فلسفه ازدواج موقت در اسلام

بنابراين خاستگاه و نقطه آغاز اصل پوشش و حجاب را مي توانيم از بامداد آفرینش بدانيم ، اگر چه كيفيت اين پوشش با آنچه بعدها در اديان تشریع شده ، ممکن است متفاوت باشد. بنابراین فلسفه ازدواج موقت اینست که ازدواج دائم نمى تواند بـه تـنـهائى پاسخگوى تمايلات جنسى انسان باشد زيرا در زندگى ضرورت هايى براى بيشتر مردان پـيـش مـى آيـد کـه مـعـمولا براى مدتى امکان بهره بردارى جنسى از همسر خويش از آنان سلب مى گردد.بدون ترديد، در اين مدت غريزه جنسى, آنان را در بحران شديدى قرار مى دهد که اگر از راه مشروع به آن پاسخ مثبت ندهند ممکن است آلودگي هايى پيش آيد.

به دلیل آن که «نیک بختى» ملک مشترک همه آدمیان است و بسیارى از انسان ها مى توانند به آن دست یابند و غایت دانش سیاست بهترین غایات است، پس انسان ها هم مى توانند با عملورزى خویش به این غایت مهم و شریف دست یابند. نخستين مساله تشكر كردن از حضار است كه مرا شرمنده كردند و البته كمي هم اذيت شدم چون حالت احساسي پيدا كردم و اين حالت برايم چندان خوب نيست.تشكر ميكنم و با صراحت ميگويم كه خود را لايق اين همه توجه نميدانم. مجتهدي با تاريخ ايران آشنا است و سعي كرد با فلسفه اسلامي نيز آشنا شود چون ما ايرانيها بدون فلسفه اسلامي نميتوانيم تفلسف كنيم و فلسفه داشته باشيم و مهمتر از همه اين موارد، اينكه دكتر مجتهدي همه زندگياش فلسفه بوده و همه عمر را صرف فلسفه كرده است.

مجتهدي تاريخ فلسفه به ويژه تاريخ فلسفه جديد را درس داد و در مورد تقريبا همه فلاسفه جديد كتاب و مقاله نوشت و همه ايشان را ميشناسيم. خداوند همیشه «ولی» را جاهل نیافریده است، «ولی» همیشه «عارف» است و این اصل همه ادیان است. نظر ابن رشد این است كه آنچه در فلسفه به وضوح فهمیده میشود و در الهیات به زبان رمزی بیان میشود حقیقت واحدی است.(۳۲) میتوان ابن رشد را مدافع دوگانگی عملگرایانه حقیقت به شمار آورد؛ بدین معنا که در برابر عوام، نگاهی عملگرایانه و مصلحت اندیشانه، حتی جسمانیت را از خداوند سلب نکنیم و اگر پذیرش معنایی را دشوار یافتند، آن را از متشابهات و فراتر از درک عقول آدمیان مینمایانیم.

البته، فلسفه در مفهوم فلسفه عرفانی یا تصوف، که جنبهای پایدار از فلسفه اسلامی در سراسر حیات آن بوده است هم در دنیای اهل تسنن و هم در عالم تشیع به رشد و شکوفائی خود ادامه داد. ارسطو معتقد است مخاطب نه تنها پس از تماشای درام اسیر توهمات دنیای که از روی کپی ها کپی شده نمی شود، بلکه احساساتش به سطحی بالاتر ارتقا می یابند. ارسطو تماشاگران را همچنان که به تماشای تراژدی های بزرگ یونان دعوت کرده بود به سالن های سینماهای نمایش دهنده فیلم های عظیم می کشاند و از آن ها می خواست با قهرمانان سینمایی همراه شوند و امیدوار می بود پالایش هیجانات درونی تماشاگران به فضائل اخلاقی آن ها بیافزاید.

به این ترتیب افلاطون عدالت را از یک امر بیرونی به یک امر درونی تغییر میدهد. به هر ترتیب خود افلاطون در ارتباط با عدم نگارش رسالهای مستقل در مورد مُثُل در نامهی هفتم مینویسد: «هیچگونه نوشتهای از من در وجود نیامده و در آینده نیز وجود پیدا نخواهد کرد زیرا آن مطالب مانند دیگر مطالب علمی نیست که به وسیلهی اصطلاحات و الفاظ عادی بتوان تشریح و بیان نمود» (افلاطون، ۱۳۸۰، ص ۱۸۶۳). گفتنی است که کسانی که می دانند روزه برای آنها ضرر دارد یا خوف ضرر داشته باشد، باید روزه را ترک کرده و اگر روزه بگیرند صحیح نیست بلکه حرام است.

ولیکن عکس آن درست نیست، به طوری که نبات فقط قابلیت تغذّی دارد. یکی از نخستین سخنرانیها درباره هوش کامپیوتری در سال ۱۹۴۷ را منطقدان انگلیسی آلن تورینگ ایراد کرد که در آن زمان در آزمایشگاه فیزیک ملی کار میکرد. مثال بارزی که خود ابنسینا آن را بیان میکند، کارگری است که وقتی سؤال میشود «او کیست»، اگر در پاسخ بگوییم او یک کارگر است، این درواقع پاسخی است که اشاره به این شخص ازحیث فعلی و عملی او دارد؛ اما اگر در پاسخ بگوییم او یک انسان است، این اشاره به حیث ذاتی و حقیقی او دارد؛ یعنی این فرد از حیث ذات، انسان است؛ اما این ازحیث عمل است که بهعنوان کارگر خطاب میشود.

خواجه نصيرالدين طوسي از آن جمله است؛ او دانشمند است، فيلسوف و رياضيدان است، علم سياست سرش ميشود و اصلا رجل سياسي است. رييس فرهنگستان علوم ادامه داد: از فضايل دكتر مجتهدي كه مسلما در اخلاق و علم دوستي و اهل فلسفه بودن او موثر بوده اين است كه او از ادبيات شروع كرد. وي ادامه داد: درست است كه گفتهام فيلسوف دانشجو است ولي من واقعا دانشجو هستم، از وقتي بازنشسته شدم و تكليف تدريس دروس مشخص در اختيارم نيست كاملا دانشجو شدم و حتي بيشتر از قبل، مطالبي را ميبينم و دقت ميكنم كه قبلا به آنها دقت نداشتم.

مجتهدي ادامه داد: در اين كشور همواره گروهي بودهاند كه با يك استادي و تدبير، بدون هاي و هوي و بدون اينكه اظهار وجودي كنند، در يك منطقه جغرافيايي كه دايما در تلاطم، حركت، مشكلات و كشتار است، هميشه تاثير داشتهاند. داوري اردكاني ادامه داد: كسي كه عمر صرف فلسفه ميكند ممكن است از بيرون كه نگاه كنند نپسندند و حتي نسبت كج سليقگي بدهند و بگويند آدم زندگي نكند؟ من در صفحات پاياني كتابم به صورت داستاني از زبان او نوشتهام كه: اين عمر بعد از اين همه سختيها، تقلا و مشقات فراوان اجرش براي من چيست؟

مجتهدي از خوبهاي زمانه بوده و به اعتبار فيلسوف بودن و عمر صرف فلسفه كردن مورد احترام همه ما است. دكتر مجتهدي فيلسوفانه زندگي كرده و روابط خصوصي آنچنان كه گاهي فكر ميكنيم با هيچ يك از ما نداشت ولي يكديگر را به معناي كلي لفظ دوست داشتهايم و همواره يكديگر را احترام كردهايم. بدون تكلف و بدون تظاهر، با تواضع فوقالعادهاي كه با صراحتي همراه بود كه گاهي اين صراحت در گفتار شايد خوشحال مان هم نكند و ناخوشايند تلقي شود.

همين روحيه كه كمي هم افراطي است گريبانگير من شده است. ارادهاي كه حفظ ميكند كه من ايراني هستم و دستبردار نيستم؛ خواه در تهران باشد، خواه در امريكاي شمالي، امريكاي جنوبي، اسپانيا، آلمان، انگلستان و هركجا كه باشد او خود را حفظ ميكند و اين همان عشق به وطن است و فقط همين ميماند. به نظر من آن كسي ايراني است كه اراده ميكند ايراني بماند. مجتهدي در پايان، با بيان اينكه بايد امكانات گذشته خود را بشناسيم و بفهميم، تاكيد كرد: تاريخ گذشته ما پر از امكانات است، امكانات واقعي گذشتگان را بشناسيم و بر اساس آن آينده واقعي خود را بسازيم و گسست را هم بشكافيم.

دیدگاهتان را بنویسید