در قضیه جدایی بحرین ، چه کسی سر ایران کلاه گذاشت؟

حتی برخی منابع دلیل تیرگی روابط محمدرضا پهلوی با جم و استعفای جم را مخالفتهای او با خرید تانکهای انگلستانی میدانند. اگر جدای از اختلاف منافع، نبردی برای کسب پرستیژ و افتخار نیز برای بازیگران اهمیت داشته باشد :1- هر کشور در رفتار خود می کوشد که علاوه بر محروم کردن دیگری از کسب افتخار، مزیت های افتخارآمیز بیشتری را برای خود کسب کند و 2- کوچکترین اقدامات دیگری را اقدامی برای کسب پرستیژ تعبیر می کند. به همان ترتیب که جنگ ابزاری برای تعقیب اهداف سیاسی است، تقلا برای پرهیز از جنگ نیز باید بتواند با دستاوردهای سیاسی همراه شود. بعد از اتفاقات و تفاهماتی که از ژانویه ۱۹۶۹ شروع شد و به اعلام استقلال بحرین در ۲۳ مرداد ۱۳۵۰ و پذیرش عضویت بحرین در ۳۱ شهریور همان سال انجامید، پرونده بحرین به عنوان جزیی از قلمرو ایران بسته شد. ۵۳ درصد از مردم آمریکا با اعلام جنگ کشورشان علیه ایران مخالف و تنها ۲۳ درصد با این کار موافق هستند. سلاح هستهای بیش از قدرت نظامی، ابزار قدرت سیاسی است و استفاده از آن در جنگ نظامی تقریباً ناممکن است.پیش از هر چیز باید خاطرنشان کرد که وقتی صحبت از جنگ با آمریکا میشود، بسیاری از مردم فوراً به زرادخانه هستهای واشینگتن اشاره و تصور میکنند ایران هیچ شانسی در جنگ نظامی مقابل آمریکا ندارد.

پرویز راجی، آخرین سفیر شاه در انگلستان، مینویسد: «شهریار شفیق پسر اشرف، از مفید نبودن تکنولوژی تسلیحاتی خریداریشده از آمریکا و معضل ماندگاری نیروهای کارآموز ایرانی که به آمریکا میروند در آن کشور میگوید و پیشنهاد میدهد برای تربیت نیروهای دریایی ایران بیشتر از کشور انگلستان استفاده شود. بدین وسیله متفقین با استخراج نا محدود نفت از چاه های نفت ایران و بدون پرداخت بهای آن مقدار فراوانی از منابع ایرانرا به غارت بردند و ضمن استفاده از ثروت ایران از مخارج ماشین جنگی خود به طرز فاحشی کاستند. مطالعه تمایز میان جنگ های ناخواسته ناشی از بدخوانی نیات و جنگ های ناخواسته ناشی از تصادف، بیان دیگری از این واقعیت است که جنگ های سرچشمه گرفته از پروسه های سیاسی به مراتب پیچیده تر از جنگ های برآمده از پروسه های نظامی است. واقعیت این است و در قضیه جدایی بحرین از ایران، ما همه بهعنوان یک ایرانی و شیعه متأسف هستیم اما این بخشی از واقعیت تلخ سرشت سوزناک زندگی و نبرد و شطرنج قدرت است. به عبارت دیگر، ترامپ در مقابل بارها صحبت از توافق با ایران، تنها یک بار از تهدید واضح نظامی علیه تهران، سخن گفته است و همه شواهد از این دست هم به احتمال اندک وقوع یک درگیری نظامی واقعی میان دو کشور اشاره دارد.

بعید به نظر میرسد که در این فرصت اندک نایبالسلطنه از مواضع خود تا­این­حد عقب نشسته باشد. با این وجود، حتی در صورتی که سناریوی بعید رخ بدهد و درگیری نظامی میان دو طرف شکل بگیرد، چنانکه کارشناسان آمریکایی هم اذعان دارند، تهدیدهای حاج قاسم سلیمانی نسبت به تهدیدهای ترامپ به واقعیت نزدیکتر هستند. من نمی توانم فهمیدم که مجرد هستم، ایا واقعا جنگ میشود و یا بدتر از آن، که همیشه در موقعیتی باشم که بتوانم دوباره مرد خوبی را پیدا کنم میک جاگر با تأیید این نکته که تامی با خود به جنوب فرانسه آورده بود هرگز به داماد جنگ ایران و آمریکا در سال ۲۰۲۳ نیامد، تونی سانچز اسپانیایی را در لندن با این درخواست تماس گرفت با یافتن تنفس دشوار، پسر سعی می کند خود را ثابت نگه دارد، جنگ با ایران حتمی است اما این کار خوبی ندارد فکر اندی نبودن با ما در ذهنم جاری شد و قلبم از این واقعیت ناراحت شد. بر اساس گزارشهای موجود، در سال آخر جنگ(۱۳۶۶) برنامههای تسلیحاتی عراق شتاب بیسابقه­ای پیدا کرد به ­گونه­ای که از آن به­ عنوان «انقلاب در تأسیسات و نهاد نظامی عراق» یاد میشود.

در اثر تداوم حمایتهای ایالات متحده از عراق، توان رزمی عراق در سال ۱۳۶۶ با گسترش سازمان و خرید و تولید تجهیزات نظامی افزایش یافت به ­طوری که در نیمه دوم همین سال، عراق تنها در منطقه جنوب، از فاو تا چنگوله، ۴۳۵ گردان نیروی پیاده، زرهی و مکانیزه مستقر کرده بود که ۱۳۰ گردان آن در احتیاط و ۳۰۵ گردان درگیر بودند در حالی که مجموع نیروهای ایرانی در این منطقه به ۱۰۰گردان نمیرسید. دکتر ولایتی، وزیر امور خارجه وقت ایران، زمینه­های پذیرش قطعنامۀ ۵۹۸ از سوی ایران چنین خلاصه کرده است: «در ماه آخر جنگ، حمایت جهانی از عراق، به اوج رسید و آمریکاییها عملأ و به ­طور مستقیم وارد صحنه شدند، سکوهای نفتی ما را بمباران می­کردند، با هدایت هواپیماهای عراقی بمباران نفتکشها را تسهیل می ­کردند، فرانسویها هواپیمای پیشرفته سوپراتاندارد و میراژ ۲۰۰۰ در اختیار آنها گذاشتند، روسها مدرن­ترین هواپیماهای جنگنده، دور پرواز را به عراق ارسال کردند، کویت و عربستان نیز سیل دلار را به بین ­النهرین جاری کردند. سوای افرادی که بدون آگاهی در این مورد صحبت میکنند، در سالهای اخیر، حکام امارات و برخی از محققان داخلی، منطقهای و غربی تحت حمایت مالی و سیاسی آنها تعمدا این ادعای دروغ معاوضه را مطرح میکنند تا القا کنند که در این مورد امارات قربانی زدوبند دو قدرت بزرگ ایران و بریتانیا شده است.

دیدگاهتان را بنویسید