تفاوت فلسفه اسلامی و غرب، مثل غذای ایرانی و چینی است

به همین خاطر در چنین ادیان و چنین تفکراتی، رسیدن به وضع ظاهری و استعمال عطر و .. و حتی کوتاه کردن مو نیز مذموم شمرده می شود و برای رسیدن به درجات بالاتر باید از ایتگونه مسائل نیز دوری شود. استاد ملکیان در پایان بعد از توضیح ۱۲ فایده برای فلسفه ورزی گفت: آموزش و پرورش ما باید از ابتدا فلسفه ورزی را به ما بیاموزد البته زندگی به این شکل سخت است. یعنی پیامبر بدعتگذار نیست، این چیزی است که به همه پیامبران گفته شده است.

همه پیامبران گفتهاند: «لااله الا الله» در قرآن آیات زیادی در این مورد آمده است، ولی علمای ما به این مسائل توجه زیادی نمیکنند. این در زبان حکمی و دینی خیلی اهمیت دارد ولی در ادبیات جز ادبیات عرفانی اهمیت چندانی ندارد. بنابراین از دین هم برداشتهای ضد حکمی میتوان کرد! اصل نبوت اصلی جهانی است، بنابراین اصل دین هم حکمت است. این اصلی در سنت الهی است که دین همان «سنت الهی» است، وجود سنت است. آنچه مورد توجه من است در حکمت الهی و امثال افلاطون، مولانا، ابن عربی، قرآن، کتب مقدس که در اصطلاح «perabl» (قیاس، تمثیل، مثال، نمونه، داستان اخلاقی) میگویند.

این در همه ادیان الهی -در کنفوسیوس، بودا، مسیحیت در ادیان و همه حکمتهای یونان- یک اصل مهم است. شرح منظومه: تألیف ملاهادی سبزواری از مهم ترین آثار فلسفی پس از ملاصدراست که مباحث منطق و فلسفه را پوشش می دهد. اگر به گذشته برگردید، آیا دوباره فلسفه را انتخاب میکنید؟ اگر دائم فکر به گذشته باشید و دائما در گذشته خود باشید هیچ موقع نمی توانید در زمان حال زندگی کنید! آیاتی است که همه انبیا حکیم هستند، ولی متاسفانه ما هیچ نبی را به عنوان حکیم نمیشناسیم. ما معتقديم كه حسادت و غيرت دو صفت كاملاً متفاوت و هر كدام ريشه جداگانه دارد، ريشه حسادت خودخواهي و از غرايز و احساسات شخصي مي باشد ولي غيرت يك حس اجتماعي و نوعي است و فايده و هدفش متوجه ديگران است.

یعنی تمام «اپیستمولوژی» و تطابق آن با «انتولوژی» و تطابق هر دوی اینها با «نفس انسانی» را در این تمثیل توضیح داده است. آن معنای آنتولوژی یا انتولوژی (Ontology) با تلفظ فرانسوی «اونتولوژی» و انگلیسی «آنتالِجی» هستیشناسی و اپیستمولوژی (Epistemology) معرفتشناسی یا شناختشناسی دارد، یعنی تمام وجود «رمز» است. غيرت، نوعي پاسباني است كه آفرينش براي مشخص بودن و مختلط نشدن نسله ها در وجود بشر نهاده است. برای ارسطو که یکسره از عقل پیروی می کرد، براساس استدلال عقلانی، حرکت و تغییر در جوهر غیرممکن بود، زیرا در این صورت دیگر چیزی ثابت باقی نمی ماند تا حرکت در آن اتفاق بیفتد.

دارید و شب و روز یک بودایی یعنی زندگیش با آن است. به باور او پس از طرح مساله مرگ خدا، این ادبیات است که مساله امکانِ نجاتِ زندگی را محقق میسازد. طرح اولیه انجمن فلسفه، پیشنهاد چه کسی بود؟ یک نوع نظام سیاسى، نظام «پادشاهى» است که مناسب شهرهاى طبیعى و ابتدایى و اولیه است. مثلا فرض کنید شما میتوانید در یک جامعهای زندگی کنید که هنر فقط در ذهن شما است. فرض کنید ریاضیدانی میخواهد، قضیهای را در مورد مثلث اثبات کند، آن شخص ریاضیدان یک مثلث میکشد، ولی یک مثلث نیست، بلکه رمز همه مثلثها است.

من فکر میکنم محال است! من خدمت آقای «جوادی» و آقای «مصباح» هم به تفاریق مکرّراً گفتهام باید کاری کنیم که قم از مرکزیّت و مرجعیّتِ فلسفه نیفتد و قطب اصلىِ فلسفهی اسلامی همچنان باقی بماند. نیچه در اینجا میگوید اتفاقا ما باید به این ذائقه عمومی متوسط و افکار عمومی یکسانسازی شده حمله بریم. تولید کننده با توجه به ذائقه مشتری، تولید میکند ما مشکل فرهنگی داریم و این از ضعف ماست که باید اصلاح شود. اگر قرار باشد معرفی کنم باید آشنایی داشته باشم. یعنی همان را رمز قرار بدهید، تمام اسرار وجود در همان پشه وجود دارد.

به هرحال هدف از گذران تمام لحظات ما و تمام خوشیها و ناخوشیها پرورش روح ما برای هدف بزرگ آفرینش انسان است یعنی تکامل بسوی او. دخول) صورت بگیرد و مرد بتواند در تمام مدت تعیین شده از او استفاده کند. عرفا از این به عنوان رمز و تمثیل استفاده میکنند، نه فقط بهعنوان یک استعاره ادبی که چیزی را در ذهن به چیز دیگری تداعی کند. پیش از تحلیل این اتفاق، همگی فکر می کردیم که رویدادی کاملا حسی است و همه چیز توسط حواس ساز و کار یافته است. تاکنون کتابهای بسیاری دربارهی موفقیت و کامیابی نوشته شده که راههای رسیدن به آن را مورد تحلیل و بررسی قرار دادهاند.

فلسفه در دبیرستان ما زیاد رنگی نداشت، خیلی از فلسفه تنفر داشتیم، با آن همه گرفتاریهایی که موقع کنکور و امتحان نهایی است، آخر سری جزوههایی به میدادند، مجبور بودیم همه را حفظ کنیم این کار باعث نفرت ما میشد. چطور شد كه در ميان همه يا بعضي ملل باستاني پديد آمد؟ آقای دکتر نصر گفت: این ایده از «پروفسور کلیبانسی»، رئیس «انستیتو» بود که گوش زد شما در ایران چنین چیزی ندارید. در بنیاد فرهنگی ایران که ریاست آن بر عهده آقای خانلری بود، حدود سی نفر در 8 اتاق مشغول به کار بودند که بسیار افراد عالم و دانشمندی بودند، محیط فوقالعادهای بود من آن محیط را خیلی دوست داشتم و خیلی لذت میبردم.

شما یکی از معدود فیلسوفان ایرانی هستید که در باب هنر هم سخن گفتهاید و این مساله یکی از نکات مهم در جریان شناخت سنتگرایی در ایران است، چه چیزی سبب میشود که سنتگرایان هنر را مقدس بشمارند؟ تفاوت قائل شدن بین این سه جنبه معنا بسیار مهم است؛ چون روشهای بررسی و درک این معناها کاملاً متفاوت است. بیرون غار 4 مرحله دارد که مثل اسفار اربعه است. بیان میکند که حکمت بحثی اصلا نمیداند رمز چیست، مثل علوم امروز رمزشناس نیستند، ولی دیگری مبتنی بر رمز است.

«سنت الله التی فطرت الناس علیها لا تبدیل لخلق الله»، این هم در خلقت و هم در دین یعنی هم در کتاب تکوینی و هم در کتاب تدوینی ظاهر شده است. قرآن میگوید دین حنیف «فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطرت الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذالک الدین القیم ولکن اکثر الناس لا یعلمون». این « اکثر الناس لا یعلمون» مدام اشکال میکنند که این به چه معنا است؟

یعنی دین چیزهایی را شامل میشود که فلسفه ممکن است درباره آنها انتزاعی صحبت کند. روشی سیستماتیک برای رد همه نوع باورهایی که تا کنون در آنها فریب خورده یا ممکن است فریب خورده باشد. آري اگر كسي ازدواج كند در واقع نصف دينش را حفظ كرده، پس بايد راجع به نصف ديگرش تقواپيشه كند؛ چون نصف ديگر گناهان هم منشا ديگري دارد مثل ربا خواري، رشوه، ظلم و تعدي، حب رياست كه منشا آنها حب و علاقه به دنيا است. هرگاه روزه دار توانست به هنگام روزه به خاطر خدا از گناهانی که برایش پیش می آید دوری جوید و نفس خود را به صبر و شکیبایی در برابر تمایلات نفسانی و شهوات حیوانی ملزم نماید و احساس کند که خداوند به احوال او آگاه است و اسرار و رازهای قلبی او را می داند و مدت یک ماه بر این حالت معنوی و تسلّط روحی باقی بماند، بدون شک دوام این تسلّط روحی که همراه با تحمّلات جسم است، انسان را طوری بار می آورد که همیشه مراقب ذات الله باشد و از خدا پروا داشته باشد و از عذابش بیمناک باشد و به هنگام نزدیک شدن به گناه خدا را ناظر و حاضر بداند و به خاطر شرم و حیا از او از آن گناه دوری جوید و قدرت بر ترک لذت ها و تمایلات نفسانی، او را تشویق می نماید تا از آن ها دوری جوید، به همین جهت این حالت توجه او را به انجام کارهای خیر وادار می سازد.

دیدگاهتان را بنویسید