باعث جلوگیری از اعمال مجرمانه می شود

رفتار اخلاقمدار باعث تسهیل و ترویج ویژگیهای مثبت در جامعه و افزایش سودآوری در سازمان میشود. رعایت عدالت و اخلاق در برخورد با این افراد در محیط کار، مدیریت آنها را تسهیل میکند و این امکان را برای سازمان فراهم میسازد که از مـزایای نیروی کار متنوع، بهـره گیرد. به عبارتی دیگر، این اخلاق است که تمایز میان خوب و بد را مشخص میکند و کارکنان یک سازمان را راهنمایی میکند تا در شرایط بحرانی و انتخاب دشوار میان گزینهها، بتوانند بهترین تصمیم را بگیرند و بهترین انتخاب را داشته باشند.

هر محققی اگر پژوهش ساده ای در میان کتب اخلاقی داشته باشد، به خوبی در می یابد که دایره ارزش ها در بسیاری از مکتب ها تنگ و محدود است و عمدتاً منحصر به ارزش های اخلاقی ای است که در محیط اجتماعی مطرح می شود. پایبندی به قوانین و… اگر بخواهیم واژه اخلاق را به تنهایی معنا کنیم، باید بگوییم که اخلاق، به اصول، قوانین و استانداردهایی گفته میشود که در جامعه از آنها به عناوین خوب و بد یاد میکنیم. اخلاق، روح قانون است و ضمانت اجرایی آن، بدون قوانین و مقررات است؛ اما اخلاق دامنهای بسیار فراگیرتر از قانون دارد و تعهدات اخلاقی در سطح ژرفتری از مناسباتِ حرفهای مؤثر است.

فرهنگ اسلامی بر تمام روابط انسانی رنگ توحیدی و روح الهی دمیده و ایمان و اخلاق را به هم آمیخته است. دیوید براین باور است که: «روز به روز باور سازمانها در این مورد راسختر میشود که ترویج اصول اخلاقی و تقویت فرهنگ معنوی موجب ایجاد مزیتهای استراتژیک خواهد شد (دیوید، 1382: 60). کی و پاپکین باور دارند که تجزیه و تحلیل شکستهای شرکتها و مصیبت های وارده به آنها نشان میدهد که لحاظ اخلاقیات و حساسیتهای اجتماعی درنهایت، در فرایند تصمیم گیری و تدوین استراتژی، موجب افزایش سودآوری شرکت خواهد شد.

ریشه ی این کلمه در لاتین temperare به معنی تعدیل یا مهارکردن هست. مثلا، اخلاق در اصطلاح علم حقوق، قواعدی است كه در زمان و مكان معین، توسط اكثریت یك اجتماع، رعایت آن لازم شمرده شده، یا عمل به ان نیكو شمرده می شود، ولی فاقد ضمانت اجرای مادی است؛ به خلاف مقررات حقوق كه از سوی دولت اجرای آ تضمین می شود.(ر.ك. آیا میتوان او را به خوردن حجم فراوانی از غذا توصیه نمود؟ ازجمله این گروهها میتوان به مشتریان ،تامین کنندگان مواد اولیه، دولت و جامعه اشاره کرد.لستر تارو (1990)و ایوان و فریمن (1988) براین باورند که، پاسخ مثبت به ملزومات اخلاقی اجتماعی، با افزایش سود و ارزش افزوده در درازمدت، همراه است (رحمان سرشت، 1385 :21).

مال و ثروت منشأ ارزش گذاری در جامعه می گردد. فریدمن تنها مسئولیت اجتماعی شرکت تجاری را استفاده از منابع جامعه و مشارکت در فعالیتهایی که برای افزایش سود با رعایت قواعد بازی (بدون نیرنگ و فریب) طراحی شدهاند، میداند.در مقابل کارل که از طرفداران مسئولیت اجتماعی است، براین باور است که مدیران یک سازمان تجاری، چهار مسئولیت اقتصادی، حقوقی، اخلاقی وفداکاری کردن دارند. به این خاطر است که اکثر زنها برای رسیدن به یک لذت مناسب از این حس، بیشتر به جنبه عاطفی و تحریکات فیزیکی و معاشقه های طولانی علاقمندند ، در حالیکه مردان بیشتر به شروع عمل جنسی با رویاپردازی و به پایان رساندن آن با انزال علاقه زیادی دارند که این تناقض در خیلی حالات باعث عدم ارضا کامل زن و کم کم خودداری او از اعمال متناوب و بتدریج حالت وطیفه ای و زورکی به خود می گیرد که با تداوم این حالت و عدم به اوج رسیدن لذت در زن حالتهای مختلفی با درجات متفاوتی از سرد مزاجی در زن ایجاد می گردد که بتدریج روی روابط عاطفی و جنسی و روحی زوجین اثرات سوء می گذارد .

رهبری اخلاقی مهارت مهمی در رهبری است که میتواند در همهی جنبههای شغلی به شما کمک کند. باکلی (2001) بر این باور است که چندگانگی سازگار با برنامه های اخلاق و فرهنگهای اخلاقی اند میتواند موجب شهرت و اعتبار سازمان شده و عملکرد آن را بهبود بخشد (Buckly,2001:25) . براساس گزارش مجله فورچون، 63 درصد مدیران عالی شرکتهای برتر بر این باورند که رعـایت اخلاقیات، موجب افزایش تصویر مثبت و شهرت سازمان شده، منبعی برای مزیت رقابتی به شمار میآید (Buckley et. یعنی متربی، به خوبی بر عناصر آن صورت جامع نهایی آگاه باشد و بداند که نداشتن هر یک از آن ویژگیها یک کاستی اساسی در شخصیت او به شمار میرود اما در مقام عمل، برای درونیشدن و به ثمر نشستن هر یک از آنها، به صورت خاص و با برنامهای متمرکز اقدام کند.

خود ایشان میفرمود: «من سه چیز را ترک نخواهم کرد: سوار شدن بر الاغ بیپالان، غذا خوردن بر روی حصیر به همراه بندگان و اینکه با دستان خود به نیازمندان کمک کنم». «تربیت اخلاقی» نیز فرایند درونی شدن ارزشهای اخلاقی و شکلگیری پایدار شخصیت انسان بر اساس ویژگیهای انسان کامل اخلاقی را برعهده دارد. اخلاق جمع «خُلق»و «خُلق»، به معناى خوی و خصلت است به معنای صفات درونی در مقابل خَلق که هیأت و شکل ظاهرى و جسمى آدمى است که با چشم دیده مى شود. فریدمن میگوید: اقدامات از نظر اجتماعی مسئولانه، به کارایی شرکت آسیب میرساند.

بین آسیب های اجتماعی و اخلاق چه رابطه ای وجود دارد؟ مطالعـهای که توسـط رایت و همـکاران در سال (1995) در مـورد رابطه و بین چندگانگی وعملکرد سازمانی انجام گرفته، رابطه مثبتی را بین افزایش سطح چندگانگی در محیط کار و عملکرد مالی سازمانها، نشان میدهد. احتمالا اولین سازمانهایی که به سراغ بهکارگیری این مفهوم رفتند، برای دور شدن از رسواییهای تجاری این کار را انجام دادند. میگویند: از یک لحاظ، معتقدات ما به دو بخش کلی تقسیم میشود؛ یک قسم واقعیات عینی و خارجی است که وجود آنها به ما وابسته نیست.

6 ـ دقت در مراحل کسب ملکه: هرچه مراحل تکوین یک ملکه با توجه و دقت بیشتری انجام پذیرد، سهم بیشتری در پیدایش آن ملکه دارد؛ مثلاً صفحاتی که با نشاط و حوصله نوشته میشود در ایجاد هنر خوش نویسی تأثیر افزونتری دارد و قدم بزرگ تری محسوب میشود. ریشه ی اغلب مشکلات، آنجا که حد متوسطی از مسئولیت پذیری فردی وجود دارد، سیستم ها هستند و اینجاست که، اگر این زمینه ها به خوبی فراهم شود، بستر مناسبی برای مسولیت پذیری سازمانی ایجاد می شود.

با توجه به مختصر توضیحات بالا، بدون توجه به فضائل اخلاقی و انسانی توسعه منابع انسانی غیر ممکن خواهد بود و بدلیل ایجاد فضای یاس و نامیدی در بین افراد سازمان به مرور زمان بازده سازمان کاهش میابد. فریدمن کاهش قیمت محصول برای کاهش تورم ، استخدام برای مبارزه با بیکاری و هزینه کردن برای کاهش آلودگی محیط زیست را هدردادن پول و سرمایه سهامداران میداند . مطابق تحقیقات تروینو و یانگ بلاد تصمیمگیریهای اخلاقی به طور عمده تحت تأثیر گزینش و استخدام افراد اخلاقی است و پاداش و تنبیه متداول تأثیر زیادی در رعایت اصول اخلاقی ندارد (لاوسن1381: 268). توجه بارنارد به اخلاق، به دلیل نقش آن در تسهیل همکاری و کاهش تعارض و مسئولانه عمل کردن به وظایف در محیط کار است.

اگر یکی از هنجارهای عرفی از جانب سازمان و عموم پذیرفته شود، تبدیل به اخلاق خواهد شد. که اگر برای هر پرونده حداقل 2 نفر طرفین دعوا را در نظر بگیریم ، معنایش این است که همین الان 30 – 20 میلیون نفر از جمعیت ایران در حال نزاع قضایی با یکدیگرند! او دوست ندارد که نسبت به دیگران پاداش و خدمات کمتری را دریافت کند اما در عین حال نسبت به اجرای بیعدالتی در حق دیگران بیتوجه هست.در این زمان والدین بایدچگونگی اجرای عدالت و مزایای آن را در موقیعت های بزرگتر به زبان ساده به کودک خود آموزش دهند و کمک کنند تا فرزندشان بتواند به خودی خود و به دور از منافع شخصی، ارزشمندی این مفهوم را درک کند.

در عصر پیچیدگی بازارها، رقابت روزبهروز در حال افزایش است. هرچند هدف اصلی سازمانها، افزایش کارآیی و کسب سود است، ولی در عصر اطلاعات و جهانیسازی برای دستیابی به موفقیت، باید به انتظارات اجتماعی و احکام اخلاقی، واکنش مناسب نشان دهند و به بهترین شکل اینگونه انتظارات را با اهداف اقتصادی سازمان تلفیق کنند، تا دستیابی به اهداف بالاتر و والاتری را امکانپذیر سازند. کارل باور دارد که بی توجهی به مسئولیتهای اجتماعی موجب افزایش دخالت دولت و در نتیجه کاهش کارایی میشود. ترویج خودکنترلی باعث کاهش هزینه های ناشی از روشهای کنترل مستقیم شده و موجب بهبود سود میشود.

یکی از نتایج بهبود اخلاق کار در سازمان، تنظیم بهتر روابط در سازمان است که این به نوبة خود باعث افزایش جو تفاهم در سازمان و کاهش تعارضات بین افراد و گروهها شده، عملکرد تیمی را بهبود می بخشد. کلمه Ethics که از واژه یونانی Ethikos یا واژه لاتین Ethicus گرفته شده، به معنای رسم، ایدهآل یا کاراکتر میباشد و اعمال درست افراد را میسازد. همچنین ممکن است به عنوان نظریه یا سیستمی از ارزشهای اخلاقی در یک سازمان تعریف شوند. به طور خلاصه، منظور از اخلاق سازمانی مجموعه استانداردهای اخلاقی است که در سازمان باید آنها را رعایت کنید.

و اخلاق در اصطلاح علم سنتی اخلاق، به همان معنای لغوی آن بكار می رود؛ ولی در علم اخلاق جدید و مباحث فلسفه اخلاق، به معنای هر آن عملی است كه باید و خوب است انجام شود. پایبندی رهبران و مدیران سازمانها به اصول اخلاقی، توجه به میزان مشروعیت اقدامات سازمان از نظر کارکنان، توجه و تأکید بر اصول اخلاقی جهانشمول، تدوین منشور اخلاقی سازمان، اقدامات متناسب و سازگار با خواست و حساسیتهای جامعه، برنامه های آموزش اخلاقیات برای مدیران و کارکنان، از جمله اقداماتی است که مدیران میتوانند در این زمینه انجام دهند.

توسعه اخلاق سازمانی همواره بر اساس عرف و با گذشت زمان انجام شده است. بر اساس این گزارش، عوامل رشد این کشور، نگرش مثبت به تغییر و نیـــروی انسـانی آموزش دیده با اخلاق کار بسیار قوی اعلام شده است (OECD,2005). اخلاق سازمانی میتواند به عنوان نوعی اصل هنجاری یا توصیفی تعریف شود. اما به طور کلی، مواردی مانند شناخت موارد درست یا غلط در محل کار، انجام کار درست باتوجه به اثرات محصول یا خدمات و چگونگی ارتباط با ذینفعان را در برمیگیرد. به اجتماع ارزانی می دارد. دسلر باور دارد که: اگر کارکنان براین باور باشند که با آنان رفتاری عادلانه و منصفانه میشود، شاید تمایل بیشتری داشته باشند که بار (کاری) بیشتری را تحمل کنند (دسلر،1378 : 327). دونالدسون و دیویس باور دارند که مدیریت ارزشهای اخلاقی در محیط کار، موجب مشروعیت اقدامات مدیریتی شده، انسجام و تعادل فرهنگ سازمانی را تقویت می کند، اعتماد در روابط بین افراد و گروهها را بهبود میبخشد و با پیـروی بیشتر از استانداردها، موجب بهبــود کیفیت محصولات و درنهایت افزایش سود سازمان میشود (Donaldson & Davis,1990).

دیدگاهتان را بنویسید