سیاست اصلاحات اقتصادی و درهای باز چین

به نظر رهبری چین محیط پیرامونی تنش زا در اطراف چین، کاهش شدید تقاضا در اقتصاد جهانی، شروع دوره جدید رکود اقتصادی در جهان، تداوم سیاست های حمایتی در اقتصاد بین الملل، تلاش غرب برای ترویج چین هراسی در دنیا، خصومت روزافزون در سیاست بین الملل، کاهش قدرت جهانی آمریکا، تمایل کشورهای جهان به حفظ استقلال، خودبسندگی و دستیابی به فناوریهای پیشرفته فناوری و امنیتی همگی سبب خواهد شد تا چین اولا به محیط بین المللی بی اعتماد شود؛ ثانیا موتور محرکه اصلی رشد و توسعه اقتصادی را به جای تکیه بر افزایش صادرات به خارج، به افزایش مصرف در داخل چین تغییر دهد و در اقتصاد بیش از این متکی به خارج نباشد. این سه مانع در صورت فرض خروج آمریکا از منطقه آسیای شرقی است، چنانچه آمریکا از شرق آسیا خارج نشود مشکلات چین برای سلطه منطقه ای بیشتر خواهند بود. سلطه منطقه ای چین در آسیای شرقی یعنی از دست رفتن موقعیت هند برای تکیه زدن بر کرسی قدرت بزرگ منطقه ای در آسیای جنوبی. نکته بعدی، رابطه چین با منطقه اش است که اساسی ترین مورد برای کسب جایگاه ابرقدرتی و ایجاد نظمی بین المللی است.

اساس اتخاذ سیاست «نگاه به شرق» از سوی تصمیمگیران جمهوری اسلامی این استدلال است که چین و روسیه در آینده، نظمی در برابر نظم بین المللی موجود تشکیل می دهند و ایران با قرار گرفتن در اردوگاه این نظم، هم می تواند از فشارهای آمریکا علیه خود بکاهد و هم به عنوان بازیگری کلیدی در نظم چینی-روسی ایفای نقش کند. سیاست «آمریکا ستیزی» موجب آسیب پذیری ایران شده که با تحریم های همه جانبه آمریکا، اقتصاد ایران روز به روز ضعیف تر شده و تبعات سیاسی و اجتماعی گوناگونی را به جامعه تحمیل می کند. این سیاست، پایه و اساس دیپلماسی و سیاستگذاری خارجی چین است و چگونگی روابط واشنگتن و پکن را تعیین می کند. به گزارش خبرگزاری اقتصادایران از رادیو بین المللی چین، ‘زو جیوو’ روز شنبه در پکن افزود: به علت اجرای سیاست اصلاحات و درهای باز، ظرف ۴۰ سال گذشته تجارت خارجی چین شاهد ‘رشدی شگفتانگیز’ بوده است.

توسعه همکاریهای تجاری و مالی با آمریکای لاتین بخش دیگری از سیاست خارجی پکن در سال گذشته بود که نگرانی اتاقهای فکر و نخبگان ایالات متحده را برانگیخت. دولت جدید در کاخ سفید فروش تسلیحات به امارات متحده عربی و عربستان را به سرعت متوقف کرد که اقدامی مهم در مسیر قطع حمایت آمریکا از ائتلاف سعودی در جنگ علیه یمن و مقابله با حوثی ها به شمار می رود . وی سخنرانی خود را در سه بخش ایراد کرد. او کومینتانگ (حزب ملی) را تأسیس کرد و تا سال ۱۹۲۱ رهبر این حزب بود. در نهایت با انقلاب ۱۹۱۱ در بحبوحه جنگ جهانی اول، حزب کومین تانگ (ناسیونالیستها) امپراطوری این کشور را نابود و نظام جمهوری را در سال ۱۹۱۲ تأسیس نمودند و احساسات ناسیونالیستی ضد استعماری به تشکیل دولتی ملی با سیستم سیاسی مدرن منجر شد. اما در مقابل، فقرِ تئوریک دستگاه دیپلماسی و تقلیل سیاست خارجی به ملاقات و سخنرانی طی سال ها، باعث شده تا مرکزیتِ اقتصادی در تامین قدرت و امنیت ملی ایران نادیده گرفته شود. فرضیه مبنایی، وجود متغیرهای ترانزیت، انرژی و امنیت بسترهای همکاری دو کشور است.

در زمان حاضر که توانایی های روسیه به مراتب در سطحی پایین تر از اتحاد جماهیر شوروی است، احتمال ارتقای روسیه به جایگاه ابرقدرتی بسیار اندک است؛ در واقع این کشور ممکن است دچار تنزل بیشتری هم شود. پس از شکست در اولین جنگ تریاک، استعمار غرب همواره برای تحقق اهداف خود در این کشور تلاش میکرد، در حالی که حکومت بخش اعظم نیروی خود را برای سرکوب مردم به کار میگرفت. یادمان نرفته است که رفتار غرب در دوره ترامپ همانند سیاست قاشق خالی بود و همزمان رویکرد آمریکای ترامپ با سیاست تروریسم اقتصادی و ترور مقامات ارشد نظامی ایران تعریف میشد و این در موضوع ترور برادرمان شهید سردار سلیمانی شاهدش بودیم. بتدریج در صنعت نساجی ابریشمی پیشرفت هایی حاصل شد و کارگاه هایی با بیش از 10 دستگاه بافندگی بوجود آمد ، و کارگران ماهر در فن بافندگی پرورش یافتند و بذرهای اولیه سرمایه داری در چین کاشته شد . چهارم، به دلایلی که در بالا گفته شد، مردم چین برای آغاز اصلاحات اقتصادی آمادگی داشتند و از آن پشتیبانی می کردند.

0 دیدگاه دربارهٔ «سیاست اصلاحات اقتصادی و درهای باز چین;

دیدگاهتان را بنویسید