درباره بیدل دهلوی – ایرنا

ستاره | سرویس سرگرمی – شعر درباره رفاقت همانند بهترین اشعار درباره دوست بوده که از دمسازی، دوستی، مرافقت، مودت، ولا، همدلی، همدمی، همراهی و… هر چه هست طبیعی و طبیعت گرا است و در این میان غریزه و زن همان قدر اهمیت دارند که عشق و دوست. در محور عمودی سه واژه مهم شعر: دوست، عشق و زن پشت سر هم آمده اند و تا اینجا دیدیم که سهراب جای کلمات را در سطور هوشمندانه بر می کزیند و هیچ گاه کلمات تصادفی نمی آیند.

اینجا نیز به نظر می رسید تقابلی که سهراب از ابتدای این مجموعه بین عشق زمینی، عشق آسمانی و خود عشق به زیبایی برقرار شده است. انگار آن ابهام، اینجا به وضوح تبدیل شده است و آن صدای پاک، تبدیل به بارانی شده است که از پلک عاشق سرازیر گشته و موسیقی غمناک بلوغ روحانی «منِ» شعر و اواز انارستان های همینه عاشق، نیز او را همراهی می کنند. و صدای پاک، پوست انداختن مبهم عشق. در قسمت اول و در ادامه شنیدن صداهای مختلف شاعر، صدای بارانی را می شنود که روی پلک تر عشق می بارد و همراه آن، موسیقی غمناک بلوغ همنوایی می کند و این باران در آواز انارستان ها نیز می بارد، ترکیب بندی بسیار زیبا و شفافی از عاشق شدن که بعد از شنیدن صدای پاک پوست انداختن مبهم عشق رخ داده است، دارد.

صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند. به عقیدۀ سعدی باید به کسی دل داد که او نیز به صورت متقابل دل بسپارد و باید عاشق و غمخوار معشوقی بود که وی نیز اینگونه باشد. و حال شب شده بود. به هر حال در ادامه شعر، زن به شعر وارد می شود. خوب، یک حرفی باید گفته شود که طرف استفاده کند؛ لفظ استوار، معنای خوب؛ اما در عین حال مثل همان بیت کذاییِ «حیرت دمیدهام گل داغم بهانهای است» خواهد شد. در این مطلب معنی شعر امید کلاس چهارم را بیت به بیت با معنی لغات و آرایه های ادبی آن میخوانید.

اگر مایل هستید تا مطالعات بیشتری درباره نیما یوشیج پدر شعر نو فارسی داشته باشید، جزئیات زندگینامه نیما یوشیج را می توانید در این لینک بخوانید. حتی اگر این غریزه لذت همان تمشکی باشد که در زیر دندان هم آغوشی چشیده می شود. و تمشک لذت، زیر دندان هم آغوشی. زیر باران باید با زن خوابید. در طول این سفر شاعر به زن، عشق و تغزل نیز بر می خورد و در آنجا نیز می بینیم که همان بینش عمیق انسان شناسی شاعر حکمفرماست و عشق و زن نیز حتی در جایی که بی پروا بیان می شوند در پوششی از راز و ایهام می مانند.

یکی از کتاب شعرهای «دری به خانه خورشید» نام دارد که شعر فصل شکوفایی از این کتاب انتخاب شده است. زمستان چه میداند که من در خانه گلی بهاری دارم؟ شدی یار و عشق بی پایان من! شعر با وصف طبیعت شروع شده و به نظر می رسد با وصف انسان پایان پذیرفته است. و به نظر می رسد سهراب به کسب بسیاری دیگر این تعادل را رعایت کرده است. حتما بخوانید و نکات را در هنگام نوشتن متن سخنرانی خود رعایت کنید تا بتوانید متن شروع سخنرانی کوتاه و جذاب را بنویسید. در قسمتی که برای طریق روحانی دنیا به ما می گوید: چه کار کنیم تا گرفتار غبار عادت نشویم و درگیر گذشته و آینده نگردیم.

یاد گرفتیم دوست های صمیمی ما همیشه برای ما نمی مانند و یک روز می شود که توی موسسه ی زبان، با یکی دیگه دوست شوند. ادبیات و شعر به دلیل عدم دسترسی دشمنان به آن در حافطۀ ملت ما و پخش بودن در ذهن و زندگی انسان ایرانی، تا حدی از این تاراج مصون مانده است. مولانا در اوایل زندگی خود، راه علم و ادب را آموزش دید و به سخنوری پرداخت تا اینکه پس از آشنایی با شمس تبریزی، راه عرفان و معرفت را در پیش گرفت و اشعار بسیار زیبایی را سرود. زیبایی سطر در تساوی هوا و عشق است و حرف سهراب اینکه عشق نیز به اندازه هوا و زمین برای زنده ماندن، مورد نیاز است.

در بند دوم که در صفحه قبل ذکر شده است، شاعر به نصیب خویش از زندگی اشاره کرده و اعتقاد دارد، مکان مهم نیست، بلکه این انسان است که باید هر لحظه در حوضچه اکنون آب تنی کرده و زیبایی های دنیا را مورد استفاده قرار دهد. البته به کلیت نگاه لطیف شاعر به زن خللی وارد نمی کند، بلکه آن را وسیله ای ساخته است در جهت بیان مناظری که در طی طولانی حیات روحانی خویش مشاهده کرده است. این خطاطی بی نظیر فارسی علاوه بر اشعار زیبا، با استفاده از گلها و گیاهان و حیوانات مختلف که روی یک زمینۀ طلایی روشن نقاشی شده اند، باعث شده تا مجموعه ای بسیار دلگشا را در خود جای دهد.

فال حافظ زدنت از پی دلتنگی کیست؟ شهرت حافظ به حدی بود که هنوز هم برای نام و اشعارش احترام زیادی قائلند. طول حیاط رو که نسبتاً طولانی هم بود طی کردیم تا به جلوی عمارت رسیدیم. بشر رو به سوی موفقیت دارد و مشتاقانه سعی و تلاش می کند تا آن را از آن خود کند. غزل های بیدل چون غزل های حافظ، سرشار از مفهوم عشق حقیقی است. عبور می دهد و در همه راه، نگاهش همان نگاه طبیعت گرای مهربان است که همه خلقت را نتیجه خواست خدا دانسته و در برابر همه چیز ادای احترام می کند.

استفاده از این تلمیح در این قسمت شعر شاید اشاره ای باشد به امور جنسی و این که چند ثانیه غفلت که همانند تشنج ریباس های نخستین است، همه خلقت انسان نیست. با توجه به طرح سفر معنوی شاعر در این مجموعه می توان تغزل را جوانی شاعر دانست و یا تجربه ای که او در این زمینه داشته است و شاید این شعر توضیح همان سطر مجموعه «صدای پای آب» باشد که می گوید: «رفتم، رفتم تا زن – تا چراغ لذت».

این مجموعه را شاید بتوان کاملترین مجموعه شعر سهراب به لحاظ پرورش و تکوین جهان بینی خاص او دانست. در دین زرتشت نیز این اسطوره بوشیوه ای خاص آمده است. » و از اینجاست که مکالمه ای زیبا و جاندار درباره عشق و تنهایی و عاشق شروع می شود. سیروس شمیسا در کتاب خود انواع رباعی را از نظر معنا بدین گونه تقسیم کرده است : 1- عاشقانه 2- عارفانه 3- فلسفی یا حکمی .

از جمله این اشعار می توان به شعرهای زیبای مولانا با مضمون عارفانه اشاره کرد. زنی که به بیان شاعر در ابتدای خودش بود و دست بدوی او شبنم دقایق را به نرمی از تن احساس مرگ می چید. اما حسین پناهی بیشتر شاعر بود و این شاعری در ذره ذره جانش وجود داشت. یعنی آنکه در عرفان طبیعت گرا و لطیف او جایی برای دریافت ریاضت های مرتاض وار وجود ندارد. چنانکه جهاد مرد یعنی جان باختن در راه خدا .

در این میان مسافر به سیب های روی میز نگاه می کند و میوه ها را با صفت «قشنگ» وضف می کند که میزبان می پرسد «قشنگ یعنی چه؟ دو کمه ابتدا و بدوی که به عنوان صفت برای زن آمده اند، حکایت از فطرت پاک زن دارند که در آغاز بودن خویش بوده است و آلوده آلودگی های زندگی نشده است. «و شاعران بزرگ – به برگ های مهاجر نماز می بردند.» در پی بیان این واقعیت است که زنان فاحشه که در زندگی تیره و تاریک خویش غرقند، در پی حقیقت بودند ولی شاعران که وارثان خرد و روشن اند، به زمین سجده می کردند – سهراب در ادامه این شعر به یک اسطوره آریایی، ایرانی اشاره می کند و آن نیز اسطوره تولد موعود است.

گاهی برای متفاوت بودن و زیبا نوشتن بهتر است آغاز متن و شروع صحبت نیز متفاوت باشد ، در این مطلب متن های زیبا برای شروع سخن ، بنام خدا برای شروع انشا، بنام خدا برای شروع برنامه های درسی، بنام خدا برای شروع کلاس، بنام خدا برای برنامه های علمی و سخنرانی، شعر های بسیار زیبا برای شروع سخنرانی آمده که می تواند کمکتان کند. و اصولاً به نظر می رسد کشیده شدن بحث مسافر و میزبان به واژه عشق نیز از این نگاه به طبیعت آغاز شده است. شاعر نیز می ایستد و مکالمه آغاز می گردد. به آب می بخشند.

و در اینجاست که سهراب به شرح حالت خود می رسد و آن را در کمترین و رساترین الفاظ بیان می کند. شاعر در ادامه منظومه، بعد از آنکه تصاویری زیبا و متوای را از مناظری که در راه دیده است شرح می دهد، ناگهان به عشق می رسد. من دستههای نرگس دی ماه را در راه میچینم. اکنون باید با دقت ماه ها را شمارش کرده و رنگ مخصوص خود را بیابید تا از برخی خصوصیات ذاتی خود که ممکن است ار آنها بی اطلاع باشید. جرقه های محال از وجود بر می خاست.

این کتاب، مهمترین منبع فردوسی در تدوین شاهنامه بوده وبه احتمال از مآخذدیگری هم که هنوز پراکنده بوده وتا روزگار او وجود داشته، استفاده کرده است. عبور می کند از روی پرده های قدیمی. باید توجه داست که عشق چه مجازی باشد چه الهی می تواند منشاء خیرات بسیار شود . می دانیم که تمام ادیان الهی جهان قائل به وجود کسی هستند که در آخر زمان خواهد آمد و بساط بدی و تباهی را بر می چیند. بلکه برای شعر ملاک ومناطی قائل است که اگر از آن برخوردار باشد،مقبول ودر غیر این صورت مردود ومطرود خواهد بود وآن معیار،ایمان وعمل صالح است که به شعر شاعران عمق وغنا می بخشد.

دیدگاهتان را بنویسید