آمریکا: ایران عامل طولانی شدن جنگ یمن است!

در پاسخ به این سوال باید گفت که به نظر میرسد عربستان و امارات قصد ندارند به شکل مستقیم در برابر ایران قرار بگیرند و بر همین اساس تصمیم گرفتهاند تا بحرین را نماینده جبهه خود قرار دهند. دولت آمریکا بیشترین حمایت را از جبهه النصره کرد. صدام با حمایت از سازمان آزادیبخش فلسطین و جبهه آزادیبخش عرب و نیز با حمله به کیبوتز میسگاوام در شمال فلسطین اشغالی در آوریل 1980 کوشید در منازعه اعراب و اسرائیل نقش مهمی ایفا کند. اینها باعث میشد بحرین برای انگلیس خیلی مهمتر باشد و از نظر استراتژیک نخواهند و نتوانند به ایران باج بدهند و ایران هم در شرایطی نبود که بتواند لشکرکشی کند چون آنجا جمعیت زیادی وجود داشت و با سه جزیره متروکه و نیمه متروکه کاملا متفاوت بود. به نظر میرسد که میخواهند شعار هماهنگی دولت و مجلس را در ظاهر نشان دهند، در حالی که این بزرگترین ظلم به کشور و جامعه خواهد بود. تجلیل اعراب از موفقیت های اولیه عراق در جنگ با ایران که بزرگترین پیروزی نظامی بر ایرانیها پس از نبرد قادسیه در سال 637م به شمار می رفت نیز نشان دهندة اهمیت غرور عربی به مثابه یکی از نیروهای محرک این منازعه بود. بنابراین صدام از همان ابتدا به دفاع از مواضع اعراب پرداخت و همراه با سعودی ها در جهت مقابله با حکومت انقلابی تهران، نقش برجسته ای در سازماندهی حکام کشورهای خلیج فارس و فراهم کردن مقدمات امنیت جمعی برای آنها ایفا کرد.

صدام آشکارا سیاستهای ارتقای جایگاه عراق در خاورمیانه و تقویت قدرت نظامی این کشور، از جمله تدوین یک برنامه هسته ای را دنبال می کرد تا عراق را به تنها دولت عربی دارای توان هسته ای برای مقابله با حکومت اشغالگر قدس تبدیل کند. دیگر کشورهای عربی منطقه نیز از انقلاب ایران می ترسیدند ولی ابزارهای لازم برای مقابله با آن را نداشتند؛ اما عراق این توانایی را داشت و با تعدیل افراطی گری خود، از انزوای سیاسی خارج شده بود. همچنین با وجود محدودیت اکتشافات نفتی در عراق، این کشور از نظر ذخایر نفتی پس از عربستان، دومین جایگاه را در منطقه داشت نیروی نظامی عراق نیز از همه کشورهای عربی منطقه بیشتر بود و کمابیش با ایران برابری می کرد. نه تنها در عراق، بلکه در کویت، بحرین و عربستان قلمداد می شد. پس از شروع جنگ هم ترس از گسترش آن و به ویژه هراس حکومتهای عرب میانه رو از حملات ایران به تأسیسات نفتی آنها در خلیج فارس، مانع ابراز حمایت آشکار این کشورها از عراق می شد. با وجود سکوت ظاهری برخی کشور های عربی خلیج فارس، شواهدی وجود دارد که نشان می دهد این کشورها پیشاپیش از طرحهای نظامی عراق باخبر شده و آنها را تأیید کرده بودند.

انقلاب ایران برای سران عرب کشورهای خلیج فارس یک زنگ خطر بود؛ زیرا ماهیت مردمی و شیعی این انقلاب، حکومتهای این کشورها را تهدید می کرد. اسلام بنیادگرا در پیوند با تشیع مبارز، برای رهبران و سلاطین اهل تسنن و همچنین حکومت سکولار بعث در بغداد یک تهدید محسوب می شد. جمعیت حدود 14میلیونی عراق در آن زمان به جز مصر، از همه کشورهای عربی صادرکنندة نفت بیشتر بود و بیشتر جمعیت آن را افراد باسواد و طبقه متوسط تحصیل کرده و فن سالار تشکیل می داد. برخلاف دیگر کشورهای عربی صادرکنندة نفت در منطقه، سیاستهای توزیع در عراق مانع شکل گیری طبقه فرادست ثروتمند شده بود. دوری عراق از شوروی، فاصله گرفتن از دوستان تروریست سابق و مشارکت در اعطای کمکهای خارجی به ویژه به اردن، بغداد را از حالت انزوا میان اعراب میانه رو بیرون آورد. ، نخستین عهدنامه رسمی بین ایران و کشور عراق بعد از استقلال آن بهشمار میآمد. اما ملک حسین شاه اردن که از جانب نیروی هوایی ایران احساس تهدید چندانی نمی کرد، با آزادی عمل بیشتری وارد میدان شد و اعلام کرد که این جنگ را منازعه ای بین حکومت تهران و همه کشورهای عرب خلیج فارس می داند که عراقیها در خط مقدم آن قرار دارند…

اچ. اچ. عبیدی در این مورد می گوید:«حکومت عراق به رغم ژست سکولارش، جنبش ملی ضد شاهنشاهی ایران را به مثابه یک خیزش شیعی می دانست که می تواند تأثیر عظیمی بر عراق داشته باشد». و نماد تسلیم اعراب در برابر یک همسایه قوی تر یعنی ایران بود. عراق از ابعاد گوناگون جمعیتی، اقتصادی و نظامی توان بالقوه لازم را برای تبدیل شدن به قدرت برتر در منطقه و جانشینی مصر برخوردار بود. کلودیا رایت می گوید:«دیپلماسی عراق در سال 1980 نوعی توافق عربی را ایجاد کرد که حمایت عربستان، اردن و کشورهای کوچکتر عربی منطقه از اقدام نظامی عراق علیه ایران را به دنبال داشت.» پس از شروع جنگ، سایر کشورهای عربی نیز آمادگی خود را برای ارائه کمکهای سیاسی، اقتصادی و لجستیک به عراق اعلام کردند. اگرچه باز هم بعید است که اروپاییها بخواهند به خاطر پیشرفت برنامه موشکی ایران در حمله احتمالی به این کشور با آمریکا همراه شوند، اما حتی در صورتی که این اتفاق هم بیفتد، قطعاً اجماع بینالمللی علیه ایران از طریق سازمان ملل شکل نخواهد گرفت، چراکه روسیه و چین به هیچ عنوان نسبت به برنامه موشکی ایران و ماهیت تدافعی آن با محور غربی-عربی همعقیده نیستند و اجازه نخواهند داد قطعنامهای مبنی بر آغاز جنگ علیه ایران به بهانه برنامه موشکی این کشور صادر شود.

دیدگاهتان را بنویسید