فلسفه علم چیست؟

البته افلاطون مسیر طبیعى عالم ماده را رو به فنا مى داند و معتقد است: هیچ چیز نمى تواند در این نظام، ابدى تلقّى شود. پیامبر در پاسخ یهود و نصارا مىفرمایند:پسر داشتن خداوند به معناى این است که خدا را در ردیف موجودات مادى و جسمانى و محدود جهان قرار دهیم و این نادرست است.در پاسخ دهریون نیز که اساسا بنا را بر اعتقاد به امور محسوس گذارده و جهان را ازلى و ابدى مىدانند، مىفرمایند:آیا ازلى و ابدى بودن جهان را دیدهاید؟ خداوند در سوره نساء، آيه 7 مىفرمايد: «يا ايها الناس اتقوا ربكم الذي خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا و نساء كثيرا و اتقوا الله الذي تسائلون به و الارحام ان الله كان عليكم رقيبا»; اى مردم، بترسيد از پروردگار خود كه شما را از يك تن آفريد و از او جفتش را بيافريد و از آنان مردان و زنان بسيارى گسترانيد و بترسيد از خداوندى كه از او و از ارحام پرسش مىشود.

در این نگاه معرفتی، تعلیم (سپس تاویل) مهمترین راه انتقال در این نگرش است و اصلیترین معلم و آموزگار اسما به انسان خداوند تبارك و تعالی است. حرکت صرفاً از عوارض جسم نیست تا در قلمرو طبیعیات قرار گیرد. منتها مهم این است که از اعتقاد و التزامتان به اهمیت و تأثیر اساسی این کار چیزی کاسته نشود. 2-کوشش در روشن نمودن مفاهیم، پیش تصورات و فرضیات علوم.فلسفه علم متضمن تحلیل انتقادی مفاهیم اساسی علم مانند کمیت، کیفیت، زمان، مکان، علت و قانون میباشد که به وسیله دانشمندان به کار میرود ولی به وسیله آنها مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار نمیگیرد.از طرف دیگر فلسفه علم شامل مطالعه و بررسی مسائلی از قبیل اعتقاد به جهان خارج، اعتقاد به همانند بودن و یک شکل بودن طبیعت و عقلانی بودن جریانات طبیعی میگردد.

یک نظر این است که فلسفه علم عبارت است از صورت بندی و ترتیب و تنسیق جهانبینیهایی که با نظریههای علمی مهم، سازگار، و از برخی جهات بر آنها مبتنی هستند.بر حسب این نظر، این وظیفه فیلسوف علم است که ملازمههای عامتر علم را به دقت تبیین کند.این کار میتواند به صورت تحقیق نظری درباره مقولههای وجودی(هستی شناختی)که در بحث از مطلق وجود بکار میروند، انجام پذیرد.در این مورد میتوان به آلفرد نورث وایتهد(1861-1947)اشاره نمود.وایتهد در صدد پرورش یک طرح مفهومی جامع برآمده بود که مقولاتش چندان کلی بودند که بتوانند همه هستیهای جهان را بنمایانند.در واقع این طرح یا صورتبندی عبارت از یک سلسله از مفاهیم است که بر مبنای آنها همه عناصر تجربه را میتوان تعبیر کرد.این طرح وایتهد با عنوان«فلسفه پویش» خوانده میشود.مراد وایتهد از این فعالیت ابداع یک نظریه علمی جدید نبود بلکه میخواست شیوههایی را پیشنهاد کند که به مدد آنها کلیترین برداشتهای ما در باب ماهیت حقیقت، علم جدید را نیز به حساب بیاورد.و برای مثال بر همین مبناست که وایتهد اصرار داشت که پیشرفتهای اخیر فیزیک ایجاب میکند که مقولات جوهر و عرض با مقولات«پویش»و«تأثیر»عوض شود.

بساطت و سادگى مفاهیم ریاضى طورى است که اذهان با یک برهان قانع مىگردند. متأخران درباره امتناع تسلسل، ده برهان اقامه مىکنند. ابن سهلان ساوجى مقولات را چهار مىداند نه ده. اما تدریجاً فلاسفه مقولات را جزء فلسفه اولى دانستهاند و در ردیف مسائل فلسفى قرار دادهاند. بنابر چرا شما خود را بزحمت می اندازید؟ رک. الحرالعاملی، 1403ق: ج14، ص17) و چه کسی را کنار خود قرار میدهید و شریک مال و دین و اسرار خویش میسازید.

بهگونه چکیده فلسفه گروه نتایج نیست، که بیشتر راه و روش اندیشیدن است؛ از همین روست که فلاسفه آزمونگرا، کارکردهای فلسفه را در سه زمینه منطقی، زبانشناختی و کاربردی (فلسفه دانش، منش، کشورداری و…) دانستهاند. پیش از ارسطو فیلسوفان دیگری بودند از جمله پارمنیدس که به جای کلمه on بیشتر میگفتند اینه (eῖnai εἰναι) این مصدری است که به معنای هستی نزدیکتر است. او همچنین از «پوچی» Absurde معنای خاصی اراده میکند و به طور کلی به شکل ایجابی به این مسئله مینگرد. وی افزود: حل معضلات اندیشه اسلامی، یکی از موضوعاتی است که فلسفه اسلامی تعقیب میکند که بالاترین درجه آن؛ در باب توحید است، ابن سینا در این خصوص، به تفسیر سوره توحید پرداخته و ملاصدرا نیز اقدامات فراوانی داشته است، در واقع این مبحث علاوه بر اینکه یک بحث اسلامی است، بحث فلسفی هم هست.

نزد فارابی واجب در ضمن بحث از هستی مورد توجه قرار گرفته است. نماز از زشتی ها و گناه باز میدارد و یاد خدا بزرگ است. علاوه بر اینها، برخى مسائل در دورههاى قبل جزء منطق یا طبیعیات شمرده شده و در منطق یا طبیعیات از آنها یاد مىشده است اما در دوره اسلامى تدریجاً جا عوض کرده و در ردیف مسائل فلسفه اولى قرار گرفته است از آن رو که آنها را در قلمرو فلسفه اولى دانستهاند یعنى از احکام و عوارض «موجود بما هو موجود» دانستهاند نه از معقولات ثانیه منطقى و نه از عوارض جسم طبیعى. بوعلى این برهان را به صورت کاملتر و جامعترى طرح کرده است.

گمان مىکنم صدرالمتألهین از اینکه برهان خواجه را در باب امتناع تسلسل ذکر کند غفلت ورزیده است، ولى در اول «الهیات بالمعنى الاخص» آن را آورده است. این گزاره های فلسفی در ذهن همه ما انسان ها موجودند؛ به آنها باور داریم و دائما آن ها را به کار می گیریم، بی آنکه توجهی به آن ها داشته باشیم. همانطور که معمول است به نظر می رسد که نظریه های پوزیتیویسم حلقه وین، و روش های تحلیل زبانی یا به اصطلاح فلسفه آکسفورد، هر دو دیدگاه تنگ و محدودی را توصیه و تایید کرده اند.

1. در مقدمات برهان، مغالطه و اشکالی رخ داده که حکم عقل را دچار اشتباه کرده است. آنچه تا اینجا گفتیم مربوط است به «مسائل» فلسفه و در حقیقت به موادى که فلسفه از آنها تشکیل مىشود. از دیدگاه اسلام، وجود فرزند صالح برای پدر و مادر یک عمل صالح شمرده میشود و در سعادت دنیا و آخرت آنها مؤثر است به همین جهت، معصومان تولید و تکثیر نسل را از اهداف ازدواج خواندهاند. در ریاضیات، مثلًا هندسه، تکثیر برهان نوعى تفنن فکرى محسوب مىشود، مثل کارى که گفته مىشود خواجه نصیر الدین طوسى و دیگران در شرح تحریر اقلیدس کردهاند که یک مسأله را از راههاى مختلف اثبات کردهاند.

بوعلى بالخصوص در شفا و اشارات چندین برهان اقامه مىکند. صدرالمتألهین برهانى که مبتنى بر اصول خاص خودش است و همردیف برهان صدیقین است اقامه مىنماید. تنها یکى از این براهین است که از ارسطو رسیده است و آن برهان «وسط و طرف» است. دیگران نیز براهین دیگرى اقامه کردهاند. ولى براهین زیاد دیگرى بر امتناع تسلسل اقامه شده است که به عقیده ما دست کمى از برهان «وسط و طرف» ندارد مثل برهان «اسدّ و اخصر» فارابى و برهان خواجه نصیر الدین طوسى که از راه «الشىء مالم یجب لم یوجد» وارد شده است.

ابن سینا برهانى از راه وجوب و امکان اقامه کرده است و سخت بدان مبتهج است و نام آن را «برهان صدّیقین» نهاده است، ولى صدرالمتألهین برهان دیگرى مبتنى بر اصول فلسفى خود اقامه کرده است که بر برهان بوعلى مزیّت دارد و مدعى است که این برهان شایسته است که به نام «برهان صدّیقین» خوانده شود. مطهری، 1362: صص252-251) اگر راهی غیر از این برای رسیدن به این مطلوب وجود داشت، به طور یقین اسلام آن را معرفی مینمود. اگر عقل انسان بر شهواتش غلبه کند، به همه این نیازها پاسخ مناسب مىدهد. البته مقصود این نیست که مسائل بالا دربست به صورت اول باقى ماندهاند و هیچ گونه دخل و تصرفى در آنها به عمل نیامده است؛ بلکه مقصود این است که در مجموع، چهره و قیافه همان است که بوده است و الّا مىدانیم که ابن سینا تحقیقات بسیار ارزنده و بى سابقهاى در باب مقولات کرده است.

اکثر مسائل منطق، مبحث مقولات دهگانه، علل اربعه، تقسیمات علوم، تقسیم و تعدید قواى نفس از این ردیف مسائلند. با همه اینها مقولات دهگانه ارسطویى هنوز شکل و قیافه قدیم خود را حفظ کرده است. پس به نظر ارسطو، باید به حکومتى اندیشید که فضیلت عده بیش ترى از جامعه را متحقق مى سازد. یکی از راههای موفقیت در فلسفه، آشنایی اولیه با ریاضیات و مباحث ریاضی است. نگارنده در گذشته مجموع براهینى را که صدرالمتألهین در کتب مختلف خود از اسفار و شواهد الربوبیة و مبدأ و معاد و غیره آورده است برآورد کرد، پس از حذف مکررات چهارده برهان بود.

گاه براهینى که اضافه شده استحکام بیشترى از برهانى که مثلًا از ارسطو یا شارحان اسکندرانى او مأثور است ندارد، و احیاناً استحکام بیشترى دارد. ولى نظر به اینکه- چنانکه بوعلى در اوایل «الهیات شفا» و صدرالمتألهین در تعلیقات بر «الهیات شفا» ثابت کردهاند- برخى مسائل دو وجهه دارد، از یک وجهه داخل در طبیعیات است و از وجهه دیگر جزء فلسفه اولى، صدرالمتألهین به اعتبار وجهه دوم، این مباحث را جزء فلسفه اولى قرار داده است. شیخ اشراق حرکت را مقوله مستقل مىشمارد. صدرالمتألهین در شرح هدایه مىگوید: «هر کس بخواهد براهین تجرد نفس را مطالعه کند به کتب بوعلى و شیخ اشراق مراجعه نماید».

تکثیر براهین در فلسفه، بر خلاف ریاضیات، ارزش فراوان دارد. البته آنچه در این گونه مسائل قابل توجه است ارزش برهانهایى است که اضافه شده است. مسأله امتناع تسلسل، تجرد نفس، اثبات واجب، توحید واجب، امتناع صدور کثیر از واحد، اتحاد عاقل و معقول، جوهریت صور نوعیه از این ردیف مسائلند. در باب تجرد نفس از ارسطو چیزى نرسیده است. اساساً از نظر تاریخ فلسفه معلوم نیست که ارسطو قائل به تجرد نفس و بقاى آن بوده است یا نه؟ صدرالمتألهین پس از اینکه این برهان را با تقریر بوعلى نقل مىکند آن را «اسدّ البراهین» مىخواند.

براهین دیگرى نیز از طرف میرداماد و غیره اقامه شده است مثل برهان ترتّب، برهان حیثیات، برهان تضایف، برهان تطبیق. البته ارزش این برهانها یکسان نیست، برخى از آنها چیزى شبیه مؤید است نه برهان واقعى. و اما سومین و در عین حال از جهتی مهمترین دلیل ملاصدرا بر حرکت جوهری، آیات بسیاری از قرآن کریم است که از دیدگاه ملاصدرا دقیقاً بر همین موضوع دلالت می کنند. و همانگونه که می دانیم اصل زیربنائی حیات ملی هر جامعه فلسفۀ سیاسی آن جامعه است؛ و لذا دکتر مصدق در دادگاه بیداد شاه خائن اعلام داشت: «من یک ایرانی مسلمان هستم»؛ که دکتر مصدق با القای این پیام تاریخی آگاهی بخش می خواست به مردم ایران بگوید: مردم ایران، تا هنگامی که به دو اصل فرهنگی ملیت ایرانی و اسلام جعفری ایمان داشته باشید (که این دو اصل فرهنگی، در واقع فلسفۀ سیاسی جامعۀ مردم ایران را تشکیل می دهد)، میهن عزیز ما بمانند کوه دماوند، همچنان استوار و پایدار خواهد ماند.

به­نظر محمدتقی جعفری هنگامی میتوان از تعین پدیده یا رویدادی صحبت کرد که آن را در موقعیت معینی مورد ارزیابی قرار دهیم. آیین زردشت که تاریخ آن را بین 2300 تا 1300 قبل از اسلام گفتهاند. ۴ – مسائلى که حتى نام و عنوانش تازه و بى سابقه است و در دورههاى قبل از اسلام به هیچ شکل مطرح نبوده است و منحصراً در جهان اسلام طرح شده است. ۱ – مسائلى که تقریباً به همان صورت اولى که ترجمه شده باقى مانده و چهره و قیافه اولیه خود را حفظ کرده، تصرف و تغییر و تکمیلى در آنها صورت نگرفته است.

دیدگاهتان را بنویسید