فلسفه زندگی چیست و چرا زندگی میکنیم – مردمان

البته این مطلب به این معنا نیست که هر زنی که حجاب و پوشش ظاهری داشت، لزوماً از همهٔ مراتب عفت و پاکدامنی نیز برخوردار است. هاله افشار (فمنيست): زنان محجبه معتقدند، حجاب آنها را ناظر بر ديگران مي كند و نه بالعكس و آنها را از تحميل هاي صنعت مد و فشارهاي افسانه زيبا بودن آزاد مي كند و البته دليل اصلي مسلمانان فراتر از همه اينهاست و آن وظيفه شرعي آنان است. متکلمان و متفکران دینی معنای واقعی تاریخ را معادل اجرای اراده الهی میدانند. نامید.بلکه باید گفت:فلسفه مانند نهالى در زمین حاصلخیز اندیشهها و استعدادهاى متفکران مسلمان کاشته شد و آنگاه بالیدن گرفت و درخت تناورى گردید و میوههایى متناسب به بار آورد.

چه ضرورتى براى یک پژوهشگر فلسفه وجود دارد که باید تاریخ فلسفه بیاموزد و در آن غور کند؟ فلسفه زندگی از دسته فلسفه هایی است که از پرسش هایی مثل من چه کسی هستم و برای چه بایستی زندگی کنم و ادامه دهم گریزان نیست و به آن ها با ملایمت پاسخ خواهد داد برای مثال فردی بزرگی مانند تولستوی که دارای مقام و شهرت،ثروت کلان بود اما مسئله مرگ به سراغش آمد و او را در هم ریخت که من برای چه زندگی می کنم و چه کسی هستم بنابراین باید بدانید که در هر درجه و منصبی که باشید سوالات فلسفه ذهن شما را درگیر خواهد کرد.

بهتعبیر یكی از نویسندگان(1) كار فلسفة اخلاق در مرحله نخست عرضه طرح كلی نظریه هنجاری است، اما چون قبل از اینكه كسی بتواند از نظریه هنجاریش رضایت كامل داشته باشد، باید به مسائل تحلیلی نیز بپردازد، بنابراین شامل فرااخلاق نیز میشود؛ و لكن «ازآنجاکه پارهای نظریات روانشناختی و انسانشناختی بر پاسخ به مسائل هنجاری و فرااخلاقی تأثیر میگذارد»، ازاینرو، «نوعی تفكر تجربی یا توصیفی از دستة اول نیز وارد بحث میشود». تکوین کلام و فلسفه اسلامى نیز مانند هر پدیده دیگر، زمینهها، عوامل و شرایطى داشته است. ب-مرتضى مطهرى:قطعا و مسلما اول کسى که در مسائل عقلى اسلامى به تجزیه و تحلیل پرداخت و مسائلى مانند قدم و حدوث و متناهى و غیر متناهى و جبر و اختیار و بساطت و ترکیب و امثال آنها را مطرح کرد، امیر المؤمنین على(ع) است.

بحث در مورد جبر و اختیار و همچنین روح و بدن، بحث این فصل است. بعلاوه-چنانکه ذکر شد-نمىتوان از تأکیدى که بر روش عقلانى از طرف این بزرگان صورت گرفته است، بر محتواى معرفتى خاصى که در آن دوره مطرح شده است، استدلال کرد.نیز هرگز نمىتوان بر این اساس مانع از ابداع روشهاى جدید پژوهش و یا تعاریف جدید از عقلانیت گردید. 1-یک پژوهشگر فلسفه اساسا به دنبال تحقیقات فلسفى و تأملات فلسفى در موضوعات مختلف است.از این رو، تاریخ فلسفه عین مطلوب چنین شخصى مىباشد؛زیرا تاریخ فلسفه مملو از آراء، تحلیلات و تأملات فلسفى در باب مسائل متعدد مىباشد.به تعبیرى مىتوان گفت که تاریخ فلسفه همان خود فلسفه است، لااقل از این جهات که اولا پرسشهاى تاریخى فلسفه همچنان پا بر جا هستند؛ثانیا تاریخ فلسفه، تاریخ به کارگیرى و استفاده از روش فلسفى و عقلانى است؛ثانیا تاریخ فلسفه حاوى اندیشههاى فلسفى و محتواى عقلانى و نیز محتوى تفکرات بکر و دست ناخورده و کلیدى براى حل معضلات عقلانى و فلسفى است.خلاصه تاریخ فلسفه، خود از مضمون و محتواى فلسفى برخوردار است.

اساسا معتزله در اواخر قرن اول هجرى و یا اوایل قرن دوم تکوین یافتهاند و مکتب اشعرى نیز در اواخر قرن سوم تأسیس شده است.ضمنا اندیشههاى فلسفى یونان نیز به طور عمده پس از نهضت ترجمه، یعنى نیمه دوم قرن دوم، رواج عام یافته است؛در حالى که مباحث عقلى و نظرى حضرت على(ع)، سابق بر همه این جریانات فکرى، مربوط به نیمه اول قرن اول هجرى بوده است. نگاهی دوباره به تاریخ علم و نوشتههای تاریخی نشان میدهد که این ارزش عقلانی همواره در کار بوده است. در این فصل نگاهی متفاوت به سیاست و فلسفهی سیاسی انداخته میشود.

به همین دلیل قرآن با بیان لطیف به انسان امر نموده که در برابر این نعمت عظیم باید شاکر باشد. ب-آیا فلسفه اسلامى عکس العملى نژادى و ناسیونالیسمى در برابر اعراب بوده است؟ پنجم، مباحث کلامى و فلسفى ائمه معصومین در قالب دستگاههاى رایج کلامى و فلسفى نمىباشد.سخنان ایشان مجموعهاى از مباحثات و بیانات مختلف در باب مسائل کلامى و فلسفى است. در بخشی از این شماره در صفات اخلاقی شیعه در عصر غیبت از بیانات آیت الله جوادی آملی آمده است: «در روایاتی به نقل از ائمه اطهار علیهم السلام آمده است که یکی از ویژگی های شیعیان ما این است که هرگاه فرصت کنند، به ذکر کثیر می پردازند: (شیعتنا الذین إذا خلوا ذکروا الله کثیرا).

در حالی که همین حرف هم یک نوع ظاهرسازی بود. و اگر ملاحظه مىكنيم كه امروز افراد محترم از اين قانون اسلامى كراهت دارند، عيب قانون نيست، بلكه عيب عمل كنندگان به قانون، و يا صحيحتر، سوء استفاده كنندگان از آن است، اگر در جامعه امروز هم ازدواج موقت به صورت سالم در آيد و حكومت اسلامى تحت ضوابط و مقررات خاص، اين موضوع را به طور صحيح پياده كند هم جلو سوء استفادهها گرفته خواهد شد و هم افراد محترم (به هنگام ضرورتهاى اجتماعى) از آن كراهت نخواهند داشت. 2-آشنایى با تاریخ فلسفه زمینه آگاهى از سیر اندیشهها و تحولات آنها را در بستر زمان فراهم مىآورد و بر این اساس درک عمیق و متمایز آنها را فراهم مىکند.بدین معنى که اندیشههایى که امروز مورد مطالعه قرار مىگیرند، آنگاه که سابقه تکوین و تحول آنها نیز روشن گردد، بسیار عمیقتر و دقیقتر دریافت مىشوند و خود نظریه و مرزها و تمایزات و یا به تعبیر وجوه تشابه و تمایز آن از دیگر آراء متناظر خود روشنتر و آشکارتر مىگردد.

۷- زندگی کنید و اجازه دهید دیگران نیز زندگی خودشان را بکنند: لـزومـی نــدارد شما از دیگران نـفـرت داشـتـه باشید. وی با اشاره به اینکه علامه جعفری در آثار خود رابطه عمیقی میان معنای زندگی و مرگ برقرار می سازد، افزوده است: علامه جعفری با تقسیم حیات به معقول و طبیعی محض، تفسیر مرگ را در حیات معقول منطقی و مثبت و در حیات طبیعی محض منفی و ناپذیرفتی می داند. ازدواج از این روی در اسلام، تشریع و مورد ترغیب قرار گرفته است که میتواند به نیازهای فطری آدمی پاسخ شایسته داده و سلامت و تعالی وی را زمینهسازی نماید.

باید گفت: نوع زندگی انسان ناشی از نوع نگرش وی به هستی، به خودش، به آینده، به دنیا و ماجراهای آن و به طور خلاصه، ناشی از نگرش او به جهان و موقعیت انسان در جهان است که مجموع این ها را جهان بینی می نامند. همچنین اندیشهوران این رشته را نیز با یک پسوند حکیم میگفتند؛ نظیر این که میگفتند: حکیم ارشمیدس حکیم ریاضی بود و حکیم جالینوس حکیم پزشکی بود؛ اما امثال ارسطو و فارابی را حکیم مطلق و صاحبنام و صاحب نظر در جهان بینی میدانستند.

خلاصه از نظر اقبال اولا، لازمه جوهر معرفتى ایمان روىآورى دینداران به مباحث نظرى و عقلانى است، چنانکه تاریخ گواه آن است.ایمان خودبخود زمینه روىآورى به عقلیگرى را فراهم مىکند؛چرا که با احساس صرف به فعلیت و تمامیت نمىرسد و باید ابعاد معرفتى خود را نیز شکوفا سازد و از این رو حوزهاى عقلانى نیز ایجاد مىکند. را در قرآن ردیابى کرد.حال اگر برآیند و مجموعه این گزارهها را در نظر بگیریم، به یک مجموعه معرفتى که کاملا فلسفى است، دست مىیابیم.

دیدگاهتان را بنویسید