شرحی اجمالی بر نظریهی مُثُل افلاطون – فلسفه نو

لذا، پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله مىفرمايند: «ما بنى بناء فى الاسلام احب الى الله من التزويج»; نزد خداوند هيچ بنايى محبوبتر از خانهاى نيست كه از طريق ازدواج آباد گردد. اگر دنیا را بدون توجه به آخرت و بدون توجه به این که مقدمه است، بنگریم، یعنی هدف به دنیا آمدن و مقصد را در نظر نگیریم و نگاهمان را به دوران محدود دنیا بدوزیم، به طور طبیعی خواهیم گفت: چرا خداوند ما را گرفتار دنیا و زندگي تكراري و مملو از مشكلاتش کرد که حتی نوش آن هم بی نیش نیست. همین انتقاد افلاطون نسبت به استوار ساختن معرفت بر ادراک حسی و این ادعای پروتاگوراسی که «شناسایی جز ادراک حسی نیست» (افلاطون، ۱۳۸۰، ص ۱۲۹۴)، نقطهی آغاز بحثش از معرفت در رسالهی ثئایتتوس را تشکیل میدهد.

برهان حرکت یا محرک اولی یکی از براهین ارسطو بر اثبات وجود خداست که به همراه براهین دیگر باید مستقلاً در مبحث الهیّات و خداشناسی ارسطو بدان پرداخت. این چیز نسبت به صورت جدیدی که پس از تغییر به خودش می گیرد، در حال قابلیت و قوّه است، سپس تحت تأثیر علّت فاعلی با پذیرفتن صورت جدید، فعلیت جدید می یابد. این نکته ما را به همان بحث پیشین میان وحدت پارمنیدسی و کثرت هراکلیتی بازمیگرداند.

مباحث ارسطو، تعریف نفس، انواع نفوس، و قوا و کارکردهای نفس را شامل می ­شود و باید دانست که این مباحث در طول تاریخ اندیشه- چه در سنت فلسفۀ غربی و چه در تفکر فلسفی اسلامی- همواره محل تضارب و تلاقی تفاسیر و برداشت­های گوناگون بوده است. البته برخی دیگر در یونان باستاد عقاید دیگری در باب نفس اتخاذ نمودند، یعنی نفس را از عالم قدسی و علوی می­ پنداشتند و جسم را زندان نفس می­ دانستند، و معتقد بودند که نفس همواره آرزوی پیوستن به جهان دیگر را دارد. یعنی ما بنیاد محکمی برای اخلاق داریم که بر آن ساختمانی نسبی ساخته شدهاست.

همینطور دربارۀ دو جنبۀ مهم از حیات انسان، یعنی خواب و آمیزش جنسی که در بررسیهای فلسفی کمتر مورد توجه بودهاند، تحلیلهای جالبی ارائه میدهد. این رویدادها که از گوشه و کنار تاریخ گرد آوری شده، حاکی از آن است که هر نوع بحث و بررسی در معارف ممنوع بوده، و اگر باب مناظره و گفتوگو باز بود، فرهیختگان و فرزانگان که در مکتب اهل بیت تربیت یافته بودند، به روشنی ثابت میکردند که اعتقاد به قضا و قدر، هیچ منافاتی با حرّیت و آزادی انسان ندارد.

آنچه فعلیت تام و کامل دارد، باید سرمدی، معقول، ثابت و فناناپذیر باشد. بدین سان، هسته خرما در تمام جریان تکاملش، از وقتی که هست تا وقتی که به صورت یک درخت کامل در می آید، متمایل به تحقق علت غایی خود است. بدین سان، خدا به عنوان مبدأ سرمدی حرکت و مبدأگذار از قوّه به فعل، باید فعلیت تام و کامل باشد. تصور نفس برای نخسیتن بار در فلسفه افلاطون هویت و صراحت بیشتری می­یابد و او در مکالمات منون و فیدون مفصلاً دربارۀ نفس سخن رانده است، اما بی­ تردید شاگرد نامدار او، معلم اول ـ ارسطوی کبیر ـ نخستین متفکری بوده است که به طور منظم و منقح، مسائل مربوط به نفس را تبویب و تدوین نموده است.

پس در اين آيه، علت حكم، بيان شده است و آن علت، امروز نيز وجود دارد. «تقدّم منطقی آن بدین سبب است که چنان که دیدیم هر موجود بالقوّه ای مستلزم وجود بالفعلی است و آن وجود بالقوّه را نسبت بدین وجود بالفعل، بالقوّه می خوانیم. حال که حقیقت فی نفسه شیء را نمیتوان شناخت، نیچه «اراده معطوف به قدرت» را جایگزینی مناسب برای اراده معطوف به حقیقت معرفی می­کند.

پس هر لحظه نسبت به لحظه قبل از خود فعلیت و نسبت به لحظه بعد از خود قوّه است. هومر در منظومۀ ایلیاد، نفس را مادی انگاشته است و معتقد است که در هنگام مرگ جان انسان از راه دهان او به بیرون می­رود و به جهانی دیگر عزیمت می­کند. پس روشن است که در فلسفه ی مشّائی، موجود، جوهریست که با یکی یا چندین عرض از عرضهای نام برده، ترکیب شده باشد. به عبارت دیگر، منشأ تکثّر در اشیا مادّه است. در عین حال، تغیّر بالضروره مستلزم آن است. هر قدر از مراتب پایین به طرف مراتب بالاتر برویم، سهم صورت بیشتر و از سهم ماده کاسته می شود، تا جایی که به رأس این سلسله می رسیم که عاری از هرگونه ماده است و فقط صورت محض می باشد.

عبدالجواد فلاطوري (1375-1304 خورشيدي) زاده اصفهان و دانشآموخته علوم ديني در حوزه علميه مشهد و شاگرد حكماي فقيه شيعه نام آشنايي چون علامه محمدتقي آملي و ميرزامهدي آشتياني، پس از تدريس و تحصيل فلسفه و الهيات اسلامي در دانشگاه تهران، تحصيلاتش را در آلمان در دانشكده فلسفه ادامه داد و در سال 1962 با نگارش پاياننامهاي درباره فلسفه اخلاق كانت موفق به اخذ دكترا از دانشگاه هامبورگ شد. در مرتبه اول از این سلسله مراتب، مادّه اولیه (هیولای اولی) قرار دارد که فی نفسه ناشناختنی است؛ چون هرگز جدا از صورت نمی تواند وجود داشته باشد.

بدین صورت، کل جهان مستلزم یک محرّک اول است. تحقیق در چند مسئله اول باید با مشاوره استاد باشد. در نوشتههای افلاطون به کرات با اصطلاح «خود چیز» یا «خودِ» این یا آن شیء خاص روبرو میشویم. سقراط و افلاطون در صورت یا طبیعت انسانی یکی هستند، اما به موجب ماده که صورت را پذیرفته، متفاوتند. 4. کلیترین مبادی علوم، در فلسفه اُولی مورد بحث قرار میگیرند. بنابراین تقسیم بندی جغرافیایی نیز معیار دقیقی برای تفکیک فلسفهی تحلیلی از فلسفه قاره ای به حساب نمیآید. تعریفش کنیم، طبقه بندی اش کنیم. برای دیگران بیانش کنیم و از آن آگاه باشیم.

از اینجا می توان به این مطلب که محرّک اوّل از حیث عدد واحد است، پی برد؛ زیرا ماده بر اساس اصل فردیت منشأ کثرت است، و از آنجا که محرّک نامتحرک اوّل مادّه ندارد، در نتیجه، کثرت در آن راه نمی یابد و باید از حیث واحد باشد. برای تعیین روش تحقیق در فلسفه علم میتوان سه راه را پیشنهاد نمود.نخست از طریق تحلیل موضوع فلسفه علم، دوم از راه تأمل در مسائل آن و سوم به واسطه ادعاها و نظرات فیلسوفان علم.حال به ترتیب به بیان این سه طریق میپردازیم. این توان و قدرت را از کجا به دست آورده است؟

صورت است یا ماده؟ ماده ته مانده ناشناختنی و بی ساختار چیزهاست، که ذهن نمی تواند آن را به خود جذب کند یا خود را با آن وفق دهد. همین طور نباید همیشه در جست وجوی یک علت غایی بود؛ زیرا بعضی چیزها را باید تنها به وسیله علل مادی یا فاعلی تبیین کرد. در این خصوص یکی از راهکارهایی که پیش از این هم ارائه کردیم، استفاده از خیل انبوه روحانیون و طلاب جوان برادر و خواهر مومن و با اخلاقی است که در حوزههای علمیه پرورش یافته و با تسلط به علم روز و آشنایی با زبان جوانان میتوانند در مدارس به عنوان متولی نهاد امور تربیتی و پرورشی استقرار داشته و منشأ بسیاری از اتفاقات و اثرات تربیتی شوند.

نخستین حکمای یونان نیز چنین اندیشه­ ای داشتند و می ­پنداشتند که همۀ اشیاء، واجد نفس یا روح است. آیا فلسفه به معنای عامی که شامل فیزیک، شیمی، ریاضیات و موسیقی نیز میشود منظور نظر ماست و میخواهیم رابطه آن را با دین بازشناسیم، یا آنکه منظور ما فلسفه به معنای دیگری است. محمدتقی جعفری و فریدریش نیچه، هردو از افرادی هستند که بیش از همه بحران معنویت جامعه­شان را درک کرده بودند و درصددند تا انسان­ها را با معنای واقعی زندگی­شان آشنا سازند. اما خانواده هم با وصف این که قسمتی از نیازمندی های یک گروه کوچک متشکل را برآورده می کند باز از قبول کمک خارجی بی نیاز نیست.

دیدگاهتان را بنویسید