شعر برف فروغ فرخزاد

او به مطالعه اشعار سرایندگان بزرگ زبان پارسی نیزمی پرداخت و به سبک های خراسانی و عراقی گرایش داشت، اما پس از سفر به دهلی به سبک هندی روی آورد. از همین رو با توجه به این خصیصه بارز و نمودهای واقعی واژگانی از قبیل سرما و سوز زمستان در کنار این تب و تاب عاشقانه از زبان شاعر تلاش کرده ایم تا زیباییهای پنهان مانده در زمستان را آشکار سازیم. این شاعر جنوبی، تصریح کرد: دو شاعر دیگرهم در حدفاصل بین زندهیاد نصرالله مردانی تا خلیل ذکاوت، درتقویت موج شعر انقلاب در فارس نقشآفرین بودند؛ یکی زندهیاد محمدخلیل جمالی و دیگری هم حاج احد دهبزرگی که خدایش بسلامت دارد.

اما بین نظریه ی آشنایی زدایی و «معنی بیگانه » مطرح در سبک هندی، ارتباط سخت نزدیکی وجود دارد؛ فرمالیست ها معتقدند که محتواها را نمی توان عوض کرد؛ بلکه این صورتها هستند که قابل تبدیل و تغییر می باشند و با دگرگونی صورتهاست که می توان محتواهای جدید ایجاد کرد. شعر دیگی که در این مجموعه می توان در زمره حرف های عاشقانه سهراب آورد، شعر غبار لبخند است که در ابتدا آوردیم.

انگار برای شاعر حرف های او از خوش بیشتر اهمیت داشته است. داشتن اعتماد به نفس برای زنان از اهمیت زیادی برخوردار است همه زنان و دختران باید از همان دوران کودکی اعتماد به نفسشان را تقویت کنند و پی به جایگاه واقعی خود ببرند. تکرار چند واژه خاص مانند: نیزه – نی – نیزه دار کهن و سرانجام تصریح به «دو مردم روزگاران کهن» روشن می سازد که فضای شعر، فضایی اسطوره ای و تاریخی است و تمام حوادث زمانی و لفظی در پی خلق این فضا برای بیان فکر اسطوره ای شاعرند. و ما – دو مردم روزگاران کهن – می گذریم.

آبی بلند، خلوت ما را می آراید. در نیزار نیز کماکان حیرت زده است و زمین و زمان را ناسزا می گوید و زندگی را چیزی جز یک تپش کور نمی داند، اما ناگهان در میان ترنمی سبز نگاه زنی به چشمانش می نشیند و آن دو در حضور آبی بلند به آرامش می رسند. امیدوارم آنقدر بمانی که من زیر سایه ات بیشتر مشق زندگی کردن بیاموزم. می نگری، رسایی چهره ات حیران می کند. حیران خانم مسائل زندگی و مشکلات جامعه و دردهای مردمان را در اشعارش به خوبی نمایان ساخته و به تصویر در آورده است .

آغازین سطرهای شاعرانه سهراب درباره مرگ که معمولاً با درج زیبایی های زندگی و زندگی های زیبا همراه است. زیرا می توان با دقت در اینگونه شعرها، درباره شعرهایی که بین عشق زمینی و غیر زمینی در نوسان می باشند، قضاوت کرد و ب عبارت دیگر برای تعیین مرز عارفانه بودن آن ها، همین شعرها را معیار گرفت. از مشاهیر این خاندان می توان به آیت اللّه شهید حاج میرزا ابراهیم دنبلی خویی (1247 ـ 1325 ق) صاحب شرح نهج البلاغه اشاره نمود . نمی توان هیچ قسمت از آن را بدون توجه به سایر سطور، تجزه و تحلیل کرد.

وی با دستی پر، به خدمت امیر ابوالمظفر چغانی رفت واز وی صله فراوانیدریافت کرد. تمامی اجزای این منظومه با همه فراز و فرودها و تفاوت های ساختاری و محتوایی، در خدمت بیان. سهراب در ادامه این مجموعه در شعر «شب هم آهنگی» باز هم بدینگونه شرح یک مکاشفه و شهود را به کمک شخص دیگری بیان کرده است. مفهوم زن در این شعر یاور شاعر در سرودن فکر اسطوره ایش است و در این میان فضاسازی زیبای شعر به القای این حس کمک فراوانی می کند.

به هر حال آنچه که مشخص است، بیان مفهوم خاصی که در ذهن شاعر بوده، دغدغه اصلی سرودن این شعر است و اوردن همراه در ضمن شعر و بیان بعضی از اختصاصات بدن او هم در این راه شاید به زعم شاعر به جاندارتر کردن شعر کمک کرده است و نقش دیگری ندارد. به هر حال آنچه روشن است این است که از قالب های نو در دهه نخست بعد از انقلاب اسلامی کمتر استفاده شده ولی با تجربه هایی که شاعران جوان این دوره به دست آوردند و نیازی که به نزدیکی با قالب های نو احساس کردند، قالب های نو نیز در بین شاعران دوره انقلاب رواج یافت و بعضی از قالب های کهن، ازجمله رباعی، قصیده، مثنوی از رونق افتاد.

موضوع در خور توجه دیگر این مجموعه، استفاده شاعر از اوزان پر شور زل های مولانا و حتی بسیاری از اصطلاحات مخصوص اوست که نشانگر دوره ای خاص از ذهن شاعرانه سهراب است. پس از طى دوره اموى با آمدن عباسيان وجوه ذوقى تجربيات اسلامى ايرانيان در هنراسلامى غلبه كرد.در حقيقت اين وجوه بالذات و بالعرض منحل در كليت اسلام شده بود. سیاهی بود و ستاره ای. گروه فرهنگ و هنر ستاره ابیات منتخب 10 بند از زیباترین بندها را برای شما برگزیده است. در ادامه مجموعهای از شعر خنده دار، دوبیتیهای خنده دار کوتاه و گلچینی از اشعار طنز کوتاه را به انتخاب ستاره خواهید خواند.

سایه می زد خنده تاریک او. در سطر آخر نیز شاعر می گوید که چشمش بر پیکر همراه افتاده و او گفته که آفت پژمردگی نزدیکش آمده است و تپش نور و آهنگ دار دشت، همراه شاعر خنده تاریکی کرده است. و پرتوهای ماه بر دریا بوسه میزنند. حضرت آیتالله خامنهای با تأکید بر لزوم اهتمام به وحدت اسلامی در اشعار بیداری اسلامی افزودند: تلاشهای گستردهای در جریان است تا با استفاده از ایجاد تفرقه میان مسلمانان، حرکت عظیم بیداری اسلامی، شکسته و متوقف شود اما امت اسلامی باید بر عوامل مذهبی، قومی و سیاسی تفرقه غلبه کند و راههای ایجاد اختلاف را ببندد.

این سطرها هیچ کدام به تنهایی، دارای مفهوم کاملی نیستند و حتماً باید در کلیت شعر در نظر داشته باشیم تا آن هدف نهایی که مورد نظر شاعر بوده است، مشخص شود. یعنی رویکرد به شعرهای مذهب گرایانه که در سراسر مجموعه شرق اندوه به چشم می خورد و دقیقاً به همین سبب، از افکار غنایی و عاشقانه آن کم شده و حتی به حد هیچ می رسد. در این شعر نیز دیده می شود و در این راه حتی شاید همراهی کسی که در دشتی زیبا، مویش را افشان کرده و گونه اش را شبنم زده است، پلی باشد برای رسیدن به این واقعیت تلخ ولی محتوم هستی.

من به تو بسیار عمیق عشق میورزم، حتی تن صدای تو را دوست دارم… آینه در گذشته با صیقلی کردن فلزات ساخته می شد اما آینه های زمان بیدل و هم اکنون در اصل شیشه ایست که که پشت آن را به رنگ آلوده اند و به باور من این آینه ها دیگر مثل گذشته نماد بیرنگی و کمال نیست . و تو را ساعتی در شبم و در جامم به قتل رسانــــده بودم/ و مقتول را با آرامش به سوی قبر تشییع كرده بودم/ در حالیكه رنگ یأس در چهرهام بود،/ فهمیدم كه كسی جز خودم را نكشتهام). من شش سال بعد در اکسفورد با شعر ییتز اندکی آشنا شدم، در سال ۱۹۷۴ـ۱۹۷۵ که نزد کشیشی ادیب، شعر شکسپیر و الیوت را به درس میخواندم.

اما در این قسمت از مقاله قصد آشنا کردن شما را با مجموعه اشعار پرفروش ایران و جهان داریم. ما در این مقاله قصد داریم در حوزههای مختلف سخنرانی، جملاتی مناسب و منحصربهفرد برای شروع را در اختیارتان قرار دهیم تا بتوانید در هر موقعیتی، به شیوهای زیبا و جذاب با مخاطبین خود ارتباط برقرار کنید و آنها را وادار کنید که تا پایان به صحبتهای شما با جان و دل گوش بدهند. من هنوز تو را آنگونه که اولین روز عاشق شدم، دوست دارم، تا ابد، از ته قلبم! دستم را می گیرد.

جنگل از تپش می افتد. روایت اسطوره آفریده شدن زن و کامل شدن نیمه دوم خلقت، در چند سطر ابتدایی شهر به زیبایی تنهایی انسان را در میان تپش کور خلقت بیان کرده است. شاعر به خلقت نخستین انسان اشاره دارد. به نظر می رسد این شعر حاصل نگاه آنی و شاعرانه سهراب به لحظه ای از زندگی دشت باشد، و این را در نگاه طبیعت گرای او زیاد دیده ایم. درسهای زندگی در اشعار مولانا به وفور پیداست. پس هنرمند واقعی و اصلی کسی است که بتواند در بین این همه اتفاقات ناخوشایند زندگی برای خود لحظات شیرینی را رقم بزند و ثانیه های عمر را به خوبی استفاده کند.

هر چند که در اکثر موارد5 این تعیین مرز به صلاح نبوده و یا اصلاً مقدور نمی باشد. علاوه بر خواندن اشعار زیبا درباره مقام پدران پیشنهاد میکنیم مطالعه مجموعه متن در مورد پدر یا جملات زیبا در وصف پدر را از دست ندهید. بعد از اینکه کشیش به کلیسا بر می گرده سریع میدوه و از توی کتاب روایت مقدس ۱۲۹ رو پیدا می کنه و می بینه که نوشته: «به پیش برو و عمل خود را پیگیری کن…

بر همین اساس هم فال حافظ داری طرفداران خاص خود است. در راه تجزیه و تحلیل شعر عاشقانه سهراب، عارفانه سروده های او نیز در خور تأمل است. در ادامه شاعر از گشت و گذار با «همراه» سخن می گوید و اینکه به اتفاق هم لاله را دیده اند و همراهش گفته که: «جلوه لاله با بوی خاک آمیخته» که حتماً مقصود این است که ریه های لذت پر اکسیژن مرگ است و زیبایی لاله با خاک کشیدن و نابود شدن همراه است. ملاحظه می شود که تا انتهای شعر نیز سهراب کلید واژه ای را در جهت مشخص نمودن و معرف نمودن همراهش بدست نداده است.

دیدگاهتان را بنویسید