آیا اخلاق مطلق است یا نسبی؟

۱- توحیدی بودن: علم اخلاق مقدمه برای تهذیب نفوس و رسیدن به معرفت و توحید است، زیرا با رذیلتهای اخلاقی که حجاب قلب محسوب میشوند، انسان نمیتواند به مقصد اصلی که معرفت و توحید است برسد. هیچ کس نمیتواند اینها را به حساب نسبیتبگذارد. عواقب مرگبار و خطراتی که این گونه مکتبها برای جوامع بشری به وجود میآورد بر هیچ عاقلی پوشیده نیست. آیا اخلاق خوب و بد و رذائل و فضائل جنبه مطلق دارد; یعنی، مثلا شجاعت و فداکاری و تسلط بر نفس در هر زمان و هر مکان بدون استثنا خوب است، یا خوبی و بدی این صفات نسبی است، در پارهای از جوامع و بعضی از زمانها و مکانها خوب در حالی که در جامعه یا زمان و مکان دیگر، بد است؟

بر فرض که انسان بتواند بدون اعتقاد به خدا و دین هم خوب باشد؛ اما آیا اسلام با این نظر موافق است؟ اعتقاد به خدای یگانه ابزاری است برای اینکه انسان راه خوب را بشناسد و به آن عمل کند. هرگاه مؤمن گناهی انجام دهد نقطه سیاهی در قلبش پدید میآید، پس اگر توبه و استغفار کند و دست بردارد قلبش از آن نقطه پاک میشود و اگر ادامه دهد آن نقطه افزایش مییابد. سیستم اخلاقی که برپایه¬ی نظریات اسلامی به وجود می آید، سیستمی است دامنه دار که تمام سیستم های مختلف اخلاقی که دانشمندان اخلاق به آن ها اشاره کرده اند، تحت این نظریه اسلامی مندرج و هریک از آن ها در محل مناسبی برای خود جا باز می کند.

گاهی اخلاق در دو معنای عام و خاص استعمال می شود؛ معنای عام را «حکمت عملی» و معنای خاص را «علم تهذیب اخلاق» که شاخه ای از حکمت عملی است، می گویند. مثلاً، وقتی گفته می شود نظام آموزشی کشور مسئول پرورش نیروی انسانی متعهد و متخصص است یا فلان سازمان مسئول واردات داروهای خاص است یا وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مسئول تامین، حفظ و ارتقاء سلامت است، مسئولیت پاسخگویی در عرصه اجتماعی نیز اهمیت دارد.

بدین معنی که انواع مختلف افعال انسان، مانند افعال خاص هر فرد ، در ارتباط با خانواده و یا با کرده ها و جوامع مختلف انسانی و افعال فرد در ارتباط با خدای متعال ارزش گذاری میشوند، یعنی انسان در انواع فعالیتها و ارتباطهای خود قادر به کسب ارزش های اخلاقی است. هرگاه فهرستی از افعال خوب و بد و نیز فضایل و رذایل (هیآت و ملکات شایسته و ناشایست) فراهم اید سیمای انسان مطلوب مشخص شده است. و یا اینکه علم اخلاق، علمی است که از انواع صفات خوب و بد، صفاتی که ارتباط با افعال اختیاری انسان دارد، و از کیفیت اکتساب این صفات و یا دور کردن صفات رذیله بحث میکند.

طباطبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان، ج اول، چاپ دوم، ترجمه ناصر، مکارم شیرلزی، نشر بنیاد علمی علامه طباطبایی، ۱۳۶۴، ص ۵۲۳. ۱۱. ↑ خمینی، روح الله، دانشنامه امام خمینی، ج۱، ص۵۲۷، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۰۰. ۱۵. ↑ . مصباح، مجتبی، فلسفه اخلاق، چاپ هشتم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۱، ص ۷-۱۶۱. ۲. ↑ . مصباح، محمد تقی، دروس فلسفه اخلاق، چاپ سوم، انتشارات مؤسسه اطلاعات، ۱۳۷۳، ص ۹.

۹. ↑ خمینی، روح الله، الطلب و الاراده، ص۷۵، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۷۹. خمینی، روح الله، صحیفه امام، ج۱۴، ص۳۲، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۹. خمینی، روح الله، دانشنامه امام خمینی، ج۱، ص۵۲۷، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۰۰. ۷. ↑ خمینی، روح الله، صحیفه امام، ج۱۸، ص۴۵۰، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۹. خمینی، روح الله، المکاسب المحرمه، ج۲، ص۱۱۲، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۵.

مصباح، مجتبی، فلسفه اخلاق، چاپ هشتم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۱، ص ۷-۱۶۱. مصباح، مجتبی، فلسفه اخلاق، چاپ هشتم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۱، ص۹. و اتفاقا خودش از علمدارهای اخلاق است و عده ای گول حرفهايش را خورده اند و او را آدم انساندوستی میدانند ، و من مكرر گفته ام : اين آدم فلسفه اش بر خلاف شعارهايش است ، شعار انساندوستی میدهد و در فلسفه خودش بر ضد انساندوستی حرف میزند اصلا انساندوستی در فلسفه راسل دروغ محض است میگوئيم اخلاق چيست ؟ اين شعارهای انساندوستی تو كه در خيابانها راه میافتی و عليه جنگ ويتنام و غيره شعار میدهی برای چيست ؟

که برجستهترین آنها، به نام احیاء علوم الدین میباشد.اثر مهم دیگر پس از کتاب غزالی، از آن خواجه نصیرالدین طوسی با عنوان « اخلاق ناصری» میباشد و بعداز آن «جامع السادات، ملا مهدی نراقی و « معراج السعادة» ملا احمد نراقی از جمله آثار متأخر در این باب میباشند. خواجه نصیر الدین طوسی درباره آن گفته است: «حکمت، قیام نمودن به کارها است چنان که باید» این، تعریف اخلاق به معنای عام آن است.

انسان از جهات مختلفی نیازمند به هدایت وحی و انبیاء است: – تذکّر وحی به عقل و فطرت. اسلام دینی است که تنها به یک سلسله پندها و اندرزهای فردی اکتفا نکرده است، بلکه دینی جامع و همه جانبه است که آنچه را که فرد و جامعه بدان نیازمند است، آنرا به عنوان یک واجب، فرض نمودهاست. و این حقیقت نیازمند شناخت فضایل اخلاقی و رذایل است تا درست از نادرست تشخیص داده شود، و شناخت فضیلت و رذیلت در کنار هم در منابع اخلاقی مورد بحث و بررسی قرار گرفته و با استفاده از آیات و روایات، موارد فضیلت و رذیلت اخلاقی بیان شده است.

علم اخلاق از جمله علومی است که همواره مورد توجه فرهیختگان مسلمان بودهاست، که به مقتضای زمان و نوع گرایش بدان پرداختهاند. آیا فرایند طبیعی رشد که به مقتضای ذات انسان رخ می دهد و عامل خارجی در آن دخالت ندارد نیز تربیت نام می گیرد؟ بر اساس قوانین جهان هستی، هر چیزی را که به آن فکر کرده و در موردش صحبت کنیم، به زندگی مان دعوت می کنیم. نوشته حاضر، تحقیقی اجمالی بر علم اخلاق اسلامی است.

و بی شک نظام اخلاق اسلامی که در تعالیم و حیاتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) تبلور یافته و در منابع اصیل اسلامی تجلی کرده، تنها عامل هویت بخش و سعادت آفرین انسان است که با مراجعه به قرآن و سنت میتوان از آنها به خوبی بهرهمند شد. پس از او میتوان از غزالی نام بردکه آثار متعددی در اخلاق ، تألیف نمود. پس خوب است هر دومان مواظب باشيم. همانگونه که در بحث گذشته گفتیم، مسائل اخلاقی بستگی به معیارهای سنجش زائیده از جهانبینیها دارد; آنها که اصل و اساس را، جامعه – آن هم در شکل مادیاش – میبینند، چارهای جز قبول نسبیت در اخلاق ندارند; زیرا جامعه بشری دائما در تغییر و تحول است و شکل مادی آن پیوسته دگرگون میشود; بنابراین، چه جای تعجب که این گروه مرجع تشخیص اخلاق خوب و بد را افکار عمومی جامعه و قبول و رد آن بدانند.

اتخاذ می کند، آن ها اگرچه صلاحیت دارند کمک و مؤید مرجع اصلی باشند که به آن اشاره کردیم، ولی به تنهائی صلاحیت ندارند که مرجع و مأخذ برای شناسائی نیک و بد قرار داده شوند. بدیهی است که خوشرفتاری مؤمنان با یکدیگر، یکی از ارزش های والای اخلاقی به حساب می آید. فضایل و رذایل مربوط به رابطه انسان و خدا در اخلاق بندگی مشاهده می گردد. امّا اون چیزی رو که ما می خوایم نه سستیه و نه تهور. در مسائل اخلاقی نیز گاه به موضوعاتی برخورد میکنیم که در یک شکل فضیلت است و با دگرگونی تبدیل به رذیلت میشود; نترسیدن در حد اعتدال شجاعت است و فضیلت، ولی اگر از حد بگذرد، تهور و بیباکی و رذیلت است.

ممکن است کسانی نام این دگرگونی موضوعات را نسبیتبگذارند، نزاعی با آنها در مساله نامگذاری نداریم، و چنین نزاعی را نزاع لفظی میشمریم زیرا این گونه موارد از قبیل تغییر موضوع و ماهیت چیزی است، و اگر منظور بعضی از طرفداران نسبیت این باشد، مشکلی نیست; مشکل آن است که شاخص فضیلت و رذیلت و حسن و قبح اخلاقی را پسندیدن اکثریت جامعه بدانیم. گروه اول کسانی هستند که نسبیت را در تمام هستی قائل هستند; هنگامی که وجود و عدم نسبی باشد، اخلاق مشمول نسبیتخواهد بود.

ب. عمر بن ابی سَلَمه، از سوی امیر مؤمنان علی (علیه السلام) مدتی استاندار بحرین بود. هر تخلف از وعده و پیمانشکنی یک قدم به سوی ناجوانمردی است، گرچه اثر آن محسوس نیست و هر گناه به منزله یک آجر در تشکیل دیوار بلند عصیان و ملکه فسق و یک نقطه کوچک نامرئی در صفحه سفید قلب. ولی در اسلام که معیار اخلاقی و ارزش فضائل و رذائل از سوی خدا تعیین میشود و ذات پاک او ثابت ولایتغیر است، ارزشهای اخلاقی ثابت ولایتغیر خواهد بود و افراد و جوامع انسانی باید از آن الگو بگیرند و تابع آن باشند نه اینکه اخلاق تابع خواست آنها باشد!

زیرا با تصویری که از اخلاق به دست آمد مکارم اخلاقی همه و یا حداقل بسیاری از معارف و احکام دینی را شامل میشود و اتمام مکارم اخلاق به معنای کامل کردن تمامی آموزههای دینی در زمینههای اعتقادات و معارف، قوانین الهی و رفتارهای ارزشی خواهد بود. به ظرایف و عمق مسئولیت پذیری، هم در حوزه خرد (فردی) و هم در بعد کلان (اعم از ملی و یا بین المللی) و هم در ساختار سازمان ها، باید از این منظر نیز، نگاه شود و مهمتر از همه اینها، عمل کردن بر این اساس است وگرنه بدون مستندات، نمی توان دم از مسئولیت پذیری اجتماعی زد.

دیدگاهتان را بنویسید