رفتار سازمانی و اخلاق در سازمانها

در حال حاضر، بیشتر از پنج نظام عمدة اخلاقی در بیان اخلاق حرفهای استفاده میشود. معنای اخلاق حرفهای با عبور از مفهوم معیشتی آن به عرصة ظهور میرسد. مادامی که رفتار هر فرد نشانه تکامل عمیق درونی نباشد، عملیات او یک رشته تحدیدات مصنوعی قراردادی و موقّت خواهد بود که با اوّل بهانهای به یاد خواهد رفت. این روش نشانه ندانستن پسیکولوژی است. علاوه بر این که همواره اشک یتیمان و آه مستمندان ، بنیان زندگی و ثروت او را تهدید میکند ، چرا که همین زرپرستی ها سبب درماندگی آنان شده است. چرا باید هر سال چندین بیلیون دلار برای مبارزه با جنایتکاران صرف شود؟

بلکه یک اخلاق مصنوعی برای فرد به بار میآورد که با پیش آمد کوچکترین مرحلهای آن را از یاد میبرد. ـ زمان آن رسیده که معنویات را به زندگی روزمره تکتک افراد و در نهایت کل جامعه بازگردانیم. وی در ادامه افزود:اخلاق و ادبیات نکات مشترکی دارند که از آن جمله میتوان به اجتماعی بودن هردو،نسبی بودن و طی سیری تکوینی توسط هر دو پدیده اشاره کرد.وجه اشتراک مهم آنها هم این است که اخلاق وجهی ایدئولوژیک دارد اما ادبیات باید از ایدئولوژی مبرا باشد.اگر قرار است ادبیات سیر زمان و مکان داشته باشد باید عاری از ایدئولوژی باشد.

دولتها به هنگام جنگ همه بیعدالتیها و تعرّضاتی را که کوچکترین آنها در زمان عادّی موجب بیآبرویی است را مجاز میدانند. اِدکاربش روانشناس معروف فرانسوی میگوید: «ظواهر ایدئولوژیک و اخلاقی که تمدّن اروپایی را زینت میدادند از آنجا که مبنای آنها منحصراً مادّی بود بر اثر جنگ جهانی منهدم شدند. مگر زندگی عصر حاضر سطح اخلاقی مردم را تنزّل نداده است؟ ترقّی علم در جهانِ متمدّن به منزله تکامل روز افزون قدرت موتور محرّک اجتماع است و سجایای اخلاقی به منزله ترمزی است که بشر را در لب پرتگاه از سقوط و نیستی حفظ میکند. تخریبهای نامعقول و سرتاسری توسّط بمبارانها همه به منزله روشهای عادّی و معمولی در جنگ به کار برده میشدند.

به طوری که ملاحظه شد تزویر و دروغ به طور بیسابقهای در جنگ جهانی رایج بود. ترس و اضطراب با وسعت و شدّت بیشتری در جنگ دوّم جهانی سراسر دنیا را فرا گرفت. شأن انسان بسیار بالاتر از آن است که به مسائل کوچک و بیارزش دنیا وابسته شود. جای آن دارد که با مشاهده سیر قهقرائی تمدّن از خود بپرسیم که آیا علّت این انحطاط در خود ما و در تشکیلات ما نیست؟ آیا سیاست های کلی نظام و نیازهایی که مقام معظم رهبری تشخیص می دهند و بر روی آن ها تاکید دارند، را با دل و جان ساری و جاری می کنیم؟

توضیح دو نکته ضروری است؛ اول آن که: مراد از کسانی که با خدا بیگانهاند کسانی نیستند که دشمنی و مخالفتی با خدا و خداپرستی دارند، بلکه مقصود جریان فکری است که با خدا کاری ندارد و دوم این که: مراد از غرب همه مردم مغربزمین نیستند، زیرا در میان غربیان بسیاری پیرو ادیان آسمانی و خدا پرستند. خداوند به دو چیز فرمان میدهد: عدالت و احسان. با این تعاریف، این آیه چنین معنی میدهد که تنها به ادای حق دیگران اکتفا نکنید، بلکه باید به دیگران احسان کنید و خیر برسانید حتی اگر برحسب ظاهر از شما طلبکار نباشند.

مثل این که اگر شما بخواهید ذغالی آتش بگیرد و به صورت آتش درآید و نور و حرارت بدهد، ابتدا بایستی پاره آتشی را در کنار ذغال بگیرید و مرتباً این آتش را در آن ذغال بدمید. این پندار، درست نیست، زیرا اولاً همان طور که گفته شد، مهم ترین مباحث فلسفه اخلاق در کتاب و سنّت مطرح شده است، و ثانیاً اسلام دینی است سازگار با عقل و دائماً پیروانش را به تأمل و تعقل ترغیب می کند. ارزشهای سازمانی تعیین میکنند که چه چیزی مهم است و چه مواردی در تصمیمگیری در مورد درست و غلط دخیل هستند.

ـ بهنظرم امروز ما در حوزه اخلاق دینی باید به این پرسش مهم جواب دهیم که آیا به عنوان یک مسلمان میتوانیم ساخت سیاسی ای را به رسمیت بشناسیم که در آن حقّ انتخاب و اختیار انسانها محترم شمرده میشود یا خیر. بدبختانه چندی است بشر به جهت مخالفت این را میپیماید. از آثار دنیوی حسن خلق، استحکام دوستی، آبادی سرزمین ها، وسعت روزی، افزایش طول عمر و ارتقای موقعیت اجتماعی است.

در چنین مواردی باید به ذکر آیه یا روایت یا طرح قانون و مقررات یا بیان صلاح و مصلحت فرد و مملکت، همین طور بازگو کردن آثار ناهنجار گناه و خلاف و پیامدهای زیانبار آن، خلافکار را به اشتباهی که مرتکب شده واقف کرد تا آن را ترک گوید و باید دانست که حلاوت گفتار، خوشرویی، استدلال قوی و منطق در سخن و اخلاص و دلسوزی بیش از هر چیز دیگر برطرف مقابل تأثیر می گذارد و سبب اصلاح می شود. اصل وجود ارتباط بين علم و اخلاق شايسته امري انكارناپذير است به طوري كه هر چه بر معرفت انسان نسبت به خوبيهاي صفت پسنديده و اعمال شايسته افزوده شود و از آثار زيانبار و پيامدهاي منفي اعمال زشت و صفات اخلاقي ناپسند بيشتر آگاه گردد، بيشك در تربيت اخلاقي او مؤثرتر است و او را به سمت اخلاق پسنديده بيشتر سوق ميدهد.

در این مرتبه هم باز همان جواب را شنید ولی تردید وی بعد از سه بار جواب دادن پیغمبر برطرف نشد. این ذغال ابتدا کمی دارای حرارت شده و هنگامی که دمیدن آتش در این ذغال تکرار شد، کمکم خود این ذغالی که ابتدا سرد و سیاه بود به صورت پاره آتش نورانی و داغ درآمده که باز به اشیاء دیگر نور و حرارت میبخشد. چرا باید در مقابل چنین خرج گزافی باز دزدان و راهزنان فاتحانه به بانکها حمله برند و مأمورین انتظامی را بکشند و کودکان را بدزدند و مقتول یا گروکشی کنند؟

چرا شماره افراد ناقص عقل و دیوانه باید اینقدر زیاد باشد؟ البته در اینجا یک موضوع باقی میماند و آن این که راه پرورش اخلاق در افراد چیست؟ این اختراع معنی آن حرفها را به طور برجستهای آشکار کرد. آری فقط افراد مومن میتوانند حائز فضائل و سجایای اخلاقی گردند، زیرا در تعالیم عالیّه اسلام شرط اوّل ایمان، تخلّق به فضائل اخلاقی قرار گرفته است و رهبران دینی در غالب بیانات خود این حقیقت را به افراد با ایمان گوشزد کردهاند. دشنام گفتن به بتان بیهیچ تردیدی میتواند انگیزهی صحیح داشته باشد، چون بت یک دروغ گمراه کننده است، شکستن ارج دروغین آن نیزخوب است، با این همه خداوند متعال، مسلمانان را از دشنام دادن به مقدمات دشمنان برحذر داشته است، چیزی که سبب نهی خدا ازین عمل گردیده، نتیجه عمل است.

این، یک نوع شذوذ روانی است که در برخی افراد یافت میشود، به گونهای که همواره میل دارند در رفتار و کردار، و حتی طرز پوشیدن لباس و نحوه زندگی، برخلاف متعارف عمل کنند و خود را انگشتنما سازند. مشاوره بگیرید: معمولا صحبت دربارهی مشکل اخلاقی با دوست، مربی یا حتی مشاور معنوی مفید است. اسلام و سایر مکاتب مفهوم سعادت را یک مفهوم مقایسه ای می دانند و به معنای دوام لذت و یا دوام نسبی لذت است و حتی مکاتب مادی نیز در زمینه سعادت دنیوی همین تفسیر را دارند.

مجموعه بایدها و نباید ها، خوب ها و بدها، درست و نادرست ها و وظایفی که به کمال و سعادت او مربوط می شود. در این مورد علم را نباید مقصّر بشمریم، بلکه باید آدمی را خطاکار دانست. علم نباید منحصراً به خاطر خود و ظرافت طرق، روشنایی و زیبائی پیش برود، بلکه هدفش باید تکامل انسانیّت باشد. این وضعیّت نه تنها هر نوع کوششی را برای ارتقاء مقام انسانیّت از بین میبرد، بلکه دولتها بدین وسیله به تخریب اجتماعیای که بر آن حکمفرما هستند نیز کمک مینمایند و به طور غیر مستقیم مبانی اخلاقی را که با خون دل و زحمت زیاد برپا شدهاند مضمحل و معدوم میسازند.

دنیای امروز با ضعف جهان اخلاقی به صورت ماشین بیترمزی درآمده که غیر مطمئن به راه خود ادامه میدهد و مردم جهان عمری را با اضطراب و نگرانی طی میکنند. علاوه بر این ، دین به انسان کمک می کند که کدام نیاز را در تعارض بین نیازهای اصیل و حقیقی اخروی و نیازهای موهوم و غیر اصیل دنیوی مقدم بدارد. حقیقت دین چیست؟ پیغمبر بیدرنگ فرمود: حقیقت دین اخلاق نیکو است. حضرت در جواب فرمود: حقیقت دین حسن اخلاق است. در این باره علمای اخلاق، دو نظریّه را اظهار داشتهاند؛ یکی تکرّر اعمال نیک و دیگری تقیّد و ایمان به یک دین و برنامه آسمانی کامل.

دیدگاهتان را بنویسید