انسان، تربیت و روانشناسی اخلاق

انسان مداری در تبیین و تفسیر هستی از مکتب تحول گرایی طبیعی الهام می پذیرد؛ به گونهای که جهان هستی را خود پیدا می شناسد و به هیچ عاملی ورای عالم مادی و انسانی استناد نمی دهد. وجود، به بیانی که گذشت، در حقیقت از هرگونه رنگ و روی قدسی و ملکوتی، و از هر نگرش الهی و ربانی تھی و بی بهره است، و هرگونه تفسیر و برداشتی از جهان هستی به منزله آفریده آفریدگاری متعال بی معنا و مهمل می نماید. روی سخن را به پیامبر کرده و میفرماید: «بگو ای اهل کتاب!

پس هر کس از سنت من روی گرداند، از من نیست. شأن ملکوتی و الهی انسان که وجه تمایز انسان و موجب برتری او از سایر موجودات است، بالقوه دارای جمیع کمالاتی است که خداوند متعال تنها بخشی از آن را به هر یک از انواع دیگر موجودات و مخلوقات عطا فرموده و مظهر آن کمال قرار داده است و چون استعداد و نیروی عطا شده به انسان، جامع و در بر گیرنده همه آن کمالات است، انسان را مظهر تمام کمالات آفریدههای الهی در زمین قرار داده و راه رسیدن به مقامات و کمالاتی را برای انسان هموار ساخته است که برای سایر پدیدارها میسر نیست.

«البته این موضوع منافاتی با آن ندارد که پیامبر(ص) به تعلیم خداوند قادر به خواندن و نوشتن بوده است، اما برای اینکه جایی برای کوچکترین تردید برای دعوت او نماند، از این توانایی استفاده نمیکرد». از بندگان انتظار میرود و انبیاء نیز رسالتشان ایجاب میکند که عدالت و قسط را در جامعه محقق ساخته و به رعایت آن بکوشند. 60- برای اشاره به بعد سوم، از تعابیری چون بعد « رفتاری» و « کنشی» نیز استفاده می شود؛ زیرا مقصود اصلی در اینجا آن است که رفتارهای مورد انتظار را برای مخاطب روشن سازیم تا قدرت خود را برای تحقق آنها به کار گیرد.

بدین ترتیب میتوان بدین رهیافت نایل آمد که «رب» و «مربی» از ماده تربیت است و در معنا و مفهوم لغوی تربیت، سه عنصر مربی، هدفداری مربی مبنی بر رشد دادن متربی و کمالیابی تربیت شونده، از ارکان و عناصر اصلی به شمار میروند، به گونهای که با نبود هر یک از اضلاع این مثلث، مفهوم تربیت بر آن صادق نیست و این هر سه جزء، از یک منظر، فراخنای مفهوم تربیت را محدود میکنند، هر چند که از منظر دیگر (سویهها و ابعاد وجودی تربیت شونده) اطلاق و شمول دارد، به این معنا که تربیت را به ساحت خاص مادی و یا معنوی تربیت شونده محدود و مقید نمیکند.

وفای به عهد، پنجمین ویژگی انسانهای جامع است سرمایهی زندگی اجتماعی، اعتماد متقابل افراد جامعه است و از جمله گناهانی که رشتهی اطمینان و اعتقاد را پاره میکند و زیر بنای روابط اجتماعی را سست میکند ترک وفای به عهد است به همین دلیل در روایات اسلامی آمده که «مسلمانان موظفند سه برنامه را در مورد همه انجام دهند، خواه طرف مقابل مسلمان باشد یا کافر نیکوکار باشد یا بدکار و آن سه عبارتند از: وفای به عهد، ادای امانت و احترام به پدر و مادر» .

22- براساس این روایات، همه ی انسان ها در برخورداری از سه روح با یکدیگر مشترک اند: روح البدن ( روح المدرج/ روح الحیات)، روح القوه، و روح الشهوه. 71- براساس پاره ای از روایات، برخی از اصحاب حتی در پی آن بودند که خود را از مردی بیندازند. نقش وراثت در تربیت انسانی، نقشی مهم و کارساز بوده و در سخنان معصومین «علیهم السلام» تأکیدی بسیار بر اهمیت آن شده است. 1. تقدس و بزرگداشت مربی و کار تربیت. دکتر محمد فاضل جمالی استاد علوم تربیتی در دانشگاه بغداد نیز بر آن است که اشتقاق رب و مربی از یک اصل و ریشه است.

در تربیت انسان، بایستی افق دید خود را وسعت بخشیم و تك بعدی و گلخانه ای فكر نكنیم، چرا كه در خارج از گلخانه پژمرده می شویم و از بین می رویم.5 – تفاوت های فردی: انسان ها از نظر وراثت ، نوع خانواده، نوع ارتباطات، وضع اقتصادی، توانایی ها و تجربیات ، متفاوت از یكدیگرند و كار مربی توجه به تفاوت های فردی است، همان توجهی كه بزرگترین مربی بشریت نبی مكرم حضرت محمد مصطفی (ص) در انجام رسالت خود در نظر داشتند. حال این نکته مطرح می شود که اگر تمایلات انسان ملاک خوبی ها و بدی هاست چرا انسان گاهی فعلی را که بر خلاق میلش هست پسندیده می داند ویا فعلی را که می پسندد ناپسند می شمارد اگر پایگاه حسن و قبح به تمایلات انسان بر می گردد، چرا بعضی اوقات بعضی از انسان ها ابعادی را که انسان متمایل به سمت آن است غیر اخلاقی میدانند و یا بالعکس.

قسم دوم همان چیزی است که در زبان فارسی اغلب با تعابیری چون « خودخواهی» از آن یاد می کنیم و از صفات ناپسند به شمار می رود. اگرچه اسباب طاعت و عصیان را خداوند آفریده اما به چیزی امر یا نهی نکرده، مگر آنکه انسان میتواند ضد آن را نیز انجام دهد و مجبور نباشد. ابزار تفقه را خداوند در اینجا مطرح فرموده است. فراتر از محیط، وسیعتر از عالم و ژرفتر از رفتار بیرونی و نهان و سرشت آدمی است. میل به شهرت، قدرت، ثروت، محترم بودن و برخی تمایلات، همه کمالهایی هستند که انسان برای خود میطلبد، اما همه اینها که بر شمردیم، تنها جلوههایی از کمالگرایی و کمالجویی انسان و بیانگر وجود یک میل بنیادین و فطری در نهاد آدمی هستند؛ یعنی میل به کمال مطلق.

ششمین برنامهی این گروه جامع و نیکوکار را اینگونه معرفی میکند: کسانی هستند که در هنگام محرومیت و فقر، به هنگام بیماری و درد و نیز در موقع جنگ و دفاع در برابر دشمن صبر و استقامت به خرج میدهند و در برابر این حوادث زانو نمیزنند .و در پایان برای جمع بندی و تاکید بر این شش ویژگی میفرماید: اینها کسانی هستند که راست میگویند و اینها پرهیزگارانند. بیایید بسوی سخنی که میان ما و شما مشترک است که جز خدای یگانه را نپرستیم و چیزی شریک او قرار ندهیم و بعضی از ما بعضی دیگر را غیر از خدای یگانه به خدایی نپذیریم.» قرآن با این طرز استدلال به ما میآموزد که اگر کسانی حاضر نبودند در تمام اهداف مقدس با شما همکاری کنند، بکوشید لااقل در اهداف مهم مشترک همکاری آنها را جلب کنید و آن را پایهای برای پیشبرد اهداف مقدستان قرار دهید.

امانت بزرگ خدایی را آسمان و زمین و کوه ها، حمل نکردند و انسان پذیرفت و این نشان اوج استعداد اواست. این بستر نیاز به دستمایه دارد که توحید عالیترین و استوارترین عامل برای صعود از خاک به اوج افلاک است. از جمله هدفهای مقدس جهاد، ریشهکن کردن فتنهها است. «منحصراً سرآغاز پیدایش فتنهها و هواهای نفسانی است که تبعیت میشوند و حکمهایی است که از دین نیست ولی به نام دین در دین تعبیه میکنند». ظاهر آیات مورد بحث، ساکت از قضاوت در مورد پذیرش یکی از دو دیدگاه بالا است (والله یعلم) اما شک و شبههای نیست که بسیاری از آگاهیها که فلش به سوی عمل دارد در صورتی که منجر به عمل نشود چونان درخت بیمیوه است که تنها سایهای میافکند.

می توان گفت که اخلاق و تربیت هر دو به نوعی دانش شناخت انسان است. قرآن کریم مهمترین اصول نیکیها را در ناحیهی ایمان و اخلاق عملی بیان کرده است و با بیان شش عنوان به آن پرداخته است: ایمان به مبدا و معاد و برنامههای الهی و پیامبران و فرشتگانی که واسطهی ابلاغ هستند. 27- برخی از این نظریه پردازان مانند ژان پیاژه ( 1896-1980 م) به بررسی مراحل رشد انسان تا سنینی خاص ( مثلاً دوران نوجوانی) پرداخته اند و گروهی دیگر از آنان مانند اریک اریکسون ( 1902-1994 م) تا دوران کهن سالی نیز پیش رفته اند.

26- آنچه در اینجا آمده، مراحل رشد انسان در نگاه متداول و عمومی است. 20- برای بدن نیز می توان چنین مراتب و شئونی تصور کرد؛ برای مثال، چشم و گوش از شئون عرضی بدن به شمار می روند و هر کدام از آنها در مراحل رشد انسان، از نظر قوت و ضعف دارای مراتبی گوناگون اند. احزاب / 72) حرکت اتمها و حیات سلولها همه و همه تابع برنامه هدایت ویژه ای است که خداوند برای آنها تعیین فرموده است. خداوند میفرماید: «او من کان میتا فاحییناه و جعلنا له نوراً یمشی به فی الناس کمن مثله فی الظلمات لیس بخارج منها کذلک زین للکافرین ما کانوا یعملون» «آیا کسی که مرده بود، سپس او را زنده کردیم و نوری برای او قرار دادیم که با آن در میان مردم راه برود همانند کسی است که در ظلمتها باشد و از آن خارج نگردد.

دیدگاهتان را بنویسید