فلسفه تاریخ چیست؟

7- چرا عمو و دايى جزء محارم نيامدهاند؟ اين قسمت جزء ضروريات و مسلمات است. در شرم و حيا، عشق و اشتياق به عفاف و پاكدامني تدبير مكانيسمي نهفته در خلقت و فطرت زن است كه او را وا مي دارد گاهي به صورت ناخودآگاه خود را از چشم نامحرم بپوشاند. عفت در زن، وسيلهاي براي تعالي و تكريم شخصيت او در چشم ديگران، حتي در چشم خود مردان شهوتران و بيبند و بار است. كافي است براي به فساد كشيدن يك جمعيت، تعداد اندكي هرزه و بيبند و بار در بين آنها راه يابند؛ به گونهاي زشتيها و آلودگيهاي اخلاقي را بين آنان رواج ميدهند كه بعد از مدت كوتاهي عادي جلوه كند.

بنابراين، با همهي تفاوتهايي كه انسانهاي كنوني با پيشينيان دارند و ميان آنها در مباني و نتايج، اختلاف چشمگيري ديده ميشود؛ اما موارد اشتراك آنان كم نيست. اوست خدایی که میان عرب امّی (قومی که خواندن و نوشتن هم نمیدانستند) پیغمبری بزرگوار از همان قوم برانگیخت، تا بر آنان وحی خدا را تلاوت کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد و کتاب سماوی و حکمت الهی بیاموزد؛ با آن که پیش از این، همه در ورطهی جهالت و گمراهی بودند.

در سالهای اخیر تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا فلسفه در میان عموم مردم رواج پیدا کند. شما جواب هر سوالی را که بخواهید با یک جستوجوی مختصر از طریق موبایلتان پیدا میکنید و این ویکیپدیایی شدن دانش باعث شده که دیگر فرصت و حوصلهای برای جستوجوی دانش بنیادیتر در کار نباشد. بيترديد، عفاف در اصلاح بنيانها مؤثر است؛ همچنين، حيا در ارتباطي متقابل با عفاف، گاه معلول و گاه علّت است. یک شاخه متداول این رویکرد مرتبط با بحث الهیات یا مبحث آخرت است. دستهای از حالات ذهنی دارای درونمایه هستند؛ مانند باور که درونمایه (یا متعلق) آن یک گزاره است؛ مانند باور به این که باران میبارد.

برای داشتن اراده آزاد، باید باور داشته باشیم که ما به عنوان انسان، سازنده اعمال خود می باشیم. «عفت» عبارت است از تسليم و انقياد شهوت در برابر عقل؛ يعني قوهي شهواني انسان كارهاي خود را براساس دستور عقل انجام دهد. زن مسلمان براي آن كه در بعد اجتماعي، حد اعلاي توفيق را به دست آورد و محيط مقدس كارياش به هرزگيهاي شهواني آلوده نشود، بايد حجاب را رعايت كند (همان: 111-112). بدون ترديد، وقتي كار و شهوت به هم درآميزد، محيط كار آلوده، و در نتيجه بازده فعاليت ها كم ميشود؛ هم چنين ثبات، اطمينان و اعتماد از محيط خانواده رخت برميبندد.

رعايت حيا و عفاف، ميان زن و مرد به تناسب آفرينش هر يك متفاوت است؛ اما حيا خصلتي بشري است و صرف نظر از گرايشهاي فرهنگي و مذهبي، قابل طرح ميباشد. ممكن است مراد از اين واژهها پردهنشيني و محبوس كردن زن در خانه، يا رعايت پارهاي ضوابط در معاشرتهاي اجتماعي باشد، در صورتي كه قصد تبيين و تشريح اين سؤال است كه: آيا زن و مرد در عرصهي اجتماع بايد به فعاليت بپردازند؟ اين پديده با ويژگيهاي مختلف فردي و اجتماعي انسان در ارتباط است و ميتوان آن را از ديدگاههاي مختلفي از قبيل: روانشناسي، اخلاق، اقتصاد، جامعهشناسي، مذهب، قانون، تاريخ و جغرافيا مورد مطالعه قرار داد و در صدد يافتن پاسخي به اين گونه پرسشها برآمد كه: چرا انسان لباس به تن ميكند؟

با اين كه دستور پوشيدن براي مرد مقرّر نشده است، ولي عملاً مرد پوشيدهتر از زن از منزل بيرون ميرود؛ زيرا تمايل مرد به نگاه كردن و چشمچراني است، نه به خودنمايي. 4. نظریه الزامات نفسانی: مفاد «باید و نباید» ضروت و الزام است؛ ولی نه ضرورت اعتباری و نه ضرورت بالغیر؛ بلکه ضرورت و لزومی که انسان درون خود به علم حضوری مییابد. بنابراین تعریف ، فلسفه همان استکمال نفس به نظم عقلی جهان هستی است ، نه به معرفت نظمِ عقلی عالم. اگر بپذیریم که حالات ذهنی برخاسته از فرایندهای مغزی اند میتوان اینجور گفت که وقتی A کارامد میشود، به کارآمد شدن B می انجامد و با این کار از A به T، B پدید میآید؛ نماد T در اینجا همان حالات ذهنی است.

در حقيقت، حجاب پوششي ويژه و عفت خصلتي برخاسته از بينش و منش است (اسحاقي، 1388: 46-48). حجاب ميتواند ريايي، تحميلي، ظاهري يا غير اختياري باشد، ولي عفت، خصلتي ارزشي و اختياري است. نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. در اسلام براي پوشش حدود و شرايط عمومي بيان شده، و به شكل و نوع خاصي تأكيد نشده است؛ زيرا لباس و پوشش از امور تعبدي و توفيقي نيست، و نيز عرف و عادت بر آن اثر ميگذارد.

ميان نوع لباس و ويژگيهاي رواني انسان چه رابطهاي است؟ ما نیز قبول داریم كه وظیفه ما عمل به دستورهای قرآن و اسلام است و یگانهراه رستگاری و سعادت دنیوی و اخروی را نیز در پیروی از معارف اسلامی میدانیم و معتقدیم كه «بحث عقلی گر دُر و مرجان بود»، بهخودیخود نمیتواند ما را به سعادت رسانده، مكارم اخلاق را در ما شكوفا نماید. در اخلاق کاربردی هم با کاربرد اخلاق و تأملات اخلاقی در عرصههای مختلف از سیاست و حرفههای مختلف گرفته تا حقوق و پزشکی سروکار داریم. درجایگاه ملاک مطلق ارزش و هماهنگی با فطرت الاهی، هماهنگی با من برتر (من علوی) سازگاری و همانگی با عاطفه بشری، تجلی اسما و صفات الاهی در انسان وعبودیت و بندگی،به صورت معیار برای ارزش اخلاقی مطرح است.

یک دسته از افراد به طور کلی عشق را رد می کنند و می گویند چیزی به اسم عشق وجود ندارد و عشق همان تمنای جسمانی افراد است. دیگر شاخه مهم این فلسفه تاریخ بیشتر متوجه موقعیت تاریخی ماهیت انسان است تا موقعیت کلی ماهیت انسان. زیرا فاعل حرکت قسری( حرکتی که مطابق طبع جسم و متوجه به مکان طبیعی جسم نباشد؛ مثلاً آب، طبعش آن است که به پایین می رود و آتش رو به بالا می رود و این جهات مکان طبیعی آنها نامیده می شوند) طبیعت مجبور است؛ مثلاً سنگی را که ما به بالا پرتاب می کنیم، برخلاف جهت طبیعی آن حرکت می دهیم، زیرا مکان طبیعی خاک( سنگ) پائین است.

آنها به این منظور مطالب فلاسفه و کتب آنها را بین مسلمین رواج دادند که مردم را از ائمه معصومین (علیهمالسلام) و از شریعت روشن اسلام منصرف و رو گردان سازند. آنها توجه نکردهاند که روایات، معمولا برداشتی از وقایع هستند، وقایعی که خود علّت و مقدمه وقایع بعدی هستند. بدون شك استفاده از لباسهاي بدننما دور شدن از تقوا در پوشش را در پي دارد و به نوعي توجه مرد نامحرم را به زن جلب مي كند.

جواد طباطبایی دربارهٔ اصطلاح «فلسفه مضاف» میگوید: «در ده بیست سال گذشته رایج شده که فلسفههایی را جزو فلسفههای مضاف میدانند؛ همچنین در سالهای اخیر واژگان و ترکیبهای زشت و نابهنجار بسیاری کشف و جعل کردند و به کار میبرند که این هم یکی از آنهاست. یعنی در مقام دفاع از احكام اقتصادی اسلام در برابر مخالفان چارهای جز استمداد از تحلیلهای علمی و فلسفی، و استفاده از شیوههای تحقیق علمی رایج در جهان نداریم. سيدعلي؛ ( 1385) ؛زن ريحانه ي آفرينش ( مجموعه سخنراني ها ) ؛ به اهتمام : دفتر نشر آثار مقام معظم رهبري ؛ چاپ دوم ؛ قم : دارالهداي .

در حالی که فلاسفه آن ها را به طور دقیق استخراج کرده؛ مفاهیم درونی و حدودشان را روشن ساخته و به اشکالات وارده بر آن ها پاسخ می گویند. افلاطون به صراحت مى گوید: «در این گونه خانواده ها، آن که سال خورده تر از دیگران است، حکومت را از پدر و مادر به ارث مى برد و بر دیگران حکم مى راند. 1. در مقدمات برهان، مغالطه و اشکالی رخ داده که حکم عقل را دچار اشتباه کرده است.

بنابراین، روش معتبر در فلسفه، روش استدلال- قیاسی است و منظور از قیاس نیز این است که با ترتیب دادن مقدمات معلوم، به کشف مجهول برسیم. اگر فراطبیعت گرایی صادق باشد پس این اصل نیز صادق است که هرچه بد است به سبب نهی خدا بد است. موجود به عنوان خودش و فارغ از هر گونه قید و شرط موضوع فلسفه است، اما باید توجه داشت که موجود که به عنوان موضوع فلسفه مطرح می شود مراد مفهوم آن نیست بلکه مصداق خارجی آن مراد است، پس موضوع فلسفه در حقیقت همان واقعیت است که از آن به موجود یاد می شود، فیلسوف بعد از آن که به واقع پرداخت، از دو حال بیرون نیست یا مصداق و آنچه مفهوم وجود بر آن صادق است به عنوان مصداق واقعیت می شناسد و می یابد.

رک. نجفی، 1365: ج29، صص8-5) این پیمان و قرارداد افزون بر اینکه از استحکام خاص برخوردار است، «میثاقاً غلیظاً» (نساء، 21) دارای یک ارزش و منزلت الهی و خدایی ویژه میباشد و در سطح دیگر قراردادهای اجتماعی قرار نمیگیرد تا صرفاً از قواعد عمومی آن قراردادها پیروی کند. راه حل این شبهه در بینش قرآن کریم این است که زن باید کاملا درک کند که حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرف نظر کردم همچنین مربوط به مرد هم نیست تا مرد بگوید من راضییم ، و همینطور مربوط به خانواده نیست تا اعضای خانواده رضایت دهند، حجاب زن حق الهی است.

پاسخ: قبلاً ذکر شد که حجاب در کتابهای لغت به معنای پوشش، پرده و مانع آمده است. الف) ضخامت: يكي از ويژگيهاي پوشش، ضخامت آن است؛ به گونهاي كه پوست بدن از زير آن پيدا نباشد؛ در غير اين صورت پوشش محسوب نميشود. لباس براي او يك حريم است؛ به منزلهي دژي است كه تن را از دستبرد چپاولگران محفوظ ميدارد و كرامت او را حفظ ميكند. تقويت ايمان و اعتقاد ميتواند ضامن حفظ هويت و شخصيت زن باشد.

دیدگاهتان را بنویسید