الاهیات فلسفی با نگاه عقلانی به دین

پاكدامني و عفت، به ويژه در دوران جواني، بهرهمندي از موهبتهاي ويژهي الهي را در پي دارد. وقتی بساط خلافت امویها برچیده شد و خلفای عباسی روی کار آمدند، در دوران خلافت ابو جعفر منصور دوانیقی (136-158) ستارة اقبال معتزله درخشید و عمرو بن عبید (مرد شمارة دو معتزله) با خلیفة وقت رابطة گرمی داشت. پس از آن، با مهاجرت فیلسوفان قاره ای دیگر چون هابرماس یا ریکور به امریکا جریان فلسفه ی قاره ای، در خارج از مرزهای جغرافیایی اروپا نیز با اقبال مواجه شد. پس از آن، با مهاجرت فیلسوفان قاره ای دیگری چون هابرماس یا ریکور به امریکا جریان فلسفه ی قاره ای، در خارج از مرزهای جغرافیایی اروپا نیز با اقبال مواجه شد.

البته، اين خصلت مانند همهي خصلتها و ارزشها قابليت رشد و افزايش دارد؛ بدين معنا كه همه مايهي دروني دارند، گرچه در همه يكسان به فعليت نميرسد؛ براي نمونه، انسان خواهان صداقت و راستي است و به عنوان يك خصلت مثبت و ارزش انساني توان رشد و افزايش دارد؛ اما همه در يك درجه از صداقت و راستي قرار ندارند. مانند عین در عربی که به معنی چشم، چشمه، طلا و … 5- دلالت وضعی لفظی: مانند دلالت لفظ لپتاپ بر خودِ لپتاپ. وی با تأکید بر اینکه باید نسبت به فلسفه حجاب و عفاف، فهم و شناخت ایجاد شود، اظهار کرد: حجاب از لحاظ معنایی مترداف پوشش، حایل، پرده و امثال اینهاست و از دو بعد دارای اهمیت است، بعد اول «ایجابی» است و وجوب پوشش بدن در مقابل نامحرم را مورد تأکید قرار داده و بعد دیگر «سلبی» بوده و عدم رعایت حجاب و خودنمایی مقابل نامحرم امری حرام است.

حال این کوشش میتواند ناشی از تجربه باشد یا ناشی از فراهم آوردن مقدماتی دیگر. این مطلب پاسخ روشن و قاطع به افرادی است که قایلاند همهٔ گرفتاریهایی که در کشورهای اسلامی و شرقی بر سر غریزهٔ جنسی وجود دارد، ناشی از محدودیتهاست؛ و اگر به کلی هرگونه محدودیتی برداشته شود و روابط جنسی آزاد شود، این حرص و ولعی که وجود دارد، از بین میرود. هیچ ریاضی دانی در پی پاسخ به پرسش ریاضی چیست نیست و یا هیچ جامعه شناسی خود را مسئول به دادن جوابی به سوال جامعه شناسی چیست نمیداند و حتی اگر عالِم هر علم در تلاش بر پاسخ به این پرسش برآید، در همان دم از حیطه و حدود علم خود خارج شده و وارد عرصه ی فلسفه شده است!

اگر ميبينيم كه وظيفهي پوشش به زن اختصاص يافته، به اين دليل است كه ملاك آن، ويژهي زن است. اين پاكي و طهارت همان عفاف و پاكدامني است كه راه مفاسد را ميبندد و مرد و زن موظف شدهاند عفت نفس را در غرائز نفساني و اميال جنسي پاس دارند و پيرو هواهاي نفساني نباشند، و نيز زن را مكلف كرده پوشش و سراندازهاي خود را بر سر و گردن بيفكند و زيور پنهان خود را جز براي همسر و محرمان آشكار نكند. مسأله وجوب پوشش را كه وظيفهي زن است، از مسألهي حرمت نظر بر زن كه مربوط به مرد است، بايد تفكيك كرد.

براساس، آن چه در متون اسلامي عنوان شده، معناي پوشش اسلامي اين است كه زن در مواجهه و معاشرت با افراد نامحرم بدن خود را بپوشاند و خودنمايي نكند. بنده امروز اینجور میفهمم که عنوان فلسفه اسلامی مشترک لفظی بین دو معنا است: 1- فلسفه اسلامی بالمعنی الاعم 2.فلسفه اسلامی بالمعنی الاخص. هر زمان که دشمن خواسته به بدنه دین ضربه بزند، سعی کرده غیرت مردان و حیا، عفت و حجاب زنان را بگیرد؛ بهعنوان مثال در اندلس که مسلمانان بسیاری در آن میزیستند و بیش از 30 جلد شرح برای علمای اسلامی اندلس نوشته بودند، دشمن با رواج مشروبات الکی و زیر سؤال بردن حجاب و حیا و همچنین دور کردن مردم از دین و شرع کاری میکند که در همان سرزمین، امروز مسلمانان در اقلیت قرار گرفتهاند.

یادم میآید آن وقتها که حجاب نداشتم، اگر دو روز پشت سر هم قرار بود که به خانهٔ کسی بروم، لباسی را که امروز پوشیده بودم، حاضر نمیشدم فردا بپوشم! و به اثبات این حقیقت پرداخت که حضرت ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) همانگونه که در برابر نیروهای اعزام شده از سوی عبیداله بن زیاد فریاد کشید «العاقل من یکون عارفاً بزمانه» (دانا کسی است که به شرایط زمان خود آگاه باشد) و سپس فرمود: «لو کان دین محمدٍ لم یستقم الا بقتلی یا سیوف خذینی» (اگر دین پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بدون شهادت من پایدار و استوار نخواهد ماند، شمشیرها مرا در خود فرو گیرید)؛ هدف از هجرت از مکه به کربلا نیل به شهادت بود تا به قیمت ریخته شدن خون خود جامعۀ اسلامی اسیر دیسپوتیزم و استبداد را هشیار کند و به این ترتیب مشروعیت را از نظام اموی سلب کند؛ که سرانجام با قیام مردم خراسان به فرماندهی ابومسلم خراسانی سلطۀ اموی نابود و آخرین آنها با عنوان مروان الحمار به زیر خاک اعزام شد و ابومسلم خراسانی، سرکوب کننده امویان، بوسیله منصور خلیفه عباسی، محکوم به مرگ شد.

با توجه به نگاهی کلی به اهم مباحث فلسفه اخلاق اسلامی، ضرورت آن به خوبی روشن میشود؛ به خصوص اگر از شبهات، مکاتب متضاد در فلسفه اخلاق غرب مطلع باشیم که در بعضی از مکاتب همچون مکتب قدرت گرایی نیچه اخلاق ویران و در بعضی دیگر بدون ملاک و مبنایی معقول میشود «همچون حس گرایی». جنبه دیگر علّی است و حامل مکانیسمهای علّی است که برای حصول نتیجه خاصی گرد هم جمع شدهاند.

پرهيز از خودنمايي: زن پاكدامن از مظاهر خودنمايي هم چون نشان دادن زينتهاي خود، بيرون گذاشتن قسمتي از موي سر يا آرايش چهره براي نامحرم پرهيز مينمايد. احساس حيا و شرم از انجام دادن كارهاي زشت از ثمرات عفاف به شمار ميآيد. كنترل رفت و آمدها: زن عفيف از رفتن به مراكز و مكانهاي آلوده و نامناسب، همچون مجالس گناه و لهو لعب خودداري ميكند. پوشش مناسب: زن عفيف از انتخاب لباسهاي نازك و چسبان و رنگهاي تن و زنندهاي كه زمينه ساز جذب نامحرم به سوي او ميشوند، اجتناب ميورزد.

حفظ اين كانون از محكمات و مسلمات شريعت اسلامي است و پوشش در حفظ و حراست اين كانون، نقش دارد. نظام سیاسى براى این که عدالت را از طریق قانون اجرا کند، باید «عدالت توزیعى و عدالت تصحیحى»28 داشته باشد. این افراد برآنند که اخلاق بخشی از نظام طبیعی اشیاء است. البته بحثهای فراوانی در اطراف منشأ پیدایش این صفات پایدار نفسانی انجام گرفته است:(1) عدهای معتقدند كه اینها صرفاً دراثر تكرار عمل پیدا میشوند؛(2) برخی دیگر منشأ آنها را در وراثت و محیط اجتماعی و عواملی ازاینقبیل جستهاند و دستة سومی نیز آنها را ذاتی و فطری پنداشتهاند؛ حالآنكه در مفهوم خُلق و ریشه لغوی آن، هیچیك از این امور لحاظ نشده است.

او مثل هر سوییسی دیگر به سه زبان آلمانی، انگلیسی و فرانسوی مسلط میشود. انگيزهي حقيقي گرايش زن به حجاب، احساس فطري يا غريزي شرم و حياست. در متون ديني و منابع اسلامي نيز به موارد زيادي برميخوريم كه نشان از جايگاه ويژهي زن در جامعه دارد حضور فعال زن مسلمان ايراني در حوزههاي مختلف علمي، آموزشي، فرهنگي، پژوهشي، اجتماعي مويد اين مطلب است. بنابراين، اسلام با ظرافتي شايان توجه، نقش زن را در حوزههاي مختلف جامعه به ويژه در حوزهي تعليم و تربيت فرزندان صالح و مجاهدان راه خدا تبيين كرده است. در فرهنگ اسلامي فلسفه حجاب و دلايل آن تبيين شده، و تبعات بدحجابي بيان گرديده است.

دیدگاهتان را بنویسید