فلسفه زندگی و مرگ – پرسمان

شروح و تعلیقه های فراوانی (بیش از چهل مورد) بر این کتاب نگاشته شده است. طرفداران این نظریه معتقدند که حکم حجاب از احکام اجتماعی است؛ زیرا پیوند وثیق و ارتباط مستقیم با جامعه و نظام حاکم بر جامعه اسلامی دارد هر چند نافی وظیفه افراد در امر به معروف و نهی از منکر زبانی نیست. برخی از مخالفان فلسفه، نظیر ابن تیمیه تا آنجا پیش رفتند که خود منطق را مورد انتقاد قرار دادند، اما در حالی که سنت فلسفه مشائی در جهان اسلام در بین اهل تسنن زوال مییافت، با این حال در حوزههای دیگر حیات اسلامی مانند کلام و فقه وارد شد و نفوذ آن تداوم یافت تا جایی که در قرن اخیر به عنوان بخشی از جنبش احیاء اسلامی تجدید حیات یافت.

فلسفه، در جهان اسلام با مخالفتهایی روبهرو بوده است. منظور از جانشینی خدا نیز این است که خداوند پرتوی از صفات خود را در درون انسانها به ودیعه نهاده است که اگر این استعدادها به فعلیت برسند، انسان به والاترین مراحل کمال دست خواهد یافت. چون کمالی یافت آن را می بری ؟ براي پوششهاي خاص تاريخچهها نگاشتهاند؛ ولي چون حيا و عفاف ريشه در فطرت بشر دارد؛ تاريخبردار نيست.

مطمئناً این استدلال به سود پژوهش آزاد در مفهوم جدید این اصطلاح نیست، بلکه رویکردی است که ارزش والایی برای عقل مستقل قائل است که ممکن است به عنوان موافقت با خود پرداختن به فلسفه نیز تفسیر شود. قرآن همواره از خواننده درخواست میکند که برای اثبات حقانیت اسلام از شیوه عقلی استفاده کند و لذا ارزش والایی برای عقل قائل است. کسی که به این چیزها مشغول شد، به ارزش های واقعی کی خواهد رسید؟ اما برخلاف فرهنگ غالب در اهل سنت، جریان غالب در فرهنگ شیعه جریان عقلگرایی بود؛ به گونهای که بسیاری از فقیهان نامدار شیعه -همچون خواجه نصیر الدین طوسی، علامه حلّی، میرداماد، محمدباقر سبزواری، فاضل هندی، ملاهادی سبزواری، آخوند محمد کاظم خراسانی، محمدحسین غروی اصفهانی، محمدرضا مظفر، امام خمینی، مرتضی مطهری، سید محمدباقر صدر- اهل فلسفه نیز بودند.

ابن رشد(متوفای ۵۹۴ق) از عالمان و فقیهان برجسته اهل سنت، در کتاب «تهافت التهافت» بیان میکند که بسیاری از اشکالات غزالی به فیلسوفان، ناشی از بدفهمی او از آرای فیلسوفان است. دکارت در نامه خود به وئتیوس در سال 1648، خواهان تساهل مذهبی و حقوق فردی شد. شيوهي راه رفتن، لباس پوشيدن و رفتارش به گونهاي نيست كه نظر نامحرمان را به سوي خود جلب نمايد. مسلمانان شیعه همچنین برای حل چنین مشکلاتی به حجیت ائمه و خصوصاً در مورد بعضی شیعیان به “امام غائب” یا امام دوازدهم مراجعه میکنند، چرا که آنها را ادامه دهنده راه و سیرت پیامبر و داماد او، امام علی (علیهالسّلام) میدانند.

سیدمحمدحسین طباطبائی(۱۲۸۱-۱۳۶۰ش)، از تأثیرگذارترین عالمان شیعه در فضای فکری و مذهبی ایران در سده ۱۴ش بوده است. در فرهنگ و اخلاق اسلامى، پوشش و حجاب – براى عموم و به ویژه زنان – از جایگاه مهمى برخوردار است. البته، فلسفه در مفهوم فلسفه عرفانی یا تصوف، که جنبهای پایدار از فلسفه اسلامی در سراسر حیات آن بوده است هم در دنیای اهل تسنن و هم در عالم تشیع به رشد و شکوفائی خود ادامه داد. حتی ممکن است که هنرمند قهاری باشید، اما در جایی که باید به مقتضیات قوه عاقله بیاندیشید، خیال در آن دخالت میکند؛ به عنوان مثال قوه خیال به قدری بر انسان غلبه دارد که قوانین ریاضی را نمیپذیرد و به عبارتی قوه تجریدی و یا قوه ریاضی فرد ضعیف است.

همچنین، او مانند بسیاری از مخالفان فلسفه احترام زیادی برای منطق (که ابزاری برای فلسفه است نه بخشی از آن) قائل بود و بر کاربرد منطق برای تفکر منظم درباره دین اصرار داشت. عفت زن مايه احترام و شخصيت اوست. همه کارهای بنی آدم برای اوست مگر روزه که خاص من است و من پاداش آن را خواهم داد». مهم ترین ویژگی این کتاب ارائه ی موضوعات جدی فلسفی به زبان ساده و همه فهم است. همانطور که در قرآن آمده است: «ما به زودی آیات خود را به آنها در همه اجزاء زمین و در نفوس خودشان نشان میدهیم، تا آنها آنچه را که حقیقت است به وضوح بنگرند».

چگونه قلبهایشان از دیدن این آفرینش عجیب کور است تا آنجا که تدبیر در آن را انکار میکنند». با وجودی که این قول ناپختهتر از آن است که توصیفی دقیق شمرده شود، اما موضوع مهمی را مطرح میکند که از همان شروع فلسفه اسلامی درباره آن بحث شده و هنوز هم در دنیای معاصر اسلام موضوعی زنده است. فاعل مختار با اراده و خواست خود به فعلی که تا قبل از این خواست و اراده ممکن بود، وجوب و ضرورت میبخشد و این ضرورت و وجوب بالغیر است: وقتی میگوید «باید این کار را انجام داد»، در واقع یعنی «تحقیق این فعل مورد اراده باست».

محمدتقی جعفری حیات انسان­ها را به «حیات طبیعی محض» و «حیات معقول» تقسیم می­کند. محمدتقی جعفری مرگ و حیات را دو حقیقت از هم جدا نمی­داند. اصول فلسفه و روش رئالیسم: این کتاب حاصل بحثهای فلسفی ویژهای است که سیدمحمدحسین طباطبائی برای برخی از طلاب حوزه علمیه قم بیان کرده است. هیچ مانعی برای آنها وجود نداشت . محمدتقی مصباح یزدی در پاسخ به این اشکال گفته است که وجود کمترین ارتباط میان فلسفه و اسلام، برای درستی عنوان فلسفه اسلامی کفایت میکند؛ چنانکه برخی از مسائل فلسفه اسلامی، از آموزههای اسلامی نشأت گرفته و برخی از آنها در خدمت اثبات آموزههای اسلامی است.

سهروردی(۵۴۹-۵۸۷ق) در فلسفۀ اسلامی به شیخ اشراق مشهور است. اکثریت قریب به اتفاق نفوس انسانی با مراتب مختلف، همین ضعف و ناتوانی را دارا هستند. نظر شما را رابطه با فلسفه زندگی چیست؟ اما آیا میدانید فلسفه حجاب چیست؟ مثلث برمودا چیست ، کجاست و چه اسراری دارد؟ بنابراین دلائل خوبی برای این اندیشه وجود دارد که هیچ ناسازگاری و تعارض اساسی بین فعالیت عقل و فعالیت دین لااقل در اسلام وجود ندارد.

به همین دلیل تحلیل های زبانی و روانشناختی و علوم تجربی در آن سنت اهمیت داشت. ختم نبوت به این معنی است که خداوند از افراد بشر انتظار دارد که عقل خود را بهکار گیرند تا کنه واقعیت را دریاباند، گرچه این عقلی است که اصول اسلام راهنمای آن است. در عوض غزالی میگوید که او این آراء را به این دلیل نقد میکند که آنها از براهینی که فیلسوفان خود مطرح میکنند پیروی نمیکنند. او نظام فلسفی خود را در کتاب اسفار تبیین کرده است.

آلفرد هیچکاک: معتقدم زن هم باید مانند فیلمی پرهیجان باشد بدین معنا که ماهیت خود را کمتر نشان دهد و بگذارد مرد برای کشف آنها بیشتر به خود زحمت دهد. آمارهاى مستند نشان مى دهند كه با افزايش برهنگى در جهان، طلاق و از هم گسيختگى زندگى زناشويى نيز در دنيا همواره بالا رفته است زيرا «هر چه ديده بيند، دل كند ياد» و هر چه دل در مقوله هوس هاى سركش بخواهد، به هر قيمتى باشد، به دنبال آن مى رود و به اين ترتيب، هر روز دل به دلبرى جديد مى بندد و با قبلى، وداع مى كند اما در محيطى كه «حجاب» حاكم است و ديگر شرايط اسلامى رعايت مى شوند، دو همسر، تعلق به يكديگر دارند و احساسات و عشق و عواطفشان، مخصوص يكديگر است.

کلی در منطق ارسطویی به لفظی میگویند که بر افراد زیادی دلالت میکند مانند انسان، حیوان. عدد: به کمی میگویند که در بین اجزای آن نمیتوان یک حد مشترک پیدا کرد. با بودنِ استادی مثل آقای طباطبایی، جا داشت امروز تعداد زیادی استاد درجهی یک از تلامذهی ایشان در قم و دیگر شهرستانها داشته باشیم. به گفته مرتضی مطهری، هر چند فلسفه اسلامی از فلسفه یونان گرفته شده است، فیلسوفان مسلمانان با تألیف کتابهای فراوان، آن را بسیار گسترش دادند. که البته این سخن به هیچوجه نمیتواند صحیح باشد و توضیح آن پیشتر در تفاوت علم و فلسفه ایجازاً بیان شد.

اگر خودنمایى، آرایش و تحریک در اجتماع رواج یابد و روابط جنسى در غیر محیط خانواده میسر شود، هیچ وقت جوانان مشکلات ازدواج را نمیپذیرند و به آن تن نمیدهند و خانوادههاى تشکیلشده نیز متزلزل میشوند؛ زیرا مردان با دیدن زنان بىحجاب تحریک میشوند و در نتیجه کانون گرم خانوادگى سرد میشود و محبت در خانواده جاى خود را به تنفر میدهد؛ زیرا همسر قانونى، رقیب و مانع روابط جدید جنسى به حساب میآید.

دیدگاهتان را بنویسید