حجاب و عفاف و فلسفه آن – ایرنا

چیز ثابت را ما لازم داریم برای ایجاد نظم در زندگی. لازم به گفتن نیست که از طریق پس زدن و به حاشیه راندنِ افراد و گروههای اجتماعیِ مختلفی که از نظر ارسطو «شهروند» به شمار نمیآیند، عملاً با خودِ مفهوم تنگنظرانة «شهروند» مواجه میشویم. شما جواب هر سوالی را که بخواهید با یک جستوجوی مختصر از طریق موبایلتان پیدا میکنید و این ویکیپدیایی شدن دانش باعث شده که دیگر فرصت و حوصلهای برای جستوجوی دانش بنیادیتر در کار نباشد. پس چنانچه میبینیم، «شهروند ارسطویی» که همانا علت غاییِ انسان به مثابه حیوان ناطق و اجتماعیست، دارای ویژگیها و نشانههایی طبقاتی است که صد البته در چنین صورتی، شکل و شمایلی آلوده به تبعیض پیدا میکند.

یعنی به دلیل همان نگرش آلوده به تبعیض و طبقاتی بودن که حتا وقتی سخن از «قانون» میکند و حکومت قانونی را بهترین نوع حکومت میداند، (ارسطو، سیاست ، 1337 : ص145)، قانونی که وی بدان اقتدا میکند، کاملاً غیر قابل اعتماد میشود. بهرحال اینکه بحث قانونِ ارسطو در نهایت به اقتدار «بیقانونیِ برگزیدگان» منجر میشود، حاکی از این مطلب است که «دولت ـ شهر» مورد نظر وی همچون «دولت ـ شهر» افلاطون به دلیل حضور تبعیض، (حتا اگر با انواع ترفندها و توجیهسازیها آنرا مشروع جلوه دهند)، غیر قابل اعتماد است.

حتا به همین دلیل ما میان کودکان و مردان بالغ فرق میگذاریم: اینان شهروندان محض و سادهاند. از اینرو بهترین کشورها آن است که در آن مردان با فضیلت حکومت کنند، آنهم نه فضیلت نسبی بلکه فضیلت مطلق. پس تمام آن چیزی که طبیعیون از آن بحث می کنند، از جواهر حسی از آن حیث که حسی هستند گرفته تا اعراض آنها، در استحاله و انقلاب و سیلان قرار دارد و این طبیعت، برای همیشه و بی وقفه، در حال حدوث و نو شدن( تجدّد) است. که این بدعت گذاری ها در آستانۀ انقلاب توسط شخصی به نام صالحی نجف آبادی با عنوان «شهید جاوید» مطرح شد؛ و از سوی یکعده فراماسون دیگر از جمله احمد آرام مورد تأیید و تحسین قرار گرفت، اما خوشبختانه مأموریت این عامل استعمار با شکست مواجه شد؛ چرا که آیت الله لطف اله صافی گلپایگانی از مراجع تقلید شیعه با نشر کتابی زیر عنوان «شهید آگاه»، با استناد به منابع معتبر به دروغ پردازی های صالحی نجف آبادی پاسخ داد و در نتیجه ادعای صالحی نجف آبادی که اعلام داشته بود «امام حسین(علیه السلام) به منظور کسب حکومت از مکه عازم کربلا شد و می خواست حاکمیت و سیادت را از یزید بن معاویه اموی سلب و به خود انتقال دهد» را افشا کرد.

فصل هفتم شامل بحثی خوب و کاربردی در باب فلسفهی دین و خاصه برهانهای له و علیه خداست. 1. تاریخ فلسفة شرق وغرب ، جلد دوم : تاریخ فلسفه غرب ، فصل دوم (نوشته ر.د. به این معنی که او در مقام «فیلسوف» (و نه دانشمندِ زیستشناسی که به طور جدی در صدد شناسایی و طبقه بندیِ جهانِ گیاهان و یا حیوانات و ویژگیهای هر یک است)، در صدد پاسخ به این مطلب نیز هست (که صرف نظر از توجیه عللهای سه گانة قلمرو دقت علمی: علت مادی، علت فاعلی و علت صوری) میباید بنا بر سنت فلسفیِ غایتگرایانهای که در زمانش وجود داشته، در فلسفة خویش پاسخی در جهت «علتِ غایی» داشته باشد.

زیرا اگر چه وی در اینجا از فرایند «اجتماعی» بودنِ قدرت ناطقه و یا قدرت تعقل، در شکل گیری خانواده و یا کشور پرده برمیگیرد، اما به دلیل همان نگرش تاریخیِ«غایتگرایانه»ای که دارد (و همانگونه که دیده شد در فلسفه هم خود را ملزم به پاسخ به آن دیده بود)، به سرعت از اصل «اجتماعی بودن قدرت ناطقه (و یا) قدرت تعقل» که بر اساس دقت علمیِ خویش بدست آورده بود، دور میشود و قلمرو اجتماعی ـ سیاسی انسان را تحت شعاع همان «غایتگراییِ» برخاسته از فلسفة خویش قرار میدهد. آنهم از اینرو که در اساس «قدرت» را در اختیار گروهی خاص قرار میدهد و بدین ترتیب برخی از افراد را فراتر از قانون عام و همگانی جای میدهد.

تعریف حاکمیت در قاموس سیاسی عصر جدید این است: تفوق بر قانون. برتراند راسل مي گويد: «بشر توانسته است تا حدي در مورد مال و ثروت بر خودخواهي و بخل غالب گردد ولي در مورد زن نتوانسته است بر اين خودخواهي تسلط پيدا كند.» از نظر راسل «غيرت» صفت ممدوحي نيست و ريشه آن نوعي بخل و امساك است. نصر، سید حسین، «ملاصدرا؛ تعالیم»، ترجمه حسین غفاری، در: تاریخ فلسفه اسلامی، ج۳، زیر نظر سیدحسین نصر و الیور لیمن، تهران، انتشارات حکمت، ۱۳۸۶ش. ۴-در کشور ما، نزد برخی از اهالی فلسفه، عموما فلسفه مترادف با تعریف و نگاه هگل به فلسفه است.

اگر به یاد داشته باشیم از نظر افلاطون (بحث شماره 4)، جامعة آرمانی، جامعهای است که به دست فلاسفه اداره شود، ضمن آنکه ظاهراً وی تلاش داشت تا با طراحی جامعة مطلوبش از تکرار حادثة شومی که بر سر سقراط آمده بود، جلوگیری کند. و چنانچه در همان بحث دیدیم، هرچند نقد دموکراسیِ آتنی میتوانست هدف اصلیِ افلاطون باشد اما خودِ وی با تبعید شاعران و هنرمندان (از مدینه فاضله یا همان جامعة ایدهآلش) به نوعی دیگر دچار خشونت میشود. فکر نمیکنید، زبان پیچیده و دور از فهم عامه مردم منجر به دوری فلسفه از عامه مردم میشود؟

پس شهروندان عبارتند از جنگجویان و اعضای انجمنهای نمایندگی که صلاح مردم را معین میکنند و دادرسان که حق را در جامعه برقرار میدارند. نیس از تفکرات فیلسوفانی مانند اسپینوزا و پیتر زپفه، ادبیات و موسیقی و تجربیات فردی اشخاص دیگر استفاده می کند تا ایده های خود را تبیین کند. ارسطو یکی از مشهورترین اندیشمندان غربی می باشد که نظریات وی در حوزه های مختلف دانش همچنان محل بحث در میان فلاسفه می باشد. بحث ارسطو در باره بندگی در تاریخ اندیشه های سیاسی مناقشه بسیار برانگیخته و گروهی از منتقدان، او را مخالف آزادی بشر می دانند.

کتاب صوتی فلسفه در چند دقیقه: 200 مفهوم کلیدی فلسفی از دوران باستان تا عصر حاضر به زبان ساده اثر مارکوس ویکس در کوتاهترین زمان ممکن، اصلیترین ایدههای فلسفی را که شیوه تفکر بشر را شکل دادهاند، به ما میشناساند. لایب نیتس در کتاب «عدل الهی» به دنبال یک تفسیر منطقی از تاریخ است تا تراژدیهای تاریخ را با اراده خیرخواه خداوند همساز کند. صنعتگران و بازرگانان را نباید در شمار شهروندان آورد، زیرا کارشان پست و مخالف فضیلت است.

زیرا به گونهای ارائه میشود که مانند بسیاری از قوانینی که از سوی حکومتهای تبعیضگرا عادت به تحریف در آن لحاظ میشود، مسئولان حکومتی را فراتر از مقام «شهروندان معمولی» تعریف میکند. علاوه بر این ها، زن موجودی است که به لحاظ جنسی اولین و آخرین و البته بهترین مکمل مرد به حساب می آید. کارکرد منطق کل شناسی، شناسایی، کنترل و بهینه تغییرات عینی است که به ما قدرت تصرف و بهینه موضوعات و کنترل تغییرات اشیاء را می دهد.

طبیعت که هیچکاری را بیهوده انجام نمیدهد، موهبت نطق را فقط به آدمی بخشیده است. آیا فقط آنان که در ادارة امور عمومی شرکت دارند، شهروند به شمار میآیند، یا آنکه کارگرانِ دستی نیز میتوانند دارای این عنوان شوند؟ آیا عقل همه چیز را می تواند درک کند و یا اینکه بعضی چیزها هستند که خارج از دسترس عقل می باشند؟ چنان که امام صادق(ع) شرط درک ظهور و قرار گرفتن در خیمه امام زمان(عج) را اخلاق و ورع (تقوای بالا) برشمرده اند. تدریس و تدرّس فلسفه و عرفان مصطلح بطور آزاد مانند فقه و تفسیر و حدیث و علوم دیگر در حوزهها و خصوصاً قرار دادن آن در برنامه دروس حوزوی و دانشگاهی بسیار خطرناک است و اجرای این برنامهها و تشویق و تأیید آنان قابل توجیه نیست و اگر کسی در این حوزهها گمراه شود علاوه بر این که خودش مسئول است ، مدرس و استاد نیز مسئول خواهند بود.

یا اینكه انگیزه شخص نیز در انتساب خوبی به راستگویی دخالت دارد؟ بنابراین، میتوان گفت ما با همان شیوة تفکرِ روشمندی روبروییم که با دقت خاص دانشمندان، به دنبال یافتن کُد یا کلیدهاییست که تحت عنوان «صورت»، تصمیم دارد از ماهیت موجودات «رمزگشایی» کند. نام اهمیتی ندارد. ما اینجا در پی شهروند محضایم که گرفتار هیچ منع و شرطی نباشد. « اینجا ما در پی بهترین نوع حکومت هستیم و آن حکومتی است که بتواند سعادت کشور را بهتر تأمین کند. همچنانکه دیده شد، محال است که بتوان سعادت را از فضیلت جدا کرد. اعمال مىشود.مقام داورى نیز در این دیدگاه بیشتر ناظر به جنبه روشى است.علمى که بدین طرق حاصل مىشود مىتوان علم اسلامى به معناى عام قلمداد کرد.

نطق را با اصوات نباید مشتبه کرد. یا «نامه در باب اومانیسم» یا درسگفتارهایی راجع به «ذات آزادی انسانی» شلینگ را بخوانید. به همین دلیل بندگان و آزاد شدگان را نیز از شمار شهروندان بیرون میرانیم. اصوات حاکی از احساسات خوش یا ناخوش است که به حیوانات دیگر نیز دست می دهد. به اشیا از جنبه هایی که علوم دیگر به آن ها می پردازند، کاری ندارد. ملاصدرا در شواهد الربوبیه در ذیل عنوان وحدانیت خداوند، مقدمه ای می آورد که گویا مسئله یکتایی خدا امری ربانی و عرشی بوده که بدو الهام شده است.

دیدگاهتان را بنویسید