این که هر دو آیین، تنها راه مشروع تامین نیاز جنسی، ایجاد نسل پاک و تامین محبت را در پرتو ازدواج و خانواده می دانند؛ با این تفاوت اساسی که رهبانیت و تجرد نسبت به ازدواج در آیین مسیحیت از جایگاهی ویژه برخوردار است؛ در حالی که در دین مبین اسلام، تجرد و رهبانیت امری کاملا مردود است و برخلاف مسیحیت عامل تقرب به خداوند محسوب نمی شود؛ بلکه این ازدواج است که زمینه ساز تکامل و تقرب الهی خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید