دکتر سید محسن میرباقری

پیامبر خدا نیز با افراد شوخی می کرد و منظورش، شاد کردن دل آنان بود». اگر صفت محبّت خدا در جان انسان به وجود نیامده باشد، مناجات با خدا و انجام عبادات و کارهای الهی برای او سخت و دشوار و بی معناست. یعنی اگر قوه عاقله بر سه قوه دیگر پیروز شد و آنها مطیع او شدند، به واسطه جاری شدن اراده عقلانی و اعتدال کامل وجود بشری سکون و آرامشی حاصل می شود، در این حال نفس انسانی را «مطمئنه» می نامند و اگر قوه عاقله به چنین غلبهای دست نیافت و در مقام کشمکش و دفاع بود، هر زمان که عقل به سبب ارتکاب معاصی شکست بخورد و در پی آن برای نفس ملامت و پشیمانی حاصل گردد «لوامه» نامیده میشود و اگر قوه عاقله بدون دفاع تسلیم و مغلوب شد «اماره بالسوء» نامیده میشود، زیرا هنگامی که نیروی عقل را از دست داد و بدون دفاع مطیع قوای شیطانی شد چیزی جز اراده بی مهار و کور درندگی و شهوت پرستی باقی نمی ماند.

در جنگ احد با آن همه قصاوت و اهانتی که به پیکرعمویش حمزه روا داشته بودند و از مشاهده آن به شدت متألم بود ، دست به عمل متقابل با کشتگان قریش نزد و بعدها که به مرتکبین آن و از آن جمله هند زن ابوسفیان دست یافت ، در مقام انتقام برنیامد . در ساختار اخلاق اسلامی، ایمان به عنوان عالیترین صفت نفسانی هدایتگر مورد تأکید فراوان واقع شده و به همین دلیل تحصیل مبادی و مقدمات آن همانند علم و یقین نیز به شدت مورد ترغیب و تشویق قرار گرفته است. در حقیقت، اخلاق در این معنا همان ملكات نفسانی است.

در صنعت سخن از ساختن آنچه دل خواه ماست در میان است. مسئله اخلاق در میان مباحث دینی و معرفتی، از جمله مسائلی است که پرداختن به آن از اهمیت خاصی برخوردار است و توجه ویژهای را در بحث و بررسی میطلبد. با این حال می دانیم که انسان اختیار تاثیرگذاری بر روابط حاکم بر جامعه و نیز توان نقش آفرینی در تاریخ را دارد، اکنون به نظر شما آیا می توان از وظایف اخلاقی نسبت به ساخت جامعه و مناسبات میان نهاد های مدنی و نیز نسبت به تاریخ بشری و تمدن آینده سخن گفت؟ زیرا ارزش اخلاقی مبتنی بر اختیار است و بدون فرض اختیار، امکان داوری اخلاقی وجود ندارد.

خُلق و خوى، آن دسته از صفات را در برمى گیرد که در نفس راسخ باشند و به راحتی زایل نشوند، به گونه اى که انسان، بى درنگ و بدون اندیشه، کار پسندیده و یا ناپسندى را انجام دهد. خُلق و خوى، آن دسته از صفات را در برمى گيرد كه در نفس راسخ باشند و به راحتي زايل نشوند، به گونه اى كه انسان، بى درنگ و بدون انديشه، كار پسنديده و يا ناپسندى را انجام دهد. دسته دیگری از ملکات، صفات «روحی» و «قلبی» انسان است که در کتب اخلاقی به آنها پرداخته شدهاست. یعنی او دارای صفات پسندیده است که باعث شده دیگران نسبت به شخصیت و رفتار او احساس خوبی داشته و در امان باشند ؛ او سراسر صلح و آرامش است.

اگرچه خلاءهایی هم در اینباره به چشم میخورد اما در شهرهایی که اصالت بیشتری دارند و مهاجرت کمتری به این شهرها انجام شده است، میتوان گفت که نسبت به سایر شهرها اصالت دینی بیشتری به چشم میخورد و نسبت به ارزشهای اخلاقی پایبندی بیشتری وجود دارد. روشنفکری دینی پیش از انقلاب تحت تاثیر ادبیات قرآنی و نیز ادبیات سیاسی چپ گفتمانی عدالت محور داشت، اما به نظرم پس از انفلاب اسلامی درک روشنفکران دینی از مقوله عدالت عمق و دقّت بیشتری یافت، از جمله آنکه روشنفکران ما، از جمله روشنفکران دینی، دریافتند که عدالت در جامعه تحقق نمی یابد مگر آنکه حقوق اساسی انسانها، از جمله حقّ انتخاب و حقّ ناحقّ بودن ایشان برسمیت شناخته شود.

یعنی به نظرم یک مسلمان به صفت مسلمانی، میتوانند (و به اعتقاد من می باید) این نوع ساخت سیاسی را – یعنی ساخت سیاسی ای که در آن “حقّ ناحق بودن” شهروندان در آن برسمیت شناخته می شود- بپذیرد. خروج هر یک از قوا از اعتدال، میل آن به حالت افراط یا تفریط است. رفتار آدمى نيز، چنين است كه اگر كار جسمى، يا روانى، يك بار به وسيله بدن انجام شود، از آن پس، دگرگونى مخصوصى در ساختمان بدن، يا مغز انجام مىپذيرد كه بعدها تجديد آن را آسان مى سازد، ولى اين دگرگونى ساختمان بدن، خود نمى تواند ابتكار انجام عمل را به دست بگيرد و يا به تنهايى عادتى را به وجود آورد، نياز به انگيزاننده خارجى دارد.

و اخلاق در اصطلاح علم سنتی اخلاق، به همان معنای لغوی آن بكار می رود؛ ولی در علم اخلاق جدید و مباحث فلسفه اخلاق، به معنای هر آن عملی است كه باید و خوب است انجام شود. نیروی شهوت یا قوه شهویه که آن را «نفس بهیمی» گویند مبدأ و منشأ خواسته ها و جلب منافع و امور لذت بخش است. نیروی واهمه یا قوه شیطنت در پی تهیه راه کار عملی و چاره اندیشی و حیله جهت رسیدن نفس به خواسته های قوه شهوت و غضب است. اخلاق فردی ارزش های اخلاقی مربوط به حیات فردی انسان ها است و انسان را فارغ از رابطه با غیر در نظر می گیرد.

پیروان تربیت طبیعت گرا منبع ارزش گذاری و تعیین تحولاتی که باید در زندگی و ضمیر یک انسان روی دهد را انتخاب های طبیعی او می دانستند و پیروان تربیت فرهنگ گرا به خاطر مبانی انسان شناختی خاص خود قائل به چنین نظام ارزش گذاری ای نبودند و فرهنگ را منبع اصلی تصمیم سازی های تربیتی می شناختند. فرهنگ اسلامی بر تمام روابط انسانی رنگ توحیدی و روح الهی دمیده و ایمان و اخلاق را به هم آمیخته است. به نظر من لازمه این سخن آن است که سیاستها و قوانین الزام آور در عرصه عمومی باید به نحوی تنظیم و تدبیر شود که حقوق تمام شریکان این ملک مشاع محفوظ بماند، و آن قوانین صرفاً بر مبانی ای که فقط برای گروهی خاصی از آن شرکا قابل تصدیق و توجیه است، استوار نباشد.

تمام فضاهاي اخلاقي که براي يک انسان ممکن است پيش بيايد در دين اسلام بيان شده و از غناي بسيار عجيبي برخوردار است به حدي که هيچ دين و آئيني اين غنا را ندارد حتي دين مسيحيت که معروف به دين محبت است در بسياري از مسائل اخلاقي هيچ راهکار و دستورالعملي ندارد. ظهور عدالت در وجود انسان مساوی ظهور همه فضایل است. در صورتی که خدای ناکرده صفت رذیله ای درخود یافتید با استفاده از روش های کاربردی و دستورالعمل های که در کتب اخلاقی آمده است به درمان و معالجت نفس خویش بپردازید. ملکه فاضله شجاعت، سخاوت، حلم، تواضع، تسلط بر نفس، صلابت و جدیت و ملکه رذیله نفاق، مکر، ریا و قساوت از این قبیل اند.

قرآن مجیـــد و روایات معصومین (ع) با شدیدترین لحن از بخل و تنگ چشمی یاد می کنند ، این رذیله از دل بیمار و مغز معیوب سر چشمه می گیرد. اینها دستوراتی است که قرآن درباره احسان و اخلاق میدهد. درباره اخلاق توضيح دهيد. اخلاق دینی، زیرمجموعه اخلاق به معنای عام است. تذکر این نکته در انتها لازم است که این روش تصمیم گیری و ترجیح مربوط به جایی است که ملاک های شناخته شده و معیارهای روشن وجود نداشته باشد اما اگر معیار قاطع شرعی یا عقلی وجود داشته باشد، باید بر اساس آن عمل کرد.

ولی اگر در موضع خود آن قطعه چوب بنشینیم آیا می توانیم از وضع پیش آمده راضی باشیم؟ وقتی به منابع اسلامی از قبیل قرآن، روایات و ادعیه مراجعه می کنیم در جای جای این منابع، قطعه ای از این برنامه اخلاقی را ملاحظه می نماییم. همینجا اگر موافق باشید مقایسهای کنید بین مفهوم «عدالت» به عنوان مهمترین ارزش متعالی اخلاق اسلامی با «آزادی و حق انتخاب فرد» به عنوان مهمترین ارزش لیبرالیسم و اینکه این ارزشهای کانونی این دو نظام اخلاقی چه نسبتی با هم دارند.؟ هیجان این حیات وحش را انفجار دو بمب هسته ای ـ که به تنهایی قریب به دویست هزار قربانی برجای گذاشت ـ آرام کرد.

فایده قوه شهویه حفظ و ادامه حیات فردی و نوعی انسان است. این قوا به حسب سنین عمر دچار تغییراتی می شوند، و هرچه انسان رشد طبیعی کند، این قوا در او کامل تر می گردد. بنابراین کاری که در ابتدا دشوار، پرزحمت و یا نشدنی به نظر میرسد با تحصیل ملکه نه تنها امکان پذیر بلکه به مرور زمان سهل و روان میگردد. بنابراین انجام عمل شایسته را میتوان شرط بهرهوری ایمان دانست.

دیدگاهتان را بنویسید