آیا اخلاق مطلق است یا نسبی؟

بسیاری بر این باورند که نخستین جوانه آن در سال 1903 م. اخلاق نیکو می تواند بسیاری از بیماری های شما را از بین ببرد. به درستی که پروردگار شما هر روز می گوید: من عزیزم و هر که عزت دو سرا را می خواهد، باید از عزیز اطاعت کند. به عبارت دیگه، فردی که خوش خلقه میخواد همیشه هردوی شما پیروز بشین. روزی فردی به مسجد آمد. وجود چنین اسوه هایی که در بدترین شرایط تاریخی بر تعهدات اخلاقی خویش پایداری کرده اند امکان پذیر بودن عمل به دستورات اخلاقی اسلام را اثبات می کند. کوتاه سخن اینکه در نگرش قرآنی، افعالی ارزشی به حساب میآید که هر سه شرط یاد شده را دارا باشد، با نبود هر یک از سه خصوصیت یاد شده، عمل غیراخلاقی و یا ضداخلاقی قلمداد میشود.

یعنی اگر از در و دیوار جامعهای فساد ببارد و قساوت و بیمروتی و بیشفقتی سکه رایج باشد، روح انسانها تیره و پژمرده می شود. اگر کسی نزد پیامبر میآمد، حضرت حتماً برای احترام او واکنش نشان میداد؛ برای مثال از مکان خود جا به جا میشد. جا برای نشستن زیاد است». رسول خدا صلی الله علیه وآله که تنها در مسجد نشسته بود، برای او جا به جا شد؛ وی گفت: «ای فرستاده خدا ! با بیل و طناب، به کار و تامین معاش خانوادهام مشغولم، از اینرو دستانم زبر و خشن شده است».رسول خدا صلی الله علیه وآله با شنیدن این جمله، دستان سعد را بوسید و فرمود: «این دستی است که آتش جهنم با آن تماس پیدا نمیکند».

ایشان این کار را بهترین عبادت دانسته، میفرماید: «عبادت خدا ده بخش است که نُه بخش آن پیجویی روزی حلال است» و در روایت دیگری فرمود: «عبادت هفتاد بخش است که بهترین آن پیجویی حلال است». یکی از حاضران گفت: «اگر این جوان نیروی جوانیش را در راه خدا به کار میگرفت، شایسته تمجید بود». رسول خدا صلی الله علیه وآله با همه به گونهای یکسان برخورد میکرد و حق همه حاضران را به خوبی بجا میآورد؛ به گونهای که هیچکس احساس نمیکرد که از نظر رسول خدا صلی الله علیه وآله، فرد دیگری از او محترمتر است.

همه حاضران انصاف را در حق یکدیگر رعایت و با یکدیگر براساس تقوا و پرهیزکاری رفتار میکردند. نسبت به یکدیگر فروتن بودند و به افراد بزرگتر احترام کرده، با افراد کوچکتر مهربان بودند. کسانی که تنبلی کرده، بار زندگی خود را بر دوش دیگران میاندازند، ملعون میداند: «هرکس بار زندگی خود را بر دوش دیگران اندازد، ملعون است». احترام افراد چنان برای ایشان مهم بود که اگر میخواست به کسی اشاره کند، هرگز با انگشت اشاره میکرد، بلکه با کف دست خود اشاره میکرد. چنین افرادی وقتی به افراد عادی و تهی دست می رسند، گشاده رویی و نرم خویی را فراموش می کنند و چهره ای عبوس و خشن به خود می گیرند.

پس سعی کنید که واقعا خوب باشید و رفتارهای خالصانه خود را تقدیم دوستان و آشنایان خود کنید تا رفاقت و زندگی پایداری داشته باشید. اخلاق دستوری یا اخلاق هنجاری از موضوعاتی است که در حوزه فلسفه اخلاق مورد بحث قرار می گیرد در این شاخه از اخلاق، ما به طریق عقلانی میکوشیم، معیارها و قواعدی را عرضه کنیم که به کمک آنها، اعمال خوب و درست را از اعمال بد و نادرست تشخیص دهیم یا به تعبیر دیگر، به طریق عقلانی میکوشیم اصولی را کشف کنیم که به ما کمک میکند چه کارهایی را باید انجام دهیم و چه کارهایی را نباید انجام دهیم یا چه کارهایی خوب، و چه کارهایی بد است بنابراین، آنچه در این حوزه برای فیلسوف اخلاق اهمّیت دارد، کشف این نکته است که چرا انسانها بعضی از اعمال را خوب و بعضی دیگر را بد میدانند و چه اعمالی را باید و چه اعمالی را نباید انجام دهند.

در دنیای امروزی که پر از اتفاقات ناخوشایند بوده که احساس خوب را در انسان از بین می برد، اگر این ویژگی در کسی به وجود بیاید، در واقع او توانسته به درجه رفیعی از انسانیت دست پیدا کند. پیامبر هنگامی که با سعد دست داد، احساس کرد که دستان او زبر و خشن است. از او پرسید: «به دستت چه آسیبی رسیده که چنین زبر و خشن شده؟ این چنین نگرشی البته نیازمند احاطه و توانایی خداوندی است آگاه و حکیم.

اما اگر درستی و نادرستی اخلاقی این اعتقاد به عنوان یک فعل اختیاری یا یک صورت راسخ نفسانی بررسی شود و اقتضا یا مانعیت آن نسبت به کمال و سعادت (خوبی و بدی آن) مورد نظر قرار گیرد، کاوشی اخلاقی صورت گرفته است. آیا با این نوع تعریف اخلاق فیلسوفان و حکیمانی همچون ارسطو،ابن مسکویه و ارسطو می تواند انسان ها را به سوی سعادت و کمال حقیقی راهنمایی کند؟ به تمام و کمال و افزون بر اندازه لازم دریافت می دارند. به اجتماع ارزانی می دارد.

هر کسی احساس می کند هر چه دارد از خدای متعال است و تنها با عبادت معبود حقیقی هستی آرامش می یابد. 4 ـ تأثیر قطعی و نامحسوس عمل: گرچه هر عمل به نوعی در پیدایش ملکه نقش دارد، اما تأثیر آن معمولاً به چشم نمیآید و احساس نمیشود. یعنی معتقدند برای تربیت مؤثر و ایجاد تحول پایدار، متربی باید خود را در مقام مربی و مصلح احساس کند. البته براساس برخی روایات، اهل بیت خود را استثنا میکرد و آن را جایز میدانست.

لذا برخی از حکما و فلاسفه، علم اخلاق را عبارت از «علم زیستن» یا علم «چگونه زیستن» دانسته اند و ابو علی سینا علم اخلاق را به علمی تعریف نموده است که وظایف و تکالیف انسان را نسبت به خویشتن مورد بحث و گفت وگو قرار می دهد. امام سجاد علیه السلام در ضمن هر فراز ۳۰ گانه از این دعا، آراستگی به برخی از اخلاق پسندیده یا طلب دوری از بعضی رذائل اخلاقی را از خداوند درخواست مینمایند. اخلاق پسندیده این است که در هر جایی بتوانید به مناسب ترین حالت ممکن از خود واکنش نشان دهید.

جلسات پیامبر رحمت، سرشار از اخلاق پسندیده و والایی بود که رسول خدا صلی الله علیه وآله با گفتار و کردار حیاتبخش خود، در افراد به وجود آورده بود. رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «این طور نگویید! در فراز دیگر فرمود: «هرکس از دسترنج خود بخورد، روز قیامت در شمار پیامبران قرار میگیرد و پاداش آنها را میبرد». و «هرکس حاصل دسترنج خود را بخورد، همچون برقی درخشان از پل صراط میگذرد».

» فرمود: «چشمهایتان را از گناه پوشیده دارید؛ جواب سلام را بدهید؛ نابینایان را راهنمایی کنید و امر به معروف و نهی از منکر کنید». روزی به یاران خود فرمود: «حق مجالس را ادا کنید». نیازمندان را بر خود مقدم میداشتند و مراقب و محافظ افراد غریب بودند. صدای افراد در آنها بلند نمیشد و حریم هیچکس نمیشکست. اگر در جلسه از کسی اشتباهی سر میزد، در جای دیگر نقل نمیشد.

در جلسات ایشان، هرگز گناهی انجام نمیشد. پیامبر در جلسات خود، همواره خوشرو، گشاده و نرمخو بود. وی در پایان به طرح این مسئله پرداخت که به عنوان راهحلی که میتواند ما را از بنبستهای مدرنیته نجات دهد باید به استقلال دادن به نهادهای فرهنگی و اجتماعی اشاره کنیم.در واقع نهادهائی که میتوانند اخلاق را در جامعه تسری دهند باید مستقل عمل کنند تا فرصت بازسازی جامعه را داشته باشند. آن حضرت چنان رفتار کرده بود که در حضور ایشان نزاع و جدالی درباره یک مسئله در نمیگرفت.

نحوه نشستن آن حضرت بسیار مؤدبانه بود؛ به گونهای که هیچگاه دیده نشد که پای خود را در حضور دیگران دراز کند. کنایه از اینکه کسی که کاری ندارد، ممکن است در اثر فشار فقر و نیازهای زندگی، دین خود را تابع دنیایش قرار دهد و آن را وسیلهای برای تأمین زندگی خود قرار دهد یا دینفروشی کند یا دینش را از دست بدهد. عظمت این نظام اخلاقی این است که دستور نمی دهد،بلکه تبدیل می کند. برای پیشگیری تحویلینگری در ترسیم مسئولیتهای اخلاقی بنگاههای کسبوکار، تدوین سند جامع اخلاقی شرکت را توصیه میکنیم.

نظام ارزشی و اخلاقی اسلام، نظامی فراگیر، عام و شامل است. بخشی از دستورهای مهم و مورد تاکید اسلام پیرامون نحوه رفتار هر مسلمان با دیگران است. یعنی به نظرم یک مسلمان به صفت مسلمانی، میتوانند (و به اعتقاد من می باید) این نوع ساخت سیاسی را – یعنی ساخت سیاسی ای که در آن “حقّ ناحق بودن” شهروندان در آن برسمیت شناخته می شود- بپذیرد. انسان مسلمان با نظر در چهره معصومين در آينه صفحات تاريخ شوق كمال معنوي را در خود مي يابد و با اميد و اطمينان به امكان پذير بودن كمالات معنوي روي به تلاش مي آورد.

در این مکتب به جای پیش بینی علمی و کنترل انسان روی به هم دلی، درک و آزادی آورده شده است تا او در افزایش آگاهی نسبت به دنیای خود موفق تر باشد و بتواند بهتر انتخاب کند و زندگی را شکل دهد. جرم و انحراف با روح شریعت، سر ناسازگاری دارد و از هر کس که سر بزند زیانبار است و خردمندان موظند از آن جلوگیری کنند و عقل و شرع میگوید؛ خندیدن به روی مجرم، کاری نابخردانه است. اخلاق سازمانی به فرهنگ آن سازمان متکی است و شباهت و ارتباط مستقیم با رفتار سازمانی در سطوح کوچک و کلان دارد.

دیدگاهتان را بنویسید