شعر عارفانه دلنشین از مولانا – تــــــــوپ تـــــــــاپ

در پايان دوره اموى شاعران مقدمه عاشقانه قصايد( نسيب)را كه به طور اجبار برهمه اشعار غالب بود گسترش دادند و آن را مستقل كردند و به صورت غزل در آوردند كهمذكور افتاد. خطبه و خطيبانبه جهتخاص تا اين حد آلوده نشده و تا حدودى سلامتخويش را حفظ كرده بودند،كه علت اصلى آن عبارت بود از بار دينى فعاليتهاى رسمى اجتماعى و دعوت به اسلام كه درمضامين خطب وجود داشت.احتجاجات و تعرضات سياسى در رسالات (12) اين عصرحضورى جدى داشت.قصاص يا قصه گويان نيز در عصر اموى در عرصه هنر اسلامىظاهر شدند.آنان تمايل مردم را به عجايب و غرايب بر مىانگيختند و اوصاف و اعمالى ازبراى خداوند متعال نقل مىكردند.اين دوران را بايد رونق اسرائيليات و اساطير و امانىنيز ناميد كه بعدا در تفسير قرآن تاثير نهاد.

ایرج میرزا شاعر برجسته اواخر عصر قاجار ، شاعر اصلی در کل تاریخ شعر فارسی و تا حد زیادی بزرگترین شاعر از تبار فتحعلی شاه بود . 14.ابو تمام شاعر قرن سومى نيز در اين زمان با تاثير پذيرى از عقل و تفكرات فلسفى و علم النفسيونانى ابداعاتى در شعر حكمى داشته است. الف- نمونه سرود: سرود، با ظهور اسلام از بين رفت و تنها به نقل از كتاب «تاريخ سيستان» تنها «سرودِ كركوي» باقيمانده كه از اشعار صحيح و مسلّم دوره ساساني است. 5. نام شاعرانى است كه چندى در عصر جاهلى و سپس در اسلام زيستهاند و به زبانى مىتوان اينشاعران را«دو ساحتى»خواند.

این قبیله از بخارا به بدخشان، و سپس به هندوستان مهاجرت کرده و مشغول سپاهی گری بودند. بعضی از این کانون ها وبلاگ گروهی راه انداختن که لینکشون اینجا هست. درویش با بوسهای بر دست شیخ از او برای سماع رخصت میطلبد. به باور نادمی، «قالب» در شعر امروز، اعتبار خودش را از دست داده و دورانش به سر آمده است مضمون، تعیین کننده شکل شعر است و اگر صورت شعر، بد انتخاب شود میگوییم که شعر خوبی نیست. اینطور نیست که شاعر حتماً در قالب مشخصی بسراید حتی غزل و قصیده هم با توجه به اتفاقهای ادبی که طی سده اخیر رخ داد، از شکل «قالب» بیرون آمدهاند.

این شاعر اضافه میکند: در شعر امروز چیزی به اسم قالب شعر نداریم و بیشتر با شکل و صورت شعر مواجهیم. روایت داستان مثل روایت یک فیلم سینمایی است و روایت شعر مثل روایت یک فرم یا چند فرم عکس است تلگرافی و فشرده، گزینشی و مختصر به گونهای که پدیدههای فضای چهاربعدی شکل گرفته در مخیلهی شاعر را به اجرا میکشاند درست مثل تماشای صحنهای از یک تئاتر برای خواننده یا شنوندهی آن. در ميان خلفاى اموى كه همه در شرابخوارگى و لا اباليگرى مستغرق بودهاند،بعضى نظير«وليد بن يزيد»خود اشعارى در ستايش خمر ساخته است و شعرايى نظير«اخطل»در عهدايشان وصف شيشه شراب مىكردهاند.تنها«عمر بن عبد العزيز»از رويه پيشينيان خودعدول كرد و چون مردى پرهيزكار و پاكدامن بود و مىخواست مانند خلفاى راشدينرفتار كند از شعر و شاعرى فسق آميز چشم پوشيد واعلام داشت كه نه شاعر مىپذيرد و نهشعر گوش مىدهد.

4. هل انبئكم على من تنزل الشياطين تنزيل على كل افاك اثيم،يلقون السمع و اكثرهم كاذبون،والشعراء يتبهم الغاوون الم تر انهم فى كل واد يهمون،و انهم يقولون ما لا يفعلون،الا الذين آمنوا وعملوا الصالحات و ذكر الله كثير(سوره شعرا آيات226-224). شيعي بودن فردوسي از آفتاب روشن تر است و ار همان آغاز نويسندگان تراجم و تذكره ها از جمله نظامي عروضي بدان توجه يافته اند . گاهی یک غزل با مضمون انقلاب اسلامیبسیار موفق تر از شعر سپید، اثر میکند یا بالعکس، بنابراین اگر قالب برای مضمون شعر به درستی انتخاب شده باشد، آن شعر موفق است. اين سرود به زبان فارسي دَري است (نه پَهلَوي) كه آن زمان در مشرق ايران و جنوب خراسان رواج داشته و از اشعار شش هجایي است كه در آتشكده «كركويه» واقع در مملكت قديم سيستان خوانده مي شده است.

رعبى كه اهل ظاهر سنت و حديث پس از دوران متوكل و بعد تركان در مقابله با علومو فرهنگ يونانى و ترويج علوم شرعى ايجاد كردند به همراه شكستشرك و زندقه جلىدر شعر و نثر نيز مؤثر بود تا آنجا كه اشعار هر چه بيشتر صبغه دينى يافتند.با رواج فلسفه،كلام و تصوف به تدريجبسيارى از مضامين و مواد اشعار خمريات و زهديات كهدر حقيقت هر دو صورتى دنيوى داشتند در مقام حقيقى گذشت از عالم طبيعت و كثرات وحكمتيونانى اخذ مىشود،و صورت دينى و عرفانى پيدا مىكند.بىترديد ورود فلسفهيونانى توانستبه نحوى محرك متفكران اسلامى در بسط هنر دينى باشد.فلسفه يونانىبه مثابه ماده براى صورت نوعى اسلام قرار گرفت.عرفان و پيدايى غزل عرفانى شعردينى را مستقر ساخت و تجربه دينى در عرصه هنر را به سنت محكمى تبديل و مستقرنمود.

وزن هجایي در حال حاضر، در ميان اكثرِ ملل اروپایي رواج دارد و اين وزنْ در دوره تمدن بشريّت از زمانِ زرتشت تا ظهور اسلام در ايران زمين متداول بوده و پس از آن شعر فارسي صورت عروضي به خود گرفته است. گرچه در حوزه علوم و معارف هنوز يونانيت و كل مطلق يونانى سراغ مسلميننيامده بود،اما گرايش به لذايذ اين جهانى و فراموشى معاد و گاه چون شيطان انكار احكامالهى كردن،به جهت غلبه حضور و حيات انضمامى در هنر،به نمايش در مىآيد.نخستينشاعران نيست انگار تمدن اسلامى از جمله«الحطيئة»كه به زشتى ظاهر و باطن مشهوربودند در اين دوره قدرت گرفتند.حطيئة شاعرى نيست انگار بود كه زن و فرزند و حتىمادر و شخص خويش را آماج هجويات خود قرار داده بود.او از اين طريق به گذرانزندگى مىپرداخت.در حالى كه در حوزه علمى شيعه بر كنار از جامعه سياسى-و برخىاز جماعت پارسايان اهل سنت-طى قرن اول و اوايل قرن دوم هنوز قرآن حاكم مطلق است و حتى مذاهب فقهى رسمى چهارگانه اهل سنت و مباحث علوم شرعى شكل منظمو مدونى نيافته بود.

شبهایی که تا صبح بردن نام زیبایت، آرام بخش دل بی قرار من است . تنها نکتهای که همواره مورد توجه پژوهشگران بیدل بوده است، پیچیدگی کلام وی است و دغدغه راه بردن به اقلیم راز آلود مفاهیم و معانی بلندی که بیدل آفریده است. اكنون كه با كلام هاي موزون سه گانه ايران باستان آشنا شديم شايسته است براي هر كدام شاهد كلامي آورده تا خوانندگان محترم به شيوه كلام فارسي دوره ميانه آشنايي يابند. داستان این رمان مربوط به داستان زندگی پسری است به اسم فرهاد که بعد از هشت سال تحصیل در خارج از کشور به ایران برمیگردد و در کارخانهی پدرش مشغول به کار میشود که در این میان فرها با شخصی آشنا میشود که…

جریان شعر انقلاب اسلامی یک جریان ساکن نیست بلکه بسیار پویا است و ادامه نگاههایی در شعر است که تا امروز وجود داشته است، در اشعاری که نسل بعد از انقلاب سرودهاند، نه تنها مغایرتی با ارزشهای انقلاب اسلامی دیده نمیشود بلکه حاکمیت جریان انقلاب اسلامی را در این اشعار میتوان دید که ثمره چهل سال حرکت نظام در مسیر ارزشها و آرمانهای انقلاب اسلامی است. «در نظر بیدل آینه به اعتبار اینکه مانند چشمی است که همیشه باز است و هرگز بسته نمیشود یادآور حیرت است» (شفیعی، 1389: 323) و مهمترین پیام عرفانی و فلسفی شعر بیدل چیزی جز تصویر حیرت نیست.

شعر روح و باطن همه هنرهاست و هنرمندان همه در مرتبه سير و سلوك باطنى خودشاعرند.اگر هيچ هنرى را در ميان هنرهاى اسلامى به محك كلام نبى(صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه(علیهم السلام) سنجيده ندانيم،شعر چنين نخواهد بود زيرا شواهد بسيار در ميان است تا بر اين نظرحجت آيد كه شعر حقيقى كلامى است كه روح القدس بر زبان شاعر جارى كند (1) . اين تحول در مواجههاى كه شاعران با كلام خدا(قرآن مجيد)داشتندحاصل شد قرآن هيچ مشابهتى به كلام بشرى و شعر شاعران جاهلى نداشت.قرآن طى بيست و سه سال به حضرت نبى وحى شده بود.

پيش از اين، در فصل (تجانس و قرابت زبان پارسي با شعر) گفته شد كه حدود دو هزار سال پيش از ميلاد مسيح گفته هاي زرتشت پيامبر به ويژه در شانزده فصل (گاته ها) كلام موزونیست. اين شيوهِ داستان پردازي تا يكي دو قرن بعد از ظهور اسلام هم در گوشه و كنار ايران كم و بيش مرسوم بوده و با ظهور فردوسي و خَلقِ شاهنامه، از آن پس به صورت شاهنامه خواني درآمده و سببِ ابقای داستان ها و اِشاعه و ترويج زبان فارسي گرديده است. ستاره | سرویس سرگرمی – شعر در وصف خداوند و شعری که در مناجات با خدا سروده میشود؛ عاشقانه و عارفانهای است که مخاطب آن حاکم مطلق دو جهان است.

اين صورتِ كلام موزون از ويژگي هاي نژاد آريایي است كه به تدريج سه شاخه شده و در هند- ايران- يونان پراكنده شدند. گذشته از شعرِ ماني، در كتيبه (حاجي­ آباد) هم قطعه شعري موجود است كه توسط استاد (كريستين­ سن) ترجمه شده و در مجله كاوه سال دوم درج گرديده و مي­توان با مراجعهِ به آنْ از آن كلامِ موزون هجایي آگاهي حاصل كرد. او ادامه داد: سلمان در طول عمر کوتاهش – 27 سال – با خلق آثاری ارزشمند، شجره طیبه شعر انقلاب اسلامی را بارور کرد.

یک نظریه پرداز یا به اصطلاح ایدئولوژیست اسلامی ویک مفسر قرآن به تمام معنی ویک آموزنده اخلاق وکرامات انسانی است . سرود نوعي كلامي موزونست كه بر مبناي هجایي تنظيم يافته و نسبتاً طولاني بوده و منحصراً در حضور پادشاهان و در مراسم رسمي و در آتشكده ها با نواختن رود خوانده مي شده است و سرودِ خسرواني يكي از آنهاست. ديوانى منسوب به او كه تقريبا شامل است بر 1500بيت در باب معانى دينى(ترغيب بر ترك دنيا،عبارات نيايشى،جملات اندرز آميز درزمينه زهد و خرد)و ربانى،چنين تفكرى را باز مىگويد.در اين ديوان روح شاعرانهجاهلى رنگ باخته و عالمى نو در عرصه حضور تخيلى و تخيل ابداعى اقامه گرديدهاست.از اين نظر قرينه آن نهج البلاغه به مثابه اثر نثرى امير مؤمنان تلقى مىگردد كه اساستكوين ادب دنيا و دين اسلامى است.

هرگاه به این گرایش در شعر اشاره شده است، بلافاصله همه از همان بزرگانی نام بردهاند که نادمی نیز به آنها اشاره کرد ولی این سؤال این است که آیا نسل جدید شعری نیز مانند پیشکسوتان شعر انقلاب به این گرایش شعری علاقه دارد؟ بسیار شاعران درجه یک معاصر قطعا جایشان در این لیست خالی است و این افراد در تاریخ ادبیات ایران جایگاهی ویژه دارند. یعنی در دائره المعارف عشق، پدر، ترجمه علی علیه السلام است.

10. مميزه غزل بدوى،پاكى شديد احساسات و آراستگى زيباى بيان است.شاعران اين نحله را شاعرانعذرى مىنامند.اين نام از نام قبيله بنى عذره كه در حجاز مىزيستند اقتباس شده است.گويندشهرت بنى عذره از صداقت و خلوشان در عشق برخاسته.نيز گويند:چون عاشق شوند از عشقبميرند،يعنى سبب مرگ ايشان خود عشق است،نه دستيافتن به معشوق.اين معنى،بعدا گسترشيافت،عامل گسترش آن نيز بيشتر صوفيه بودند كه هر يك،دقايق مورد بحثى بر آن افزودند ونظريه وحدت عشق در كنار نظريات«وحدت وجود»و«وحدت شهود»حضورى جدى داشت. وى مانند بسيارى از شاعران از بنى اميهپول مىگرفت و در باطن طرفدار بنىهاشم بود و بنى اميه اين را مىدانستند ولىنمىتوانستند دستبه اقدامى جدى بر عليه وى بزنند،فى المثل،موقعى همين فرزدقمطالبى،بر ضد بنى اميه گفت و«مروان بن حكم»والى معاويه در مدينه در صدد مجازات وتنبيه فرزدق برآمد.فرزدق كه آن را دانست از مدينه به بصره گريخت،مردم به مروانگفتند بد كردى كه چنين كردى زيرا ناموس و شرافتخود را به دستشاعر مصرىسپردى.مروان گفته مردم را پسنديد،توشه راه و صد دينار براى فرزدق فرستاد تا از هجواو رهايى يابد.با اين همه مهربانى،موقعى كه«هشام بن عبد الملك»خليفه اموى مناسكحجبه جا مىآورد حضرت على بن الحسين امام سجاد(ع)را در طواف ديد و او راناشناس گرفته هويتش را جويا شد.«فرزدق»كه آنجا حضور داشت فورا قصيدهاى درمدح اهل بيتسرود (9) .همچنين بود كميتبن زيد اسدى كه همواره از سوى ائمه تاييدمىشد.ائمه اطهار(ع)او را مؤيد به روح القدس دانستند.

دیدگاهتان را بنویسید