جنگ عراق با ایران

البته در کنار این جاهطلبی، صدام انگیزههای جداگانهای نیز برای جنگ داشت: صدام از تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر جمعیت 60 درصدی شیعیان عراق نگران بود؛ صدام همانگونه که خود و دولتمردانش به دفعات اعلام کردند از پیمان الجزیره ناراضی بوده و در پی فرصتی برای لغو آن و حل یکسره اختلافات مرزی دو کشور مطابق میل خود بود؛ صدام ـ بعدها از زبان سیاستمداران عراقی و غیر عراقی منتشر شد ـ مایل بود در برنامه نابودی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران و از بین بردن خطرتفکر اسلامی برای استعمارگران، در منطقه پیشقدم شود تا بتواند حمایت دولتهایی را که با پیروزی انقلاب اسلامی منافعشان خطر افتاده، جلب کند و خود رهبری جهان عرب را به دست گیرد. کرکوک بعد از بغداد و بصره مهم ترین شهر عراق محسوب می شد و عملیات در اربیل ، امنیت انتقال نفت عراق را به سواحل ترکیه در دریای مدیترانه به خطر می انداخت . اما ایران می تواند موشک های بالستیک پیشرفته با برد بیشتر را در فواصل دورتری از مرز ساحلی خود مستقر کند تا شناسایی آن ها برای نیروهای آمریکایی دشوارتر شود.

این سه مسئله چنانچه حل نشود، بیگمان در آینده که طالبان جای پایش را در افغانستان محکمتر کند (اگر ماندگار باشد)، برخوردهای بیشتری علیه ایران صورت خواهد داد؛ حتی اگر ما دست عسلیمان را تا آرنج در گلویش فرو کرده باشیم. جنگ با شدت بیشتری تا پانزده روز ادامه یافت و در روز پانزدهم نیروهای عملیاتی توانستند خطوط دفاعی به دست آمده را تثبیت نمایند. این اتفاقات باعث شد ایالات متحده نیروهای بیشتری به خلیج فارس اعزام کند ایرانیها از آن تاریخ به بعد در برخورد با نیروهای آمریکایی احتیاط بیشتری به خرج دادند. این استراتژی ، نیروهای دشمن را فعال تر می کرد و عملیات در این جبهه می توانست موجب تجزیه نیرو و فرماندهی ارتش عراق شود (اردستانی ، ۱۳۷۹ ش ، ص ۲۲۶). پس از پایان عملیات کربلای ۵ ، اوضاع جبهه ها و خطوط دفاعی به گونه ای بود که ادامه عملیات را ضرورت می بخشید. عملیات والفجر ۸ و والفجر ۹ صحت نسبی این فرض را نشان داده بود، ولی عقب نشینی از منطقه عملیاتی والفجر ۹، به دلیل ضعف تدابیر پدافندی ، شروع سلسله عملیات پیش بینی شده را یک سال به عقب انداخت و در زمستان ۱۳۶۵ ش در جبهه شمالی عملیات مهمی صورت نگرفت (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی .

فرض این بود که ارتش عراق به طور هم زمان توان ایستادگی در برابر حمله نیروهای ایران در دو جبهه را ندارد. در آن زمان، حکومت پادشاهی محافظه کار عربی از نقش ژاندارمی توسعه طلبانه ی شاه در خلیج فارس خشمگین بودند، اما به دلیل دخالت نکردن شاه در امور داخلی شان، نه تنها در مقابل اقدامات ایران سکوت می کردند، بلکه همگی در برابر مخالفت های داخلی شدید، به ویژه مخالفت گروه های مذهبی با شاه، از او حمایت نیز می کردند، طوری که حکومت عراق در پاییز 1978 بنا به درخواست شاه، آیت الله خمینی را پس از 13 سال تبعید از شهر مقدس نجف اخراج کرد. با مسدود شدن معابر مرزها، عملیات نامنظم نیروهای عراقی محدود می شد و فعالیت عناصر ضدانقلاب و انجام دادن اقداماتی از قبیل کمین ، ترور، گروگان گیری ، بمب گذاری و مین گذاری در استانهای کردستان و آذربایجان غربی به شدت کاهش می یافت . آنان ارتش ایران را به قیمت فقر و تهیدستی مردم تجهیز کرده بودند، اما این ارتش تنها می­توانست امنیت لازم برای ادامه فعالیت شرکت نفت ایران و انگلیس را در شرایط صلح فراهم کند.

از همه مهم تر اینکه صعب العبور بودن منطقه و عدم احداث عقبه ها و جاده ها موجب شد که نیروهای ایران قبل از مواجهه با نیروهای عراق ، درگیر آماده سازی شرایط برای نبرد شوند. با آغاز سال ۱۳۶۶ ش ، ناوگان دریایی امریکا و شوروی وارد خلیج فارس شدند، به این ترتیب ، جبهه جدیدی در مرزهای جنوبی کشور گشوده شد (کردزمن ، ص ۱۰ـ۱۱) و توجه فرماندهان به جبهه دریایی و انتقال بخشی از توان نیروهای مسلح به آنجا موجب فرعی شدن جبهه زمینی گردید. عراق قبل از آغاز جنگ، با صادرات 5ر3میلیون بشکه نفت در روز، دومین تولیدکننده مهم اوپک بود و سالانه 23میلیارد دلار از این طریق کسب می کرد. این قسمتش برایم جالب بود.پاسخ سوالی که چرا برخی کشورها در جنگ ها به راحتی میدان را واگذار می کنند و ایران در هشت سال جنگ تحمیلی حتی یک وجب خاکش نرفت. بهرغم تأخیر معنیدار سفارت اوزلی، شاه او و همراهانش را با گرمی و محبتی ویژه پذیرا شد (Morrier,1818, pp.

دیدگاهتان را بنویسید