خلاصه کاملی از جنگ ایران با عراق با تمام جزئیات

از سوی دیگر، اعضای شورای امنیت نیز در طرح اولیه، عقبنشینی نیروها به مرزهای بینالمللی را به دنبال برقراری آتشبس پیشبینی کردند به نحوی که رضایت ایران فراهم شد. با وجود دشواری فراوان، سرانجام در تاریخ مقرر، آتشبس میان دو کشور برقرار شد، اما برای تحکیم آن، اجرای بند یکم قطعنامه 598 مبنی بر عقبنشینی نیروها به مرزهای بینالمللی الزامی بود و این امر بدون مذاکرات سیاسی بین دو کشور تحقق نمییافت. ه ) اقدامات سیاسی ایران پس از پذیرش قطعنامه 598. پس از پذیرش قطعنامه از سوی ایران، اقدامات و تلاشهای سیاسی برای اجرای مفاد قطعنامه 598 و برقراری آتشبس آغاز شد. نقطه اوج تلاشهای خصمانه امریکا برضد ایران، حمله موشکی ناو امریکایی مستقر در خلیجفارس، به نام وینسنس، به هواپیمای مسافربری ایرباس ایران در 12 تیر 1367/ 3 ژوئیه 1988 بود؛ در این حمله، همه 290 سرنشین هواپیما کشته شدند. این ناکامی از یک سو به ساختار، اهداف، اصول اولیه و تشکیلات جنبش و از سوی دیگر به عملکرد ضعیف و پراکندگی و اتفاقنظر نداشتن اعضای آن و از همه مهمتر به دنبالهروی از شورای امنیت سازمان ملل متحد و نفوذ قدرتهای بزرگ در جنبش برمیگردد (جمشیدی، ص 3ـ4). بهطور کلی موضع جنبش در قبال جنگ، موضعی منفی بوده است و جدّیترین تلاشهای جنبش در مورد جنگ را میتوان توصیه و درخواست از دو کشور درگیر برای پایان دادن به جنگ دانست.

پس از آن دبیرکل گزارش نتایج این سفر رادر 17 آذر/ 8 دسامبر همان سال، در جلسهای خصوصی به اطلاع اعضای شورای امنیت رساند. عراقیها با توجه به اوضاع داخلی ایران پس از رحلت امام خمینی (ره) در 14 خرداد 1368، با این تصور که روند بیثباتی سیاسی در ایران آغاز شده است، با تهدید ایران تلاش میکردند قرارداد الجزایر را نادیده انگاشته ایران را به پذیرش صلحی تحمیلی وادار کنند، اما مقاومت ایران سبب شد تا عراق طرح پیشنهادی صدام را در 15 دی 1368/ 5 ژانویه 1990 ارائه کند. ایران نیز با آگاهی از ماهیت رفتارهای عراق و تلاش این کشور برای حذف نقش سازمان ملل، تلاش کرد تا ادامه مذاکرات در نیویورک و تحت نظارت شخص دبیرکل انجام پذیرد، اما پس از دعوت دبیرکل از وزیران خارجه دو کشور، دولت عراق به بهانه اینکه نیویورک شهر بیطرفی برای انجام مذاکرات نیست، با محل آن مخالفت کرد که موجب تأخیر کار شد و سرانجام، دبیرکل محل مذاکرات را نیویورک و تاریخ آن را 31 شهریور 1367/ 22 سپتامبر 1988 اعلام کرد (ولایتی، 1380 ش، 343ـ 348). عراقیها در اولین نشست، با مستمسک قرار دادن مجدد محل مذاکرات و اینکه نیویورک شهر بیطرفی نیست، در روند مذاکرات اخلال ایجاد کردند و مذاکرات نیویورک همچنان بینتیجه پایان یافت.

عراق نیز، با برخورداری از حمایت وسیع دیپلماتیک، حمله به تأسیسات نفتی دریایی ایران را آغاز کرد. در حالی که اکثر کشورهای عرب به رهبری اردن، عربستان سعودی و مصر از عراق حمایت میکردند، گروه دیگری از کشورهای عربی، یعنی سوریه و لیبی و الجزایر و یمن جنوبی، جانب ایران را گرفتند (درویشپور، ص 280). اتحادیه عرب از زمان آغاز جنگ، بهویژه پس از آزادسازی خرمشهر، در نشستهای متعدد، ضمن محکوم کردن ایران، به حمایت آشکار از عراق مبادرت ورزید و این روند تا پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران و توقف جنگ ادامه داشت (رجوع کنید به هیرو، ص 114، 153). در این میان جبهه پایداری عرب تحت نفوذ سوریه، از موضع جمهوری اسلامی ایران در جنگ حمایت کرد و با برگزاری چند اجلاس، و صدور بیانیههایی به حمایت از ایران پرداخت (رجوع کنید به درویشپور، همانجا؛ ولایتی، 1380 ش، ص 105). از میان کشورهای عضو، سوریه نقش فعالی در حمایت از ایران ایفا نمود. روابط ایران با حوثیها کلید مسائل منطقهای است که در سالهای اخیر شرکای اصلی آمریکا در خاورمیانه، بهویژه عربستان سعودی و امارات در تقابل با ایران قرار داشته اند. ممکن است آشنایی به وضع رابطه سیاسی در دنیای امروزو هندسه معیوبی که سلطه قدرتهای بزرگ در روابط جهانی به وجود آورده کلید حل این معما باشد.

بطور عام تر، اگر یک کشور تصور کند که چون رابطه ای میان یک تحرک نظامی و انگیزه های سیاسی در کشور رقیب وجود دارد، پاسخ به انگیزه های تصور شده رقیب، مبنای واکنش نظامی قرار می گیرد. پیروزی بهدست آمده نیز پیامدهای ناشی از پذیرش قرارداد مذکور را، که عراق به علت آن جنگ را شروع کرده بود، تحتالشعاع قرار داد. در دور جدید مذاکرات در ژنو نیز در حد فاصل اردیبهشت تا آبان 1368/ آوریل تا نوامبر 1989 هیچ پیشرفتی حاصل نشد. عراق با وجود شواهد مسلّم و انکارناپذیر، بهکار بردن مواد شیمیایی را انکار کرد، اما در پی ارائه مدارک موثق از سوی ایران و بررسی کارشناسان اعزامی از سوی سازمان ملل، شورای امنیت برای اولین بار در 9 اردیبهشت 1367/ مه 1988 قعطنامه 612 را به اتفاق آرا تصویب کرد. در چنین شرایطی ــ که فضای بینالمللی به شدت برضد عراق شکل میگرفت و تهدیدهای متقابل عراق و اسرائیل، احتمال وقوع درگیری مجدد را در منطقه افزایش داده بود ــ در یکم اردیبهشت 1369/ 21 آوریل 1990 نامهای محرمانه از سوی رئیسجمهوری عراق، از طریق یاسرعرفات برای رهبر انقلاب و رئیسجمهوری ایران ارسال شد (رجوع کنید به سازمان ملل متحد، 1990، ص227؛ درودیان، 1380 ش، ص 249 ـ 256). صدام حسین در این نامه، ضمن ابراز نگرانی از فتنهانگیزیهای دشمنان عراق و ایران، با تأکید بر خطر صهیونیسم و برخی قدرتهای جهانی، خواستار ملاقات و مذاکراه مستقیم سران دو کشور، به انگیزه دستیابی به صلح پایدار گردید.

دیدگاهتان را بنویسید