فلسفه اسلامی – ویکی فقه

ارسطو وقتی به دیدگاه و نظر اجتهادی خود درباره نفس دست مییابد، سخنانی را مطرح میکند که در برخی از قسمتها با مبانی افلاطونی کاملاً متفاوت میباشد. البته بعدها به منابع اصلی هم دسترسی پیدا کردند و وقتی فیلسوفان برجسته ای در بین آنها پیدا شدند، کم کم به منابع اصلی یونانی هم مراجعه کردند، ولی در ابتدا فلسفه هایی که در اروپا مطرح می شد، صرف نظر از اختلافات و کشمکش هایی که با کلیسا داشتند، بیشتر صبغه مشّائی داشت و از کتاب های ابن سینا گرفته شده بود. اما در برابر دیدگاههای بالا، غیر از مستشرقان، مدافعان تعبیر «فلسفه اسلامی» (با گرایشهای مختلف) معتقدند، فلسفه یونانی در مواجهه با جهان فرهنگی اسلامی دچار تغییرات و دگرگونیهای اساسی شده و اصطلاحا تحت سیطره «روح فرهنگ و تمدن اسلامی» دچار دگردیسیهای اساسی شده به گونهای كه بالضروره و ناگزیر باید از فلسفه اسلامی یاد كرد چنانكه برای نمونه اواخر سده نوزدهم و اوایل سده بیستم میلادی، نوتوماس گرایان فرانسوی چون اتین ژیلسون و مدافعان مسیحیت از تعبیر «فلسفه مسیحی» یاد میكردند.

وی در کتابهای مابعدالطبیعه و در فقرات مختلف آنها گاه با احتیاط بیشتری (Ibid: 1704) نفس را مانند صورت و نیز بدن را مانند ماده میگیرد و این اصطلاح همان است که در کتاب درباره نفس بهکار رفته است؛ با این تفاوت که تعبیر کتاب دوم صریحتر و با تأکید بیشتر است. البته (اگر دیدگاه تحولگرایانه یگر را بپذیریم) دفتر اول از این کتاب (Ibid: 996) گویا در زمانی متأخرتر نوشته شده است؛ زیرا در آنجا موجود زنده را نیز مثل اشیای بیجان دارای دو جنبه مادی و صوری دانسته است و بر این مطلب تأکید کرده که هرگاه تمام نفس نتواند بهمثابه صورت برای بدن لحاظ شود، دستکم جزئی از نفس، یعنی عقل میتواند چنین باشد.

نام سقراط در تاریخ فلسفه با نام پرسش و زایش همراه است. بنابراین تاریخ فلسفه یعنى کاوش در زمان پیدایش، رشد و سیر تکامل مباحث فلسفى و شخصیتهای نقشآفرین و برجسته آن؛ ولى هرگاه فلسفه به گونه پیشوند آورده شود، معانى گوناگون از آن اراده میشود که بیشتر آن معانى نوپیداست و در لغتنامههای کهن دیده نمیشود. ولی در درجه اول باید مواظب باشند که خود بنده و مملوک دیگران گردند و در ثانی اگر قصد جهان گشایی دارند نیتشان از این عمل تأمین خیر و مصلحت کسانی باشد که خاک آن ها را به کشور خود ملحق می سازند نه این که جهان گشایی را فقط وسیله ای برای اعمال زور و تحكم بر دیگران قرار دهند.

و از حال زار مستمندان و بینوایان خبردار گردند و به درد ایشان آشنایی پیدا کنند. ارسطو در کتاب اعضای حیوانات دوگانگی نفس و بدن را کاملاً کنار گذاشته است و حتی اشارهای هم به آن نمیکند. در این نوشتار، منظور از اسلام، همانا قرآن کریم، احادیث و روایات اولیای دین میباشد و مقصود از مسیحیت، کتاب مقدس و برداشتهای مستند به این کتاب است. بدین سان، فلسفه از میل به فهمیدن و دانستن سرچشمه می گیرد، نه به خاطر منافعی که می توانست داشته باشد. همانطور که گفته شد و از سخنان ارسطو نیز بهخوبی مشهود است، نه هر مادهای هر صورتی را میپذیرد و نه هر صورتی هر مادهای را.

۱۷-۱۸ جلسه بیشتر نیست و هر کدام در حد نیم ساعت است. از ساعت 8 صبح تا 4 یا 5 عصر آنجا مشغول به کار بودیم، اخیرا مقداری از دفترچههای که پیش من بود به کتابخانه دانشگاه تهران دادم، این دفترچهها شامل اصطلاحات فارسی – عربی، انگلیسی و معادلات فرانسه و آلمانی بود. مشتقات صوم در قالب افعال مضارع و امر، دو مصدرش و اسم فاعل مونث ومذکر به کار رفته است. او در کتاب اخلاق ائودموسی (Ibid: 1930 & 1933 & 1947) نسبت نفس به بدن را همچون نسبت کارگر به ابزار خود میداند و در اخلاق نیکوماخوسی نیز قائل به تمایز نفس از بدن است.

با توجه به این ملاحظات، وی کتاب درباره نفس را تدوین میکند و در آن علاوه بر اینکه به نفس بهعنوان یک موضوع کلی میپردازد، درصدد تبیین نحوه ارتباط عقل، نفس و بدن و همچنین قوای مختلف نفسانی برمیآید. طبیعی در اینجا مقابل «صناعی» است؛ بدین معنا که نفس، کمال اول برای جسم طبیعی است که موضوع علم طبیعی میباشد، نه جسم صناعی که موضوع کار صاحبان حرف و صنعتگران است؛ اما مراد از قید «آلی» در تعریف نفس، آن نیست که جسم فقط مشتمل بر اجزا و اعضای مختلف باشد؛ بلکه شامل قوای مختلفی ـ نه اعضای مختلفی ـ مثل غاذیه و نامیه و جاذبه و ماسکه باشد؛ چراکه آنچه بالذات، آلات نفس بشمار میرود، قوای آن است و اعضا از طریق آن قوا، جنبه آلی پیدا میکنند.

ابن رشد اعتقاد دارد که حقیقت واحدی، پیوسته، در سطوح مختلف تعبیر و درک ظاهر میشود. نتیجهای که از این گزارش درباره دوره اول تفکر ارسطو میتوان گرفت، این است که نظر وی در باب نفس و روابط آن، نخست صبغهای افلاطونی داشته و اندکاندک به تعدیل نزدیک شده است؛ یعنی با اینکه در ابتدا نفس و بدن را دو جوهر مستقل میدانسته است، این مانع از آن نبوده است که نظر اختصاصی او نیز بهتدریج ظاهر شود و آثار اعتقاد به ارتباط نفس و بدن با حفظ جدایی آنها از یکدیگر ـ که نشاندهنده دوره دوم حیات فکری فلسفی اوست ـ آشکار گردد.

تعریف ابنسینا حدی نیست که بیانگر ماهیت نفس باشد؛ بلکه توصیفی از نفس است که ازحیث ارتباط آن با بدن بیان شده است. قید دیگری که ابنسینا ـ بهدنبال ارسطو ـ در تعریف نفس بهکار برده، «طبیعی» است. در تحلیلهای اولیه نیز جملهای دارد که نشان از پیشرفت است و میگوید: «قبلاً این اصل را پذیرفتهایم که نفس و بدن بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند.» (Ibid: 113) این سخن نشاندهنده آن است که او با حفظ اعتقاد خود به دوگانگی نفس و بدن، این دو را با هم مرتبط و بر هم مؤثر میشمارد. از همین رو ارسطو در شناسه فلسفه میگوید: «فلسفه آگاهی به موجودات است، از آن رو که موجودیت دارند».

از قرآن کریم استفاده میشود که هدف از تشریع حکم الهی، وجوب حجاب اسلامی، دستیابی به تزکیهی نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی است. اما در زندگى همراه با لذت، چون لذتِ بیش تر هدف است، پس زندگى از سعادت انسان دور مى شود، چون اعتدال رعایت نشده است و منجر به ظلم به دیگران براى رسیدن به لذت بیش تر مى شود. ويل دورانت: زنان دريافتند كه دست و دل بازي مايه طعن و تحقير است و اين امر را به دختران خود ياد دادند. 9. توجّه فیلسوفان مسلمان به بنیادهای روان شناختی (Psychological), حکم زیبایی شناختی و فرآورده هنری, غالباً به دلیل بحث های مربوط به علم النفس بوده است.

بدینترتیب نفس و بدن با هم تطابق دارند و با اشتراک یکدیگر عملی را به انجام میرسانند و همین اشتراک نشاندهنده موجودی زنده است. برخی بر این باورند تفاوت روحیه ی انگلیسی و اروپایی باعث به وجود آمدن این دو نوع فلسفه شده است. وی در دورهای که بیشتر به مطالعات زیستی میپردازد، زمینه خوبی را مهیا میبیند تا نظر خود را درباره رابطه نفس و بدن اصلاح کند. بر همین اساس، او خود در ابتدای این کتاب پس از بحثی مقدماتی، تکلیف خود را با اصل موضوع روشن میکند و میگوید: «مطالعه نفس، اعم از اینکه هر نفسی مورد نظر باشد یا نفس به آن معنا که ما بیان کردیم، باید در محدوده علم طبیعی قرار گیرد.» (Ibid: 642) این سخن دقیقاً مشخص میکند که مطالعات او درباره حیوانات و مقایسه آنها با انسانها، او را به طرح نظری کلی درباره نفس موجودات زنده سوق داده و باعث شده است که بحث خود را با فرق گذاردن میان موجودات جاندار و بیجان آغاز کند.

دیدگاهتان را بنویسید